• شماره های پیشین

    • فهرست مقالات -

      • دسترسی آزاد مقاله

        1 - پاسخ به يك اشكال ديرين در نحوة مواجهة ملاصدرا با ادلة سهروردي بر انكار وجود نفس پيش از بدن
        علي  شيرواني مجتبي  افشارپور
        دربارة وجود پيشينِ نفس ـ ‌‌وجود نفس پيش از تعلق به بدن‌؛ خواه اين وجود پيشين حادث باشد و خواه ازلي‌ـ ميان حكيمان اختلاف است. ملاصدرا هرچند، نفس با تعين خاص ـ‌نفس بماهي نفس‌ـ را برآمده از حركت جوهري جسم (جسمانية الحدوث) ميداند، وجود پيشين آن را نيز ميپذيرد ولي آن را وجود چکیده کامل
        دربارة وجود پيشينِ نفس ـ ‌‌وجود نفس پيش از تعلق به بدن‌؛ خواه اين وجود پيشين حادث باشد و خواه ازلي‌ـ ميان حكيمان اختلاف است. ملاصدرا هرچند، نفس با تعين خاص ـ‌نفس بماهي نفس‌ـ را برآمده از حركت جوهري جسم (جسمانية الحدوث) ميداند، وجود پيشين آن را نيز ميپذيرد ولي آن را وجودي عقلي ميشمارد. وي در اين بحث، ادلة سهروردي براي نفي وجود پيشين نفس را بررسي، نقد و رد ميكند. بين شارحان كلام ملاصدرا همواره اين پرسش مطرح بوده كه چرا او ادلة سهروردي را بر نفي وجودِ پيشين نفس با تعين خاص خود حمل نكرده است تا با يكديگر همسخن شوند، با آنكه كلام و ادلة سهروردي زمينة چنين برداشتي را دارد؟ از اينرو، هم بعضي از مفسرانِ متقدم ملاصدرا و هم بعضي از معاصرين، بر او خرده گرفته‌اند و اشكالهاي وي بر سخن سهروردي را نابجا دانسته‌اند. اين مقاله ضمن اشارة اجمالي به نكات بنيادين در ادلة سهروردي و نقدهاي ملاصدرا بر آن، نكتة اصلي رويگرداني او از حمل كلام سهروردي بر راي مختار خود را بيان ميكند. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        2 - نقد و بررسي كاربردهاي نظرية «وجود رابط بودن معلول» در مسائل فلسفي
        علي  ارشدرياحي فتاح  هنرجو
        از ديدگاه صدرالمتألهين وجود معلول عين ربط و تعلق به علت خويش است. اين ديدگاه تحول قابل توجهي در مسائل فلسفي ايجاد كرده است، چنانكه برخي از شارحان ملاصدرا از اين نظرية فلسفي در اثبات برخي مسائل فلسفي و حتي كلامي استفاده نموده‌اند. در اين مقاله چهارده مورد از مسائلي كه بر چکیده کامل
        از ديدگاه صدرالمتألهين وجود معلول عين ربط و تعلق به علت خويش است. اين ديدگاه تحول قابل توجهي در مسائل فلسفي ايجاد كرده است، چنانكه برخي از شارحان ملاصدرا از اين نظرية فلسفي در اثبات برخي مسائل فلسفي و حتي كلامي استفاده نموده‌اند. در اين مقاله چهارده مورد از مسائلي كه بر پاية «عين‌الربط بودن معلول» اثبات شده‌اند، جمع آوري و مورد نقد و بررسي قرار گرفته‌اند. در نهايت روشن ميشود كه تأثير نظرية وجود رابط در ده مورد از آنها قابل پذيرش و در ساير موارد مردود است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        3 - بازخواني چيستي حيثيات و چگونگي دلالت آنها بر تركب موضوعِ متحيث (با محوريت آراء ميرداماد)
        محمدهادي  توكلي
        اهميت «حيثيات» در فلسفه تا بدانجاست كه برخي مدعي شده‌اند «لولا الاعتبارات لارتفعت الحكمة» و فلسفه را بر حيثيات استوار دانسته‌اند. يكي از مباحث فلسفي كه در پيوند با بحث از حيثيات قرار دارد، بحث از «تركيب» است؛ حيثيت، هر گونه كه باشد، بر نحوه‌يي از تكثر دلالت ميكند، زيرا چکیده کامل
        اهميت «حيثيات» در فلسفه تا بدانجاست كه برخي مدعي شده‌اند «لولا الاعتبارات لارتفعت الحكمة» و فلسفه را بر حيثيات استوار دانسته‌اند. يكي از مباحث فلسفي كه در پيوند با بحث از حيثيات قرار دارد، بحث از «تركيب» است؛ حيثيت، هر گونه كه باشد، بر نحوه‌يي از تكثر دلالت ميكند، زيرا مناط اتصاف به يكي از حيثيات، عيناً مناط اتصاف به حيثيت ديگر نيست. بنابرين، حيثياتي كه از يك موضوع واحد (اعم از وحدت حقيقي يا اعتباري) انتزاع ميشوند بر وجود نحوه‌يي از تكثر در خود موضوع (در حيثيت تقييديه) يا امور خارج از موضوع (در حيثيت تعليليه) دلالت ميكنند؛ مركب بودن يكي از انحاء تكثر در موضوع است. اين نوشتار در صدد است به بازخواني مسئله» حيثيات و مباحث مقدم و مؤخر بر آن بپردازد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        4 - نظم هستي و بايستي؛ كتاب تكوين‌ ‌و كتاب تدوين
        سيدمصطفي  محقق داماد
        مباحث پيرامون نظم در حكمت اسلا‌مي ذيل دو عنوان و اصطلا‌ح بارز مطرح شده‌اند: «كتاب تكوين» و «كتاب تشريع/تدوين». كتاب تكوين، نظم قهري و اجباري حاكم بر عالم را تبيين و توصيف ميكند و كتاب تدوين، سلسله قوانيني را شامل ميشود كه براي نظم بخشيدن به سير كمال انسان ترسيم شده‌اند. چکیده کامل
        مباحث پيرامون نظم در حكمت اسلا‌مي ذيل دو عنوان و اصطلا‌ح بارز مطرح شده‌اند: «كتاب تكوين» و «كتاب تشريع/تدوين». كتاب تكوين، نظم قهري و اجباري حاكم بر عالم را تبيين و توصيف ميكند و كتاب تدوين، سلسله قوانيني را شامل ميشود كه براي نظم بخشيدن به سير كمال انسان ترسيم شده‌اند. ويژگي عمده كتاب تدوين اينست كه بر اساس مريد و مختار بودن انسان ترسيم شده است و بنابرين مجموعه‌يي از قوانين و دستورالعملهاي پيشنهاديست نه اجباري. در حكمت متعاليه ايندو نظام منطبق بر يكديگر دانسته شده‌اند. ملا‌صدرا خود از ايندو به «امر تكويني» و «امر تشريعي» تعبير كرده است. براساس اين ديدگاه ملا‌صدرا ميتوان گفت نظم مدنظر وي، حتي در مورد قوانين بشري و اجتماعي، نه از سنخ امور اعتباري بلكه امري واقعي و عيني است. در حكمت متعاليه، بتبعيت از آموزه‌هاي ديني، راه درست كمال انساني نيز راهي ترسيم شده و مشخص دانسته شده است كه همانا تبعيت از اصول حاكم بر هستي يا بتعبير علا‌مه طباطبايي، تبعيت از فطرت است. اين راه و نظام در تمام زمانها و مكانها بين افراد و جوامع مشترك است تا امكان سعادتمندي براي همگان فراهم گردد و زندگي اجتماعي ميسر باشد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        5 - رابطة ‌وجود با ماهيت در حكمت متعاليه
        مقصود  محمدي
        نوع رابطة وجود با ماهيت در حكمت متعاليه در مباحث اصالت وجود و اعتباري بودن ماهيت مطرح شده است. ملا‌صدرا در اينباره با دو زبان يا با دو شيوه بيان مطلب كرده است. او از يكسو ميگويد وجود بالأصاله و بالذات تحقق دارد و ماهيت بالعرض و بواسطه وجود تحقق پيدا ميكند و با وجود متحد چکیده کامل
        نوع رابطة وجود با ماهيت در حكمت متعاليه در مباحث اصالت وجود و اعتباري بودن ماهيت مطرح شده است. ملا‌صدرا در اينباره با دو زبان يا با دو شيوه بيان مطلب كرده است. او از يكسو ميگويد وجود بالأصاله و بالذات تحقق دارد و ماهيت بالعرض و بواسطه وجود تحقق پيدا ميكند و با وجود متحد است، اما از سوي ديگر معتقد است تنها «وجود» تحقق عيني دارد و ماهيت هرگز پا به عرصه وجود نميگذارد و فقط يك امر اعتباري محض است كه عقل از وجود انتزاع ميكند. اين دو تعبير ـ‌ظاهراً‌ـ متباين، موجب سر در گمي پژوهشگران گرديده است. از اينروي برخي او را به تناقضگويي متهم كرده و برخي ديگر كوشش نموده‌اند تا اين تعارض را بگونه‌يي توجيه كنند. با مراجعه به مجموعه آثار ملا‌صدرا روشن ميگردد كه در اين دو تعبير هيچگونه تعارضي وجود ندارد؛ جايي كه ملا‌صدرا ميگويد وجود بالذات و ماهيت بالعرض تحقق دارند منظورش ماهيت موجود است و آنجا كه موجوديت و تحقق ماهيت را نفي ميكند مراد ماهيت جدا از وجود است. ما در اين مقاله كوشش كرده ايم با استناد به آثار خود ملا‌صدرا اين مطلب را مدلّل كنيم. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        6 - تأثير نظرية «حركت جوهري» بر انديشة كلامي ملاصدرا
        ‌مهدي  گنجور مجيد  ‌صادقي حسن‌آبادي محمد  ‌‌بيدهندي فروغ السادات رحيم پور
        يكي از مهمترين ابتكارات وجود شناختي ملاصدرا كه تأثير شگرفي بر انديشة فلسفي و كلامي او داشته است، نظرية حركت جوهري است. اكتشاف عظيم ملاصدرا در اين زمينه، اثبات ناآرامي و بيقراري در نهاد عالم و آدم و اثبات حركت و تحول دائمي در بنيان همة موجودات مادي است؛ انگاره‌يي كه عموم چکیده کامل
        يكي از مهمترين ابتكارات وجود شناختي ملاصدرا كه تأثير شگرفي بر انديشة فلسفي و كلامي او داشته است، نظرية حركت جوهري است. اكتشاف عظيم ملاصدرا در اين زمينه، اثبات ناآرامي و بيقراري در نهاد عالم و آدم و اثبات حركت و تحول دائمي در بنيان همة موجودات مادي است؛ انگاره‌يي كه عموم حكماي پيش‌صدرايي آن را امري نامعقول و امكان‌ناپذير ميدانستند. دامنة تأثيرگذاري اين نظريه بقدري وسيع است كه پس از چند قرن پژوهش، هنوز هم جاي واكاوي و تأمل در زواياي مختلف آن وجود دارد. اما آنچه تاكنون درباب دستاوردهاي حركت جوهري بيان شده، عموماً نتايج وجود شناختي و فلسفي بوده و كمتر به آثار و بركات اين اصل در ساحت كلامي ـ اعتقادي پرداخته شده است. ‌بهمين دليل، نوشتار حاضر با رويكردي مسئله ‌محور و با روش تحليلي و پژوهش كيفي، ضمن طرح دقيق مسئله و تقرير نظريه، با تأكيد بر ابتكاري بودن آن، به تحليل داده‌ها در راستاي بررسي تأثير اين انگاره بر انديشة كلامي ملاصدرا پرداخته است. بنابرين، يافته‌هاي اين پژوهش بر استنباط و تبيين مهمترين لوازم كلامي و اعتقادي حركت جوهري تمركز يافته است كه فهرستوار عبارتند از: خداشناسي و تبيين فقر دائمي مخلوقات به خدا، اثبات حدوث زماني عالم، تبيين عقلاني معاد جسماني، توجيه فلسفي آموزة تجسم اعمال، ابطال عقيدة تناسخ، نوآوري در تبيين ماهيت مرگ و تبيين عموميت حشر. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        7 - «وحدت وجود»، «وحدت شهود» و سخن‌گفتن از خداوند
        قاسم كاكايي طيبه  معصومي
        يكي از مهمترين مباحث در فلسفه، كلام و عرفان اسلامي، بحث سخن‌گفتن از خداست. در اين رابطه، «وحدت وجود» و «وحدت شهود» بعنوان دو نگرش به نحوة ارتباط بندة سالك عارف با خداوند و سخن‌گفتن از وي مطرح گشته‌اند. هر يك از ايندو ديدگاه نمايندگاني در سنت عرفان اسلامي داشته و هر كدام چکیده کامل
        يكي از مهمترين مباحث در فلسفه، كلام و عرفان اسلامي، بحث سخن‌گفتن از خداست. در اين رابطه، «وحدت وجود» و «وحدت شهود» بعنوان دو نگرش به نحوة ارتباط بندة سالك عارف با خداوند و سخن‌گفتن از وي مطرح گشته‌اند. هر يك از ايندو ديدگاه نمايندگاني در سنت عرفان اسلامي داشته و هر كدام معتقدات خاصي در باب وحدت عارفانه دارند. در اين نوشتار، ابتدا با طرح نظرية وحدت وجود (بر پاية آراء ابن عربي) و سپس وحدت شهود (بر اساس ديدگاه علاءالدوله سمناني)، اختلاف آنها در باب وحدت مورد بحث قرار گرفته و سپس مفهوم «خداي متشخص» بعنوان يكي از استلزامات و معتقدات نظرية وحدت شهود، در مقابل خداي مطلق وحدت وجود، بررسي خواهد شد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        8 - نسبت نظر و عمل با ملكات اخلاقي و تبدل ذاتي انسان در حكمت متعاليه
        اسماعيل  سعادتي خمسه
        در حكمت متعاليه ميان حكمت نظري و حكمت عملي رابطة هستي‌شناختي دقيقي وجود دارد. ملاصدرا بر پاية اصالت و تشكيك وجود، حركت جوهري و حدوث جسماني و بقاء روحاني نفس به تبيين اين رابطه و تبدل نفساني ناشي از آن ميپردازد. تأثير و تأثر ميان افكار و اعمال و نيات و خلقيات فرد طي فراي چکیده کامل
        در حكمت متعاليه ميان حكمت نظري و حكمت عملي رابطة هستي‌شناختي دقيقي وجود دارد. ملاصدرا بر پاية اصالت و تشكيك وجود، حركت جوهري و حدوث جسماني و بقاء روحاني نفس به تبيين اين رابطه و تبدل نفساني ناشي از آن ميپردازد. تأثير و تأثر ميان افكار و اعمال و نيات و خلقيات فرد طي فرايند حركت جوهري نفس صورت باطني و حقيقي انسان را شكل ميدهد؛ انسانها ابتداي آفرينش از نوع واحدند ولي در باطن و در آخرت بسبب غلبة ملكات مختلف نفساني تحت انواع مختلف ملكي، حيواني، سبعي و شيطاني قرار ميگيرند. تجسم صورت اخروي و بدن مثالي انسان نيز متناسب با ملكات نفساني و اخلاقي وي خواهد بود، زيرا در آخرت اجسام ساية ارواحند. اين همان مسخ باطن يا تجسد اخلاقِ اشاره شده در نصوص ديني است. در عين حال، حركت جوهري نفس ـ ‌چه در مسير ملكي و چه در مسير حيواني، سبعي يا شيطاني‌ـ از سنخ لبس بعد از لبس است، زيرا منشأ شقاوت باطني و اخروي نيز نوعي اشتداد در فعليت است. بنابرين، ميتوان نتيجه گرفت كه بر اساس مباني و اصول حكمت صدرايي مسخ باطني و اخروي انسان از سنخ انقلاب محال نيست. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        9 - نقش مرتبة مثالي نفس در برقراري ارتباط ميان نفس و بدن در انديشة صدرالمتألهين
        محمد  ميري
        صدرالمتألهين، بر خلاف حكماي پيش از خود، فاصلة ميان نفس ناطقه عقلي و بدن جسماني را بيشتر از آن ميداند كه با روح بخاري بتنهايي پر شود. او علاوه بر روح بخاري، وجود مرتبة مثالي را نيز بعنوان حلقة واسط ميان مرتبة عقلي و مرتبة جسماني انسان ضروري ميشمارد. نگاه تشكيكي ملاصدرا ب چکیده کامل
        صدرالمتألهين، بر خلاف حكماي پيش از خود، فاصلة ميان نفس ناطقه عقلي و بدن جسماني را بيشتر از آن ميداند كه با روح بخاري بتنهايي پر شود. او علاوه بر روح بخاري، وجود مرتبة مثالي را نيز بعنوان حلقة واسط ميان مرتبة عقلي و مرتبة جسماني انسان ضروري ميشمارد. نگاه تشكيكي ملاصدرا به وجود واحد انساني او را بر آن داشت تا اولاً انسان را داراي سه مرتبة عالي (مرتبة عقلي) سافل (مرتبة مادي) و متوسط (مرتبة مثالي) معرفي كرده و ثانياً مرتبة مثالي و خيالي انسان را حلقة وصل و ماية ارتباط ميان دو مرتبة بالا و پايين بداند. او در تبيين جايگاه مرتبة مثالي در وجود انساني، از قاعدة «تطابق عالم كبير و عالم صغير» نيز بهره برده و دو مرتبة عقلي و مثالي در عالم صغير انساني را نظير عرش و كرسي در عالم كبير دانسته است. صدرالمتألهين طبق اذعان خود وي در مبحث مرتبة مثالي انسان، بشدت متأثر از عارفان است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        10 - روح نظرية تذكر در نگاه ملاصدرا به تعقل
        علي اصغر  جعفري ولني
        ملاصدرا در تبيين ادراك، بويژه ادراك عقلي، از سويي با توجه به مباني فلسفه‌اش ـ‌‌از قبيل اصالت و تشكيك وجود، مساوقت وجود با علم و حركت جوهري‌ـ ديدگاهي خاص و متفاوت با گذشتگان دارد و از سوي ديگر، نظرية قدم نفس افلاطون را بر اساس كينونت نفس در عالم مفارقات، همسو با ديدگاه خ چکیده کامل
        ملاصدرا در تبيين ادراك، بويژه ادراك عقلي، از سويي با توجه به مباني فلسفه‌اش ـ‌‌از قبيل اصالت و تشكيك وجود، مساوقت وجود با علم و حركت جوهري‌ـ ديدگاهي خاص و متفاوت با گذشتگان دارد و از سوي ديگر، نظرية قدم نفس افلاطون را بر اساس كينونت نفس در عالم مفارقات، همسو با ديدگاه خود دربارة حدوث جسماني نفس تلقي ميكند؛ چراكه اين كينونت در عالم مفارقات و عقول مجرد بصورت جزئي و ناقص نبوده و نفس در قوس نزول با حركت جوهري جسم، حدوث جسماني مي‌يابد و در قوس صعود دوباره به عالم عقول بازميگردد. اين سير وجودي همان سير معرفتي نيز هست. بهمين سبب، در ادراك عقلي نفس عالم عقل را مشاهده ميكند، همان عالمي كه در ابتداي قوس نزول در آن وجودي عقلي داشته است. با در نظر گرفتن درهم‌تنيدگي وجودشناسي و معرفت‌شناسي در فلسفة ملاصدرا، همانگونه كه سير نفس انسان در عوالم وجود سعة وجودي او را بدنبال دارد، رحلت از هر كدام از عوالم بسوي عالم ديگر، تكامل ادراكات از حسي و خيالي به عقلي را نيز در پي دارد. ملاصدرا دربارة ادراكات عقلي برخلاف ادراكات حسي و خيالي، قائل به افاضة مفاهيم عقلي از سوي عقول مفارق به نفس و مشاهدة از دور آنها توسط نفس است. بنابرين عليرغم اينكه ملاصدرا نظرية تذكر افلاطون را نپذيرفته، نگاه خاص او به ادراك عقلي ميتواند نوعي تذكر و يادآوري باشد؛ گرچه بر اساس تفاوت مباني افلاطون و ملاصدرا نميتوان اين دو را كاملاً منطبق بر يكديگر دانست. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        11 - «پيله و پروانه» يا «مرغ و قفس»؟ ارزيابي تطبيقي ديدگاه ابن‌سينا و ملاصدرا در باب رابطه» نفس و بدن
        عبدالرزاق  حسامي‌فر
        مسئلة اصلي مقالة حاضر اينست كه نفس در انديشة ابن‌سينا و ملاصدرا چه نوع ماهيتي دارد و نسبت آن با بدن چگونه تبيين و توجيه ميشود؟ آيا اين دو فيلسوف ديدگاهي همسان درباب چيستي نفس و نسبت آن با بدن دارند يا ديدگاهشان متفاوت است؟ همچنين كداميك از آنها با طرز تفكر و شيوة نگرش ق چکیده کامل
        مسئلة اصلي مقالة حاضر اينست كه نفس در انديشة ابن‌سينا و ملاصدرا چه نوع ماهيتي دارد و نسبت آن با بدن چگونه تبيين و توجيه ميشود؟ آيا اين دو فيلسوف ديدگاهي همسان درباب چيستي نفس و نسبت آن با بدن دارند يا ديدگاهشان متفاوت است؟ همچنين كداميك از آنها با طرز تفكر و شيوة نگرش قرآني‌ ـ اسلامي سازگاري و همداستاني بيشتري دارد؟ مدعاي مقالة حاضر اينست كه هرچند ابن‌سينا در توجيه تجرد نفس و بقاي روحاني آن براهين نيرومندي اقامه كرده است ولي بخش عمدة اين براهين، اگر نگوييم همة آنها، متأثر از شيوة نگرش افلاطوني ـ‌ ‌نوافلاطوني درباب چيستي نفس و رابطة نفس‌ـ بدن است؛ و اگرچه ابن‌سينا در اين باب ريزه‌كاريها و نوآوريهايي دارد، اما چارچوب كلي و استخوانبندي بحث او همان است كه در سنت افلاطوني ـ ‌نوافلاطوني ملاحظه ميشود. از سوي ديگر، ملاصدرا هرچند به براهين ابن‌سينا درباب تجرد و بقاي نفس توجه ويژه‌يي دارد و تقرير تازه‌يي از آنها بدست ميدهد ولي با اتكا به نگرة حركت جوهري و حدوث جسماني نفس و بقاي روحاني آن، ديدگاهي را عرضه ميكند كه تنها از شجرة طيبة حكمت متعاليه برمي‌آيد و ميبالد و نه تنها با ديدگاه عقلاني متعاليه، كه با ديدگاه اسلامي‌ ـ قرآني درباب طبيعت نفس و رابطة نفس و بدن هم سازگاري دارد. ديدگاه ابن‌سينا و ملاصدرا درباب رابطة نفس و بدن را ميتوان بترتيب چون رابطة «مرغ و قفس» و «پيله و پروانه» دانست. در نگاه ملاصدرا نفس هنگام حدوث در واپسين مرحلة تكامل صورتهاي مادي و نخستين مرحلة صورتهاي ادراكي قرار دارد و هستيش در اين هنگام واپسين پوستة جسماني و نخستين مغز روحاني بشمار ميرود. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        12 - بررسي آراء ميرزا ابوالحسن جلوه در نقد حركت جوهري ملاصدرا
        بهزاد  محمّدي مهدي  دهباشي
        حركت جوهري كه برآمده از مباني فلسفي ويژة حكمت متعاليه است، يكي از اساسيترين نظريه‌هاي بديع در تاريخ فلسفة اسلامي است كه توانسته بسياري از معضلات و ابهامات فلسفي را حل نمايد. اما حكيم ميرزا ابوالحسن جلوه انتقاداتي بر اين نظريه وارد كرده است كه مهمترين آنها عبارتند از: با چکیده کامل
        حركت جوهري كه برآمده از مباني فلسفي ويژة حكمت متعاليه است، يكي از اساسيترين نظريه‌هاي بديع در تاريخ فلسفة اسلامي است كه توانسته بسياري از معضلات و ابهامات فلسفي را حل نمايد. اما حكيم ميرزا ابوالحسن جلوه انتقاداتي بر اين نظريه وارد كرده است كه مهمترين آنها عبارتند از: بازگشت همة تغيرها در جهان به حركت وضعي فلك، اعتقاد به كون و فساد آني حركات در جهان، نياز حركت جوهري به موضوع ثابت و انقلاب ماهيت در صورت پذيرش حركت جوهري. در اين مقاله اين انتقادات هم بلحاظ مبنايي و هم بلحاظ تبيين و استدلال مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. يافته‌هاي مقاله نشان ميدهد كه حكيم جلوه با نگاه مشائي و غفلت از اصول اساسي فلسفة ملاصدرا، اين انتقادات را مطرح نموده است و همچون شيخ‌الرئيس در همه» اشكالاتي كه بر حركت جوهري وارد كرده، بين احكام وجود و احكام ماهيت خلط نموده است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        13 - بررسي رابطة عالم ذربا مُثل افلاطوني از منظر صدرالمتألهين
        علي‌محمد  ساجدي
        بنابر آية 172 سورة اعراف ـ‌‌معروف به آية ميثاق‌‌ـ بشر قبل از حضور در عالم دنيا در موطني مجرد و بسيط و سراسر شهودي، شاهد حقايق نابي بوده است كه درپي اين شهود، اقرار به ربوبيت پروردگارخويش نموده است. ليكن پس از هبوط درعالم ناسوت و تعلق گرفتن به بدن وحجاب طبيعت، اين گوهر ن چکیده کامل
        بنابر آية 172 سورة اعراف ـ‌‌معروف به آية ميثاق‌‌ـ بشر قبل از حضور در عالم دنيا در موطني مجرد و بسيط و سراسر شهودي، شاهد حقايق نابي بوده است كه درپي اين شهود، اقرار به ربوبيت پروردگارخويش نموده است. ليكن پس از هبوط درعالم ناسوت و تعلق گرفتن به بدن وحجاب طبيعت، اين گوهر ناب را به فراموشخانة عالم دنيا سپرده است. نمود اين مطلب را ميتوان در آثار افلاطون ـ‌‌حكيم الهي يونان‌‌ـ در بحث از «مُثل» و «نظرية تذكر» يافت. سئوالي كه در اينجا مطرح است اينست كه آيا ميتوان ميان موطن ميثاق (عالم ذر) و مُثل افلاطوني ـ‌‌كه نقش مهمي در تبيين علم تفصيلي حق تعالي به ماسوي ايفا نموده است‌ـ وجه ارتباطي يافت يا نه؟ ‌تحقيق حاضر كه بشيوة توصيفي ـ تحليلي، ديدگاه ملاصدرا ـ ‌‌‌بنيانگذار حكمت متعاليه ـ را مورد مداقه و واكاوي قرار داده، در پي يافتن پاسخ ايشان به سؤال فوق است. طبق نظر او، نحوة حضور انسان در آن موطن، حضور نفس (روح) قبل از تعلقش به بدن در عالم عقول يا عالم علم الهي بوده، كه از وحدت عقلي برخوردار و داراي همة كثرات نفوس جزئي بنحو اجمال و بسيط در اين مرتبه از هستي خود ميباشد. ‌لذا بعقيدة ملاصدرا، عالم ذر، صقع ربوبي (عالم علم الهي) است و بر همين اساس نظرية تذكر را توجيه نموده و موطن ميثاق را همان مُثل افلاطوني ميداند. لازم به ذكر است كه ملاصدرا نظرية مُثل افلاطوني را ابتدا مبتني بر مباني فلسفي خود (بويژه سه اصل: اصالت، وحدت وتشكيك وجود) تبيين و استوار نموده، سپس آن را بعنوان مصداق عالم ذر با شرح و توضيحي كه در مقاله خواهد آمد، پذيرفته است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        14 - مباني وجودشناختي انسان‌شناسي صدرالمتألهين
        علي  ارشدرياحي هادي  جعفري
        در اين مقاله تأثير مهمترين مباني فلسفي صدرالمتألهين در مباحث انسان‌شناسي او مورد بررسي قرار گرفته است. به اين منظور شش مبناي فلسفي كه ملا‌صدرا از آنها در مباحث انسان‌شناسي بهره برده است، مطرح شده و تقريباً بيست مسئله از مباحث انسان‌شناسي با استفاده از اين شش مبنا بيان ش چکیده کامل
        در اين مقاله تأثير مهمترين مباني فلسفي صدرالمتألهين در مباحث انسان‌شناسي او مورد بررسي قرار گرفته است. به اين منظور شش مبناي فلسفي كه ملا‌صدرا از آنها در مباحث انسان‌شناسي بهره برده است، مطرح شده و تقريباً بيست مسئله از مباحث انسان‌شناسي با استفاده از اين شش مبنا بيان شده است. ابتدا هر يك از آن مباني به اختصار توضيح داده شده و نكات مهم دربارة ‌هر يك از آنها بيان شده است. پس از آن، جايگاه و كاربرد آنها در مباحث انسان‌شناسي از ديدگاه صدرالمتألهين مورد بررسي قرار گرفته و اين نتيجه بدست آمده است كه صدرالمتألهين بسياري از مباحث انسان‌شناسي را براساس مباني وجودشناسي خود تحليل و تبيين فلسفي كرده و توانسته است ارتباط عميقي بين مباني خاص خود در وجودشناسي فلسفي و مباحث انسان‌شناسي برقرار كند (تا آنجا كه ميتوان ادعا كرد اساس مباني انسان‌شناسي ملا‌صدرا بر اصالت وجود استوار است) و بسياري از معضلا‌ت مباحث انسان‌شناسي را كه برخي از فلا‌سفه نتوانسته‌اند حل كنند يا بين آنها اختلا‌ف وجود دارد، براساس اين ارتباط خاص برطرف نمايد و حتي ابعاد تازه و بديعي از مباحث انسان‌شناسي را نمايان سازد. از طرفي در اين مقاله با روشن شدن ارتباط مباحث انسان‌شناسي با وجودشناسي ملا‌صدرا، مدعاي وي (براساس مباني وجودشناسي) مبني بر اينكه انسان عصاره» وجود است نيز تبيين ميشود. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        15 - مباني فلسفي تربيت انسان در حكمت متعاليه
        سيدمهدي  ميرهادي حسنعلي  بختيار نصرآبادي، ‌محمد  نجفي
        ‌در اين مقاله و با استفاده از روش تحليل و استنتاج، تلاش شده تا طرحي از پيامدهاي ديدگاهِ فلسفي ملاصدرا در حوزة تربيت، ارائه گردد. چنين طرحي ميتواند چارچوب و چشم اندازي از تربيت ديني و الهي را در فضاي غبار آلود و بحران‌زدة نظامهاي تربيتيِ سكولار، براي ما ترسيم نمايد. ارتز چکیده کامل
        ‌در اين مقاله و با استفاده از روش تحليل و استنتاج، تلاش شده تا طرحي از پيامدهاي ديدگاهِ فلسفي ملاصدرا در حوزة تربيت، ارائه گردد. چنين طرحي ميتواند چارچوب و چشم اندازي از تربيت ديني و الهي را در فضاي غبار آلود و بحران‌زدة نظامهاي تربيتيِ سكولار، براي ما ترسيم نمايد. ارتزاق از سرچشمة وحي و روايات و تلفيق برهان با شهود در فلسفة صدرايي، جايگاهي ويژه به اين فلسفه بخشيده است. ابتكار ملاصدرا درطرح هويتِ تعلقي نفس، ضمن حل معماي ناگشودة ارتباط نفس با بدن، امكانِ تحولِ ذاتي نفس(در مقابل تحول در اعراضِ نفس) را اثبات، و ضرورتِ عقلي تربيت را تبيين مينمايد. در طرح انسانشناسي فلسفي ملاصدرا، نفس، هم براي حدوث و هم براي تحقق هويت خويش به بدن نياز دارد. بدن ميدانِ ظهور نفس، محل افعالِ آن، و تنها سرماية انسان براي خلق هويت خويش است. بدن، نقشي پيچيده و منحصر بفرد در فرآيند تربيتِ انسان، برعهده دارد. دستيـابي بـه تصـويـري روشن از چگونگيِ تبديلِ وجـودي مـادي(نـطـفـه)، بـه انسـاني مجـرد و ابـدي، رمـز گشـايي از نظـرية حـركـت جـوهري او و بيان حقيقتِ تربيت است. در نهايت، ملاصدرا با طرح نظرية جسمانيةالحدوث ـ ‌روحانية‌البقا بودنِ نفس، نشان ميدهد كه دامنه و نهايت تربيتِ انسان از چشم اندازي بيكرانه، عميق و شگفت‌انگيز برخوردار است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        16 - الهيات تنزيهي از ديدگاه قاضي سعيد قمي
        انشاءالله  رحمتي
        با بررسي ريشه‌ها و تاريخ الهيات تنزيهي در عالم اسلام، ميتوان سابقة اين بحث را به حكمت اسماعيليه باز برد و به همين دليل، لازم است نگاهي به ديدگاه حكيمان اسماعيليه در اين زمينه بيندازيم. در ميان حكيمان شيعة دوازده امامي، قاضي سعيد قمي و استاد او ملا رجبعلي تبريزي را ميتوا چکیده کامل
        با بررسي ريشه‌ها و تاريخ الهيات تنزيهي در عالم اسلام، ميتوان سابقة اين بحث را به حكمت اسماعيليه باز برد و به همين دليل، لازم است نگاهي به ديدگاه حكيمان اسماعيليه در اين زمينه بيندازيم. در ميان حكيمان شيعة دوازده امامي، قاضي سعيد قمي و استاد او ملا رجبعلي تبريزي را ميتوان نظريه‌پردازان اين نوع الهيات دانست. ديدگاه آنها به يك معنا احياء مكتب نوافلاطوني ـ‌ بويژه تفسير پروكلسي اين مكتب ـ است. قاضي سعيد قمي هر چند معتقد به الهيات تنزيهي است، ولي نميتوان او را قائل به لاادريگري يا مذهب تعطيل دانست. در اين نوشتار، بحث و برهانهاي وي براي اثبات الهيات تنزيهي بشرح آمده است و در عين حال نشان داده ميشود كه او چگونه برمبناي نظريه‌يي كه ميتوان از آن به الهيات ناظر به تجليّات تعبير كرد، راهي براي خروج از بن‌بست لاادريگري و مذهب تعطيل پيدا ميكند. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        17 - تبيين عرفاني ملاصدرا از نظرية وحدت شخصي وجود
        منيره  سيدمظهري
        تلاش فكري عميق و توأم با شهود حكيم ملاصدرا در تحقيقات پيرامون حقيقت هستي، سرانجام او را به نظريه وحدت شخصي وجود رسانيد تا آنجا كه خود در برخي آثارش خصوصاً رساله عرفاني ايقاظ النائمين‌ ‌همعقيده با عرفا بصراحت بر لزوم باور به وحدت شخصي وجود اذعان نموده است. او در تبيين عر چکیده کامل
        تلاش فكري عميق و توأم با شهود حكيم ملاصدرا در تحقيقات پيرامون حقيقت هستي، سرانجام او را به نظريه وحدت شخصي وجود رسانيد تا آنجا كه خود در برخي آثارش خصوصاً رساله عرفاني ايقاظ النائمين‌ ‌همعقيده با عرفا بصراحت بر لزوم باور به وحدت شخصي وجود اذعان نموده است. او در تبيين عرفاني اين نظريه در ساحت هستي‌شناسي، از رهگذر مباحثي همچون اصطلاح شناسي وجود، بيان رابطه ميان وجود و ماهيت، شرح اعتبارات ماهيات ـ هم از حيث تعين في نفسه و هم از حيث تنزل وجودي آنها‌ـ ابتدا نظريه وحدت تشكيكي وجود را طرح و نكات ظريفي را در مفاد اين نظريه بيان مينمايد و سپس از طريق برهان عدمي بودن ازلي و ابدي ممكنات، با بياني عرفاني به تبيين وحدت شخصي وجود نظر ميكند و در نهايت نتيجه ميگيرد كه وحدت و يگانگي موجودات در ذات وجودي خود، نه وحدت و اشتراك سنخي بلكه وحدت شخصي و سرياني است. از نظر او، وجود حقيقي مختص به وجود خداي تعالي است و ممكنات همگي ظهور، نمود و شئون اوصاف وجود حقند و نسبت به آن، وجود ظلي و قيام سايه‌وار دارند. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        18 - مقايسة ديدگاه ابن سينا و ملاصدرا پيرامون رابطة نفس و بدن و سنجش كارآمدي مباني هريك در نيل به مطلوب
        فروغ السادات رحيم پور
        ‌يكي از موارد اختلاف نظر ميان ابن‌سينا و ملاصدرا در بحث انسان‌شناسي، نوع نگرش هريك به رابطه ميان نفس و بدن است كه اين اختلاف‌، از مباني نظام فلسفي ايشان ناشي ميشود. رابطة نفس و بدن در نگاه ملاصدرا، رابطه‌يي ذاتي و وجودي است و قول به عليّت (مادي) بدن عنصري براي مرتبة طبي چکیده کامل
        ‌يكي از موارد اختلاف نظر ميان ابن‌سينا و ملاصدرا در بحث انسان‌شناسي، نوع نگرش هريك به رابطه ميان نفس و بدن است كه اين اختلاف‌، از مباني نظام فلسفي ايشان ناشي ميشود. رابطة نفس و بدن در نگاه ملاصدرا، رابطه‌يي ذاتي و وجودي است و قول به عليّت (مادي) بدن عنصري براي مرتبة طبيعي نفس، ناشي از همين موضعگيري‌ است، در حاليكه مطابق مباني ابن‌سينا، نفس صرفاً در كسب كمالات وجودي و نه در اصل وجود، نيازمند بدن است و عليّت ذاتي ميان اين دو برقرار نيست. مسئلة ديگر اينست كه شيخ‌الرئيس، تركيب نفس و بدن را اتحادي ميداند و صدرالمتألهين در اتحادي بودن تركيب با او هم رأي است اما معتقد است كه تنها با قبول برخي مباني حكمت متعاليه ميتوان اتحادي بودن تركيب مذكور را موجه كرد. مسئلة مهم بعدي اينست كه اگر نفس و بدن، رابطة وجودي دارند نه رابطة عارضي و اضافي، آيا تعلق نفس به بدن قطع شدني است؟ و اگر ذو مراتب بودن نفس مسجّل و مسلّم است، آيا نبايد بدن را نيز ذومراتب دانست تا همراهي با نفس در مراتب مختلف براي آن امكانپذير باشد؟ بسبب تفاوت مبنا، پاسخ شيخ الرئيس و ملاصدرا به اين قبيل پرسشهاي زيربنايي، تفاوتهايي دارد و اين مقاله قصد دارد به جستجو و تحليل آنها و سنجش كارآمدي مباني ايشان در نيل به مطلوب بپردازد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        19 - تشكيك خاصي وجود از ديدگاه آقاعلي مدرس و تفاوت آن با ساير انواع تشكيك خاصي
        ‌‌سيد شهريار  كمالي سبزواري
        در حكمت متعاليه مناط تشكيك خاصي، بازگشت مابه الاشتراك به مابه الامتياز است. اين، يك ضابطه و معيار عام است بگونه‌يي كه بر اساس آن حداقل سه قسم تشكيك خاصي را ميتوان تعريف نمود. در قسم اول از انواع تشكيك خاصي، كثرت بر وحدت غلبه يافته است بگونه‌يي كه تمام موجودات و كثرات ه چکیده کامل
        در حكمت متعاليه مناط تشكيك خاصي، بازگشت مابه الاشتراك به مابه الامتياز است. اين، يك ضابطه و معيار عام است بگونه‌يي كه بر اساس آن حداقل سه قسم تشكيك خاصي را ميتوان تعريف نمود. در قسم اول از انواع تشكيك خاصي، كثرت بر وحدت غلبه يافته است بگونه‌يي كه تمام موجودات و كثرات هستي صرفاً در سنخ وجود با يكديگر اشتراك دارند. در قسم ديگر غلبة وحدت بر كثرت حاكم است بگونه‌يي كه تمام كثرات عالم وجود، مراتب يك وجود واحد هستند. در اين بين، قسم سومي نيز مطرح است كه راه ميانه‌يي بين دو قسم ديگر را در پيش گرفته است. در اين قسم از تشكيك خاصي وجود كه از بيانات آقاعلي مدرس در كتاب بدايع الحكم‌ ‌قابل استنتاج است، غلبة وحدت بر كثرت در ميان كثرات امكاني حاكم است، زيرا تمامي آنها مراتب يك وجود واحد اطلاقي هستند در حاليكه ميان واجب تعالي و مجموع كثرات امكاني، غلبة كثرت بر وحدت حكمراني ميكند. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        20 - انگارة‌ ملاصدرا از فلسفه‌
        منصوره  رحماني احد فرامرز قراملکی
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال چکیده کامل
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال ذاتي، اشتداد و سلوك وجودي. او غايت فلسفه را تشبه به اله ميداند و اين تشبه با دو مشخصة احاطه به معلومات و تجرد از جسمانيات محقق ميگردد. سلوك انگاري فلسفه، پيامدهايي‌ همچون كثرت‌گرايي فلسفه‌ورزي، فلسفه‌ورزي بيكرانه، تناظر ارتقاء معرفتي با ارتقاء وجودي، كثرت‌گرايي روش‌شناختي و همبستگي تهذيب نفس و فلسفه را بدنبال دارد. ملاصدرا با تكيه بر سلوك انگاري فلسفه، ميكوشد حكمت متعاليه را بر اساس الگوي سفرهاي چهارگانه سامان‌ دهد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        21 - انگارة‌ ملاصدرا از فلسفه‌
        منصوره  رحماني احد فرامرز قراملکی قاسم كاكايي
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال چکیده کامل
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال ذاتي، اشتداد و سلوك وجودي. او غايت فلسفه را تشبه به اله ميداند و اين تشبه با دو مشخصة احاطه به معلومات و تجرد از جسمانيات محقق ميگردد. سلوك انگاري فلسفه، پيامدهايي‌ همچون كثرت‌گرايي فلسفه‌ورزي، فلسفه‌ورزي بيكرانه، تناظر ارتقاء معرفتي با ارتقاء وجودي، كثرت‌گرايي روش‌شناختي و همبستگي تهذيب نفس و فلسفه را بدنبال دارد. ملاصدرا با تكيه بر سلوك انگاري فلسفه، ميكوشد حكمت متعاليه را بر اساس الگوي سفرهاي چهارگانه سامان‌ دهد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        22 - انگارة‌ ملاصدرا از فلسفه‌
        منصوره  رحماني احد فرامرز قراملکی قاسم كاكايي
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال چکیده کامل
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال ذاتي، اشتداد و سلوك وجودي. او غايت فلسفه را تشبه به اله ميداند و اين تشبه با دو مشخصة احاطه به معلومات و تجرد از جسمانيات محقق ميگردد. سلوك انگاري فلسفه، پيامدهايي‌ همچون كثرت‌گرايي فلسفه‌ورزي، فلسفه‌ورزي بيكرانه، تناظر ارتقاء معرفتي با ارتقاء وجودي، كثرت‌گرايي روش‌شناختي و همبستگي تهذيب نفس و فلسفه را بدنبال دارد. ملاصدرا با تكيه بر سلوك انگاري فلسفه، ميكوشد حكمت متعاليه را بر اساس الگوي سفرهاي چهارگانه سامان‌ دهد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        23 - انگارة‌ ملاصدرا از فلسفه‌
        منصوره  رحماني احد فرامرز قراملکی قاسم كاكايي
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال چکیده کامل
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال ذاتي، اشتداد و سلوك وجودي. او غايت فلسفه را تشبه به اله ميداند و اين تشبه با دو مشخصة احاطه به معلومات و تجرد از جسمانيات محقق ميگردد. سلوك انگاري فلسفه، پيامدهايي‌ همچون كثرت‌گرايي فلسفه‌ورزي، فلسفه‌ورزي بيكرانه، تناظر ارتقاء معرفتي با ارتقاء وجودي، كثرت‌گرايي روش‌شناختي و همبستگي تهذيب نفس و فلسفه را بدنبال دارد. ملاصدرا با تكيه بر سلوك انگاري فلسفه، ميكوشد حكمت متعاليه را بر اساس الگوي سفرهاي چهارگانه سامان‌ دهد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        24 - انگارة‌ ملاصدرا از فلسفه‌
        منصوره  رحماني احد فرامرز قراملکی قاسم كاكايي
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال چکیده کامل
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال ذاتي، اشتداد و سلوك وجودي. او غايت فلسفه را تشبه به اله ميداند و اين تشبه با دو مشخصة احاطه به معلومات و تجرد از جسمانيات محقق ميگردد. سلوك انگاري فلسفه، پيامدهايي‌ همچون كثرت‌گرايي فلسفه‌ورزي، فلسفه‌ورزي بيكرانه، تناظر ارتقاء معرفتي با ارتقاء وجودي، كثرت‌گرايي روش‌شناختي و همبستگي تهذيب نفس و فلسفه را بدنبال دارد. ملاصدرا با تكيه بر سلوك انگاري فلسفه، ميكوشد حكمت متعاليه را بر اساس الگوي سفرهاي چهارگانه سامان‌ دهد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        25 - انگارة‌ ملاصدرا از فلسفه‌
        منصوره  رحماني
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال چکیده کامل
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال ذاتي، اشتداد و سلوك وجودي. او غايت فلسفه را تشبه به اله ميداند و اين تشبه با دو مشخصة احاطه به معلومات و تجرد از جسمانيات محقق ميگردد. سلوك انگاري فلسفه، پيامدهايي‌ همچون كثرت‌گرايي فلسفه‌ورزي، فلسفه‌ورزي بيكرانه، تناظر ارتقاء معرفتي با ارتقاء وجودي، كثرت‌گرايي روش‌شناختي و همبستگي تهذيب نفس و فلسفه را بدنبال دارد. ملاصدرا با تكيه بر سلوك انگاري فلسفه، ميكوشد حكمت متعاليه را بر اساس الگوي سفرهاي چهارگانه سامان‌ دهد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        26 - انگارة‌ ملاصدرا از فلسفه‌
        منصوره  رحماني احد فرامرز قراملکی قاسم كاكايي
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال چکیده کامل
        در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال ذاتي، اشتداد و سلوك وجودي. او غايت فلسفه را تشبه به اله ميداند و اين تشبه با دو مشخصة احاطه به معلومات و تجرد از جسمانيات محقق ميگردد. سلوك انگاري فلسفه، پيامدهايي‌ همچون كثرت‌گرايي فلسفه‌ورزي، فلسفه‌ورزي بيكرانه، تناظر ارتقاء معرفتي با ارتقاء وجودي، كثرت‌گرايي روش‌شناختي و همبستگي تهذيب نفس و فلسفه را بدنبال دارد. ملاصدرا با تكيه بر سلوك انگاري فلسفه، ميكوشد حكمت متعاليه را بر اساس الگوي سفرهاي چهارگانه سامان‌ دهد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        27 - خلاصه سخنرانيهاي برگزيده ‌بيست و يكمين همايش بزرگداشت حـكيـم صدرالمتألهين
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
      • دسترسی آزاد مقاله

        28 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        پيش از اين و در لسان ارباب عقول آمده بود كه حكمت و فرهنگ در رأس امور و در حكم سر در اندام انسان است زيرا كه خرد و تجربه و دانش است كه حيات آدمي را حراست و اداره ميكند و او را از خطرات و زيانهاي كوچك و بزرگ نگهبان است. اما زمانه آن اندازه مهلت داد كه اين شيوة حكيمانه را چکیده کامل
        پيش از اين و در لسان ارباب عقول آمده بود كه حكمت و فرهنگ در رأس امور و در حكم سر در اندام انسان است زيرا كه خرد و تجربه و دانش است كه حيات آدمي را حراست و اداره ميكند و او را از خطرات و زيانهاي كوچك و بزرگ نگهبان است. اما زمانه آن اندازه مهلت داد كه اين شيوة حكيمانه را وارونه و معكوس در جامعةنوين و در دستگاههاي حاكمه و مديرة مردمي ببينيم جامعه‌يي كه هزاران سال به جهانيان خرد و حكمت و دانش‌آموخته است و انقلابي را برپا ساخته كه شعار آن براندازي جهل و خردگريزي و خطا‌كاري و زيانباري است. با دقت و معاينة دستگاهها و گروههاي رسمي و دولتي كه كار فرهنگي ميكنند و نقاط ضعف و خلأ آن را كه ميراث دوران استثمار بيگانگان است، برطرف ميسازند، اين حقيقت بوضوح ديده ميشود كه نقايصي فراوان در بهره‌وري و ثمربخشي آنها هست و در عمل به مأموريت و مسئوليت فرهنگي عمل نميكنند كه اگر تلاش خودجوش و مسئولانه گروهها و مؤسسات آزاد غيردولتي نباشد، فرهنگ و دانش انساني كشور روز بروز عقبتر خواهد رفت و همانگونه كه معروف است كه «دولت تاجر خوبي نيست» در عمل اثبات شده است كه در كار فرهنگ و نشر فضيلت و حكمت نيز مدير و مجري خوبي نيست و ثابت شده است كه اگر كار فرهنگي و نشر علوم و معارف اسلامي منحصراً در قالب دولتي باشد، كشور به زيانهاي جبران‌ناپذيري مادي و معنوي خواهد رسيد. اما أعجب از عجيب، تصميم عده‌يي از مسئولين است كه كار سياستگذاري و اجرا و برنامه‌ريزي بدست آنهاست و براساس اخبار رسمي مژده داده‌اند كه ببهانه فقر خزانه، بودجه‌هاي كمكي به نهادها و بنيادهاي متخصص در فلسفه و معارف اسلامي و علوم انساني و تربيتي اجتماعي و جداولي كه در قانون بودجه عهده‌دار كمك به آن مؤسسات است حذف گردد، و اين مؤسسات غيردولتي (ان جي او) كه برخي از آنها دهها سال است كه با بهره‌گيري از كمك اندك دولتي با وجود دهها موانع و مشكلات عادي يا عمدي، فقط به انگيزه و ارادت خود به آن كارها، به ملت و حكمت و فرهنگ كمك ميكنند، عمر عزيز خود را صرف مينمايند تا نگذارند نهال تربيتي معنويات و حكمت و خردورزي رو به‌ خزان رفته و بيثمر گردند. به خزان بروند و از ثمردهي بيفتند. اين طرح نارسا كه با ظاهري فريبنده و ببهانه كمك به رزمندگان و معلولان، پيشنهاد و تصويب شده باحتمال قوي سير تكامل و توليد و رشد علوم انساني و تربيتي و حكمت و معرفت را كه بيشتر بر دوش مؤسسات كمك بگير از بودجه است، كند و حتي تعطيل خواهد كرد و مانند برخي ديگر دستگاههاي توليدي و اقتصادي كشور رو به ‌نابودي خواهد رفت، همان چيزي كه دشمن اسلام و انقلاب اسلامي ايران همواره آرزوي آنرا داشته و هيچ روز و شبي جز با اين انديشه مخرب ضد ايراني و اسلامي، سر بر بالين ننهاده است. تصويب و اجراي اين تفكّر خطرناك، كه بيشتر مدعي چاره امور مادي رزمندگان شرافتمند ما هست تا امور معنوي آنها (و نميداند كه معرفت و امور معنوي زيرساخت وجود و كردار آدمي است) سبب خواهد شد كه مشمولان شريف اين مصوبه به سمت و سوئي سوق داده شوند كه بجاي‌انگيزه‌هاي معنوي و اعتقادي كه آنها را به بذل جان و مال و سلامت خود دعوت ميكرد، سرگرم امور مادي و رفاه خود باشند و پشتوانه‌هاي معرفتي و تربيتي براي نسلهاي آنها و ديگر افراد، رو به نابودي بروند. فرداي اين ملت و اين انقلاب، مردمي دردمند و با فرهنگ انقلابي و دينباوري و حكمت و اخلاق ميخواهد تا با اين انگيزه‌هاي معنوي از مرزهاي مادي و معنوي اين كشور دفاع كند و نه مردمي بي‌انگيزه و بيبهره‌وري اجتماعي و جماعتي سير و مرّفه بيدرد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        29 - بررسي و تحليل پاسخهاي ملاصدرا به پرسش خواجه طوسي و ملامظفر حسين كاشاني دربارة بقاي نفس
        ابوالحسن  غفاري
        مسئلة بقاي نفس پس از مفارقت از بدن، يكي از چالش برانگيزترين مسائل فلسفي است. اين مسئله، هم از سوي حكمايي كه نفس را قديم و مجرد ميدانند و هم از سوي حكمايي كه به حدوث روحاني نفس معتقد هستند، مورد بحث واقع شده و استدلالهاي گوناگون در اينباره اقامه شده است. خواجة طوسي كه به چکیده کامل
        مسئلة بقاي نفس پس از مفارقت از بدن، يكي از چالش برانگيزترين مسائل فلسفي است. اين مسئله، هم از سوي حكمايي كه نفس را قديم و مجرد ميدانند و هم از سوي حكمايي كه به حدوث روحاني نفس معتقد هستند، مورد بحث واقع شده و استدلالهاي گوناگون در اينباره اقامه شده است. خواجة طوسي كه به سنت حكمت مشاء تعلق دارد، اين پرسش را مطرح كرده است كه چرا بعقيدة حكما، بدن و استعداد بدني در ابتداي حدوث نفس لازم و ضروري است اما در مرحلة بقا و مفارقت شرط نيست؟ او پاسخ اين پرسش را در رساله‌يي كه دربارة بقاي نفس نوشته، بررسي كرده است و در عين حال آن را از حكيم معاصر خويش، شمس الدين خسروشاهي نيز پرسيده ولي پاسخي دريافت نكرده است. همين پرسش را ملامظفر حسين كاشاني، حكيم معاصر ملاصدرا از او پرسيده است زيرا بنظر ميرسد كه ظاهراً مسئلة بقاي نفس با نظرية حدوث جسماني ملاصدرا قابل جمع نيست. صدرالمتألهين پرسش خواجه و ملامظفر را هم بر اساس مبناي قوم و هم اصول فلسفة خويش پاسخ داده و از مسئلة بقاي نفس پس از مفارقت بدن دفاع كرده است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        30 - بررسي منطق أسفار أربعة ملاصدرا و استفاده از آن براي ارائة الگويي فراگير و نوين در تبيين مراحل انديشة عقلاني
        ابراهیم خانی مجید صادقی حسن آبادی مهدی امام جمعه
        أسفار أربعة عرفاني، الگويي مشهور براي تبيين مراحل سلوك توحيدي است. با تأمل در منطق أسفار أربعة عرفاني و بررسي چرايي تقسيم سلوك به اين مراحل چهارگانه ميتوان دريافت كه اين الگو از توانايي و ظرفيت بسيار مطلوبي براي تبيين مراحل انديشه در يك سلوك نظري برخوردار است. در اين مق چکیده کامل
        أسفار أربعة عرفاني، الگويي مشهور براي تبيين مراحل سلوك توحيدي است. با تأمل در منطق أسفار أربعة عرفاني و بررسي چرايي تقسيم سلوك به اين مراحل چهارگانه ميتوان دريافت كه اين الگو از توانايي و ظرفيت بسيار مطلوبي براي تبيين مراحل انديشه در يك سلوك نظري برخوردار است. در اين مقاله براي تبيين تفصيلي اين مدعا يعني ارائه» الگوي أسفار أربعة انديشه، ابتدا با اشاره به پيشينة أسفار أربعة عرفاني به بررسي منطق موجود در آن پرداخته ميشود و پس از روشن شدن چيستي أسفار أربعة عرفاني اثبات ميشود كه مراحل انديشه‌ورزي مطلوب در حل هر مسئلة علمي ميتواند شامل مراحلي كاملاً مشابه با أسفار أربعة عرفاني باشد. پس از تبيين تفصيلي اين مشابهت، أسفار أربعة انديشه در حكمت صدرايي و همچنين أسفار أربعة انديشه در مسئلة انسان‌شناسي بطور اجمالي مورد بررسي قرار ميگيرد و پس از آن به تبيين برخي از احكام عمومي الگوي أسفار أربعه در حيطة انديشه‌ورزي و مزيتهاي آموزشي استفاده از اين الگوي خاص پرداخته ميشود. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        31 - تبيين تحليلي موضوع حركت از ديدگاه ملاصدرا و نوصدراييان
        مهدي  نجفي افرا‌ زینب نادی
        بحث حركت در فلسفه از زواياي مختلف مورد توجه قرار گرفته است. يكي از اين زوايا بحث دربارة وجود و بقاء موضوع حركت، بويژه در حركت جوهري است كه پيش از ملاصدرا بعنوان يكي از لوازم حركت و از عوامل تشخص آن محسوب ميشد. ملاصدرا با ابداع مباني خاص خود، نگاه به حركت و لوازم آن ـ‌‌ا چکیده کامل
        بحث حركت در فلسفه از زواياي مختلف مورد توجه قرار گرفته است. يكي از اين زوايا بحث دربارة وجود و بقاء موضوع حركت، بويژه در حركت جوهري است كه پيش از ملاصدرا بعنوان يكي از لوازم حركت و از عوامل تشخص آن محسوب ميشد. ملاصدرا با ابداع مباني خاص خود، نگاه به حركت و لوازم آن ـ‌‌از جمله، موضوع حركت‌‌ـ را تا حد زيادي دگرگون ساخت. موضوع حركت در حركت جوهري، در انديشه» ملاصدرا و نوصدراييان يكي از موارد بحث‌برانگيز و محل تشتت آراء است. ملاصدرا گاه بر نياز حركت جوهري به موضوع تأكيد كرده و گاه از آن عدول نموده است. همين امر، در ميان پيروان مكتب صدرايي از جمله علامه طباطبايي و شهيد مطهري نيز محل اختلاف است. در اين جستار، ضمن بررسي ديدگاههاي مختلف، تلاش كرده ايم با بررسي نقاط ضعف و قوت آنها به اين نتيجه دست يابيم كه نه تنها حركت جوهري نيازي به موضوع ندارد، بلكه حركت در اعراض هم بينياز از موضوع است و با توجه به اصالت وجود صدرايي، ميتوان از وجود واحد سيالي در جهان واقع حمايت كرد كه خود، عين حركت و متحرك و مافيه الحركه است و تفكيك آنها تنها در دنياي تحليل ممكن است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        32 - بایدها و نبایدهای فلسفۀ اسلامی مبتنی بر اندیشۀ مقام معظم رهبری
        محمد رحمانی گورجی فاطمه مسجدی
        این پژوهش با الگو قرار دادن سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی به بررسی اندیشه‌های ایشان در فلسفۀ اسلامی و لوازم توسعه و تعمیق آن پرداخته و در تلاش است با استفاده از روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد، الگوی توسعه و تعمیق فلسفۀ اسلامی را بر مبنای بیانات و دیدگاه‌های رهبر معظم انقلا چکیده کامل
        این پژوهش با الگو قرار دادن سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی به بررسی اندیشه‌های ایشان در فلسفۀ اسلامی و لوازم توسعه و تعمیق آن پرداخته و در تلاش است با استفاده از روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد، الگوی توسعه و تعمیق فلسفۀ اسلامی را بر مبنای بیانات و دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب تدوین و ارائه کند. در این پژوهش، بیانات، خطبه‌ها، پیامها، احکام و فرمانها و مصاحبه‌های امام خامنه‌ای طى سالهاى ۱۳۶۳ تا ۱۳۹۷ مورد مطالعه قرار گرفته و با استفاده از سه نوع کدگذاری باز، محوری و انتخابی در روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد، ۱۱۱ کد/مفهوم، ۲۴ مقوله و چهار بُعد بدست آمده است. در بخش نتایج، ضمن ارائۀ الگوی پارادایمی حاکم بر مقوله‌ها، با استفاده از یافته‌های پژوهش به سؤالات اولیه نیز پاسخ داده شده است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        33 - تبيين حكيم ملّا سليمان گيلاني از حركت‌شناسي ابن سينا؛ مقدمة تحليلي و تصحيح رسالةالحركة والسكون والزمان
        محمد جواد اسماعیلی
        حركت‌شناسي ابن سينا بويژه آنچه در كتاب الشفاء‌ ‌مطرح شده، بر انديشمندان دورة اسلامي تأثير بسياري گذاشته است. الشفاء‌ ‌دانشنامه‌يي فلسفي است كه بتعبير ابن سينا داراي چهار «جملة» منطق، طبيعيّات، رياضيات و الهيات است. تفصيل و جامعيت اين اثر سبب شده است تا انديشمندان بعدي، چکیده کامل
        حركت‌شناسي ابن سينا بويژه آنچه در كتاب الشفاء‌ ‌مطرح شده، بر انديشمندان دورة اسلامي تأثير بسياري گذاشته است. الشفاء‌ ‌دانشنامه‌يي فلسفي است كه بتعبير ابن سينا داراي چهار «جملة» منطق، طبيعيّات، رياضيات و الهيات است. تفصيل و جامعيت اين اثر سبب شده است تا انديشمندان بعدي، بيش از آنكه به شرح و تفسيرنگاري بر آن بپردازند به شيوة حاشيه‌نگاري بر آن روي آورند. با اين وصف، برخي رساله‌هاي موجز را ميتوان يافت كه مصنّفان آن آثار كوشيده‌اند تا به ايضاح برخي از دشواريهاي مربوط به حركت‌شناسي ابن سينا در كتاب الشفاء‌ ‌بپردازند بي‌آنكه وابستگي به الشفاء‌ ‌در عنوان اثر هويدا باشد. حكيم ملّا سليمان گيلاني، انديشمند قرن يازدهم هجري، در اثري موجز با عنوان رسالة‌الحركة والسكون والزمان‌ ‌به بررسي چند دشواري مربوط به تعريف حركت، انواع حركت، حركت توسطيه و حركت قطعيّه پرداخته است. حكيم گيلاني در اين رساله، افزون بر توجه ويژه به آراء ابن سينا و صدرالدين شيرازي، به آراء انديشمنداني نظير فخرالدين رازي، اثيرالدين ابهري، نصيرالدين طوسي، و ميرسيّد شريف جرجاني نيز در باب حركت توجه كرده است. ساختار رسالة حكيم گيلاني داراي سه بخش است: 1) المقدّمة في تعريف الحركة والسكون والزمان، 2) في بيان أنواع الحركة، 3) في بيان ما يزيد تحقيقها و سبيل دفع ما يورد عليه. تصحيح و تحليل اين رساله براي نخستينبار انتشار مي‌يابد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        34 - تحليل و بررسي برهان صديقين ابن سينا با تأملي در ساختار و حدود منطقي آن
        سید محمد انتظام
        برهان صديقين ابن سينا يكي از مهمترين برهانها بر اثبات وجود خداوند در سنت اسلامي است. پس از ابن سينا فيلسوفان و متكلمان بزرگ مسلمان با استقبال از اين برهان، ژرف كاويهاي سودمندي در مورد آن انجام داده و تلاش كرده‌اند با نگاه نقادانه ضعفها و قوتهاي آن را نشان دهند. عليرغم ا چکیده کامل
        برهان صديقين ابن سينا يكي از مهمترين برهانها بر اثبات وجود خداوند در سنت اسلامي است. پس از ابن سينا فيلسوفان و متكلمان بزرگ مسلمان با استقبال از اين برهان، ژرف كاويهاي سودمندي در مورد آن انجام داده و تلاش كرده‌اند با نگاه نقادانه ضعفها و قوتهاي آن را نشان دهند. عليرغم اين تلاشها، ابهاماتي دربارة اين برهان وجود دارد كه تحقيقات علمي بيشتري را ميطلبد. در مقالة حاضر با تكيه بر ضوابط منطقي، به تحليل صورت، محتوا و حدود اين برهان پرداخته‌ايم و با اين روش نشان داده‌ايم كه اين برهان، برهاني موجودمحور (موجودمّا، نه مفهوم موجود)، لمّي، مبتني بر امتناع تسلسل و متمايز از برهان امكان است و بلحاظ ارزش معرفتي با برهانهاي مخلوق‌محور تفاوتي ندارد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        35 - بررسي ديدگاه دو شارح هداية الحكمۀ در باب صادر نخستين (ميبدي و ملاصدرا‌)
        مقصود  محمدي مهدي  نجفي افرا‌
        قاضي كمال‌الدين ميبدي و صدرالمتألهين شيرازي هر دو بر طبيعيات و الهيات هدايةالحكمه‌ ‌ابهري شرح نگاشته‌اند و در اغلب موارد به نقد و نظر نسبت به ديدگاههاي موجود در باب مسائل مطرح شده پرداخته‌اند. از جملة اين مسائل، مسئلة صادر نخستين است كه ميبدي با تكيه بر «جهات اعتباريه ( چکیده کامل
        قاضي كمال‌الدين ميبدي و صدرالمتألهين شيرازي هر دو بر طبيعيات و الهيات هدايةالحكمه‌ ‌ابهري شرح نگاشته‌اند و در اغلب موارد به نقد و نظر نسبت به ديدگاههاي موجود در باب مسائل مطرح شده پرداخته‌اند. از جملة اين مسائل، مسئلة صادر نخستين است كه ميبدي با تكيه بر «جهات اعتباريه (سلوب و اضافات) بعنوان منشأ صدور كثرات از واجب تعالي» و نيز «صدور افعال از نفس بدون واسطة بدن»، بر صادر نخستين بودن «عقل» اشكال نموده و معتقد است نفس نيز ميتواند بلاواسطه از مبدا اول صادر شود. ملاصدرا در ردّ مبادي استدلال ميبدي ميگويد: اوّلاً، «تحقق سلوب همچون تحقق اضافات در صدق قضاياي سالبه متأخر از تحقق واجب تعالي است» و ثانياً، «نفس تا زماني كه نفس است با قوه و ضعف همراه است و در افعال و تصرفات خويش نيازمند به بدن است». اين بيان ملاصدرا در باب عدم صلاحيت نفس براي صادر نخستين بودن، بيش از آنكه با رويكرد و مباني حكمت مشائي در باب نفس، يعني «روحانيةالحدوث و روحانيةالبقاء» بودن آن هماهنگ باشد، با رويكرد و مباني حكمت متعاليه، «جسمانية الحدوث و روحانيةالبقاء» بودن نفس، هماهنگ است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        36 - پاسخ سيدحيدر آملي به تناقض‌نمايي عدم و ثبوت مظاهر در «حديث حقيقت»
        محسن  حبيبي علي  يزداني
        «حديث حقيقت» كه كميل از امام علي (ع) نقل كرده، مضامين عاليه‌يي دارد و بزرگاني همچون سيدحيدر آملي بر آن شرح نوشته است. آملي در تفسير فقرة اول حديث، يعني «الحقيقة كشف سبحات الجلال من غير اشارة» به اين موضوع اشاره ميكند كه طبق اين حديث، حق تعالي در صور مظاهر ظهور دارد و در چکیده کامل
        «حديث حقيقت» كه كميل از امام علي (ع) نقل كرده، مضامين عاليه‌يي دارد و بزرگاني همچون سيدحيدر آملي بر آن شرح نوشته است. آملي در تفسير فقرة اول حديث، يعني «الحقيقة كشف سبحات الجلال من غير اشارة» به اين موضوع اشاره ميكند كه طبق اين حديث، حق تعالي در صور مظاهر ظهور دارد و در عين‌حال، اين مظاهر معدومند. اين جمله متناقض‌نما (پارادوكسيكال) است ولذا سيد حيدر در پي حل آن برآمده است. از نظر او مظاهر و ماهيات در عدم خود ثابتند و به اسم «نور الهي» كه همان وجود حق تعالي است، ظاهر ميشوند. آنها دائماً در عدمند و اين اسم ظاهر الهي است كه آن به آن، به آنها وجود ميدهد وگرنه اگر دائماً موجود باشند، وجود دادن به آنها تحصيل حاصل خواهد بود. او در پاسخ به اين امر تناقض‌نما، از تمثيل دريا و موج بهره برده است. دريا در قالب موج نمود پيدا ميكند، پس موج از جهتي هست و از جهتي نيست. با اين توضيح سيدحيدر سعي كرده تناقض‌نمايي در فقره» اول حديث را مرتفع سازد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        37 - نقد و بررسی ادلۀ ابتکاری حکیم سبزواری بر حرکت جوهری
        حسينعلي شيدان‌شيد محمدهادي  توكلي
        از میان ادلۀ گوناگونی که حکیم سبزواری در شرح منظومه برای اثبات نظریۀ حرکت جوهری پیش کشیده است، پنج دلیل در نگاه نخست، از ابتکارات او بشمار می آیند: استدلال از طریق حرکت کیفی تصورات در نفوس منطبع فلکی، استدلال از طریق تجدد امثال، استدلال از طریق حدوث یکپارچۀ عالَم، استدل چکیده کامل
        از میان ادلۀ گوناگونی که حکیم سبزواری در شرح منظومه برای اثبات نظریۀ حرکت جوهری پیش کشیده است، پنج دلیل در نگاه نخست، از ابتکارات او بشمار می آیند: استدلال از طریق حرکت کیفی تصورات در نفوس منطبع فلکی، استدلال از طریق تجدد امثال، استدلال از طریق حدوث یکپارچۀ عالَم، استدلال از طریق غایتمند بودن طبیعت، و استدلال از طریق وحدت ظلی نفس. این مقاله به گزارش، تحلیل و نقد این ادله اختصاص دارد. بررسی نشان میدهد که چهار دلیل از این ادله را میتوان ابتکاری ایشان دانست. اهمیت فلسفی این دلایل چهارگانه بیشتر در نشان دادن جایگاه نظریۀ حرکت جوهری و تأثیر و تأثر آن نسبت به دیگر مسائل حکمت متعالیه و تفکرانگیزی در جوانب و ثمرات مختلف این نظریه، و نیز نشان دادن هماهنگی و همیاری بخشهای مختلف حکمت متعالیۀ صدرایی است. اما دلیلهای یادشده دلیلهای سبکباری که سرراست و با مقدماتی اندک این نظریه را به اثبات برسانند، نیستند. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        38 - تحقیق و بررسی نظر نهایی ملاصدرا در باب معنای «اعتباریت ماهیت»
        ‌‌سيد شهريار  كمالي سبزواري
        در آثار ملاصدرا دو معنای متفاوت از «اعتباریت ماهیت» بچشم میخورد. در معنای اول «اعتباریت ماهیت» بمعنی تحقق تبعی ماهیت بواسطۀ وجود است، اما در معنای دوم، «اعتباریت ماهیت» بمعنی وجود ذهنی و مجازی ماهیت در متن خارج. ما در این مقاله سه فرضیه را بعنوان راهکارهای ممکن برای نیل چکیده کامل
        در آثار ملاصدرا دو معنای متفاوت از «اعتباریت ماهیت» بچشم میخورد. در معنای اول «اعتباریت ماهیت» بمعنی تحقق تبعی ماهیت بواسطۀ وجود است، اما در معنای دوم، «اعتباریت ماهیت» بمعنی وجود ذهنی و مجازی ماهیت در متن خارج. ما در این مقاله سه فرضیه را بعنوان راهکارهای ممکن برای نیل به نظر نهایی ملاصدرا در باب معنای «اعتباریت ماهیت» پیشنهاد میکنیم و در نهایت با تقویت فرضیۀ سوم، این نتیجه را خواهیم گرفت که معنای اول «اعتباریت ماهیت» بعلت اشکالات عقلی که بر آن وارد میشود، قابل پذیرش نیست و صرفاً معنای دوم «اعتباریت ماهیت» را میتوان نظر نهایی حکمت متعالیه قلمداد کرد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        39 - مواجهة ابن‌سينا و سهروردي در مسئلة علم الهي و ظهور حكمتي برتر
        یحیی کبیر حمید ملکی
        در مسئلة علم الهي، عمدة بحث و نزاع در مورد علم واجب تعالي به ماسواست. نوشتار حاضر درصدد پاسخگويي به اين پرسش است كه چه الگويي در تبيين علم الهي ميتواند علاوه بر اثبات تمامي مراتب علم براي خداوند، با واجب الوجود بودن حق تعالي منافات نداشته باشد؟ در راستاي پاسخ به اين پرس چکیده کامل
        در مسئلة علم الهي، عمدة بحث و نزاع در مورد علم واجب تعالي به ماسواست. نوشتار حاضر درصدد پاسخگويي به اين پرسش است كه چه الگويي در تبيين علم الهي ميتواند علاوه بر اثبات تمامي مراتب علم براي خداوند، با واجب الوجود بودن حق تعالي منافات نداشته باشد؟ در راستاي پاسخ به اين پرسش، بوعلي سينا به ارائة الگويي با محوريت صور مرتسمه ميپردازد كه نتيجة آن اثبات علم حصولي به ماسوا براي خداوند است. در تبيين نحوة فاعليت الهي، ابن سينا دوباره سراغ علم الهي ميرود و با طرح فاعليت بالعنايه، خلق موجودات را نتيجة علم فعلي خداوند نسبت به عالم و رضايت او به نظام احسن ميداند. اما در انديشة شيخ اشراق اين الگوي سينوي به چالش كشيده شد. شيخ شهيد عقيده داشت تبيين ابن سينا، علاوه بر نقض بساطت ذات حق تعالي، تنها قوه‌يي صرف را براي خداوند اثبات ميكند. صدرالمتألهين، در مقام قضاوت، اشكالاتي را به هر دو رأي وارد ميكند و بر اساس قاعدة بسيط‌الحقيقه، تبييني متعالي دربارة مسئله ارائه ميكند كه نه اشكال ذهني بودن صور مرتسمة سينوي را دارد و نه همچون تبيين اشراقي، قاصر در اثبات علم پيش از ايجاد، براي خداوند است. او اثبات ميكند كه تمامي وجودات و علوم در وجود خداوند و علم او به ذاتش مستهلكند. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        40 - هستي اعتباري از ديدگاه صدرالمتألهين
        رضا ملایی
        «اعتباريات» مهمترين مفاهيم بكار گرفته شده در حكمت عملي هستند. بكارگيري اصول حكمت متعالية صدرالمتألهين در راستاي شناخت «هستي» اعتباريات، افقهاي نويني پيش روي حكمت عملي معاصر خواهد گشود. اين پژوهش بر پاية رويكرد حكمت متعاليه، سعي داشته به اين پرسش كه «آيا هستي اعتباريات، چکیده کامل
        «اعتباريات» مهمترين مفاهيم بكار گرفته شده در حكمت عملي هستند. بكارگيري اصول حكمت متعالية صدرالمتألهين در راستاي شناخت «هستي» اعتباريات، افقهاي نويني پيش روي حكمت عملي معاصر خواهد گشود. اين پژوهش بر پاية رويكرد حكمت متعاليه، سعي داشته به اين پرسش كه «آيا هستي اعتباريات، امري مجعول و ساختگي است يا همچون هستي حقيقي، داراي بهره‌يي از حقيقت و نفس الامر است؟» پاسخ دهد و آثار روش‌شناختي آن را بنماياند. پاسخگويي به اين پرسش متكي بر بكارگيري اصل تشكيك و تحليل آراء صدرالمتألهين در حوزه حُسن و قُبح ذاتي و مدرَكات عقل عملي است. بر اين اساس، مقالة حاضر نشان ميدهد كه 1. هستي اعتباري رقيقه و مرتبة نازلة هستي حقيقي است نه امري در مقابل آن، بنابرين اعتباريات داراي بهره‌يي از نفس الامر هستند، نه صرفاً پديده‌هايي مجعول. 2. بهره‌مندي اعتباريات از هستي نفس الامري مختص به اعتبارات متكي به شرع و عقل است، نه هر نوع اعتباري. 3. ارتقاء هستي اعتباري به رقيقة هستي حقيقي بودن، امكان جريان روشهاي برهاني در حوزة حكمت عملي را فراهم مي‌آورد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        41 - بررسی مقایسه‌یی چیستی زمان و حدوث زماني عالم از نظر فخر رازي و ملاصدرا
        سید محمد اسمعیل سید هاشمی سید محمد جواد  سیدهاشمی
        یکی از مهمترین مباحثی که قبل از بیان دلایل حدوث يا قدم زماني جهان بايد مورد توجه قرار گيرد، اينست که مراد از حدوث و قدم زمانی از نظر متکلمان و فلاسفه چيست؟ اين نيز بنوبۀ خود مبتني بر سؤال ديگري است که زمان از نظر اين دو گروه به چه معناست؟ فخر رازي با تسلط بر نظریات کلام چکیده کامل
        یکی از مهمترین مباحثی که قبل از بیان دلایل حدوث يا قدم زماني جهان بايد مورد توجه قرار گيرد، اينست که مراد از حدوث و قدم زمانی از نظر متکلمان و فلاسفه چيست؟ اين نيز بنوبۀ خود مبتني بر سؤال ديگري است که زمان از نظر اين دو گروه به چه معناست؟ فخر رازي با تسلط بر نظریات کلامي و فلسفي و با روشی انتقادی، به تحليل و مقايسۀ ديدگاه‌ متکلمان و فلاسفه دربارۀ حدوث و قدم زماني عالم و دلایل آنان اقدام نموده و ريشه‌ها و مبادي تصوري و تصديقي طرفين را نقد کرده است. او تفسیر متکلمان از زمان و حدوث زمانی را باطل میداند، همچنین تعریف زمان به مقدار حرکت و کم متصل را که فلاسفه مطرح کرده‌اند ناصحیح شمرده و بر خلاف مشهور، زمان را کم منفصل دانسته است. وی بر خلاف سایر متکلمان، در حادث زمانی بودن عالم عقول و مجردات تردید دارد. اما صدرالمتألهين با نقد نظر متکلمان و فلاسفۀ پیشین، تلاش ميکند افلاطون، ارسطو و ساير حکماي يوناني و پيروان اديان را همرأي خود نشان دهد، درحاليکه تفسیر وی از حدوث زمانی و نیز مبانی فلسفی وی با چنین وحدتی سازگار نیست، چراکه مفهوم حدوث زماني صدرايي مبتني بر اصالت وجود و حرکت جوهري است که نه در فلسفۀ یونان مورد بحث بوده و نه متکلمان اسلامی فهمی از آن داشته‌اند. در این مقاله به ارزیابی دلایل حدوث یا قدم پرداخته نشده بلکه چیستی حدوث یا قدم زمانی از نگاه این دو متفکر بررسی شده است. به نظر ما اشکال مشترک فخر رازی و ملاصدرا به متکلمان و فلاسفۀ مشاء، در تفسیر آنان از زمان و حدوث زمانی است و تفاوت نظر این دو محقق نیز در تفسیر خود آنان از چیستی زمان و حدوث زمانی است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        42 - مقايسه چگونگي كلام الهي از نظر متكلمان و ابن عربي
        زهره  معصومي فاطمه  محمد
        حادث یا قدیم بودن کلام الهی از مباحثی است که معتزله و اشاعره به آن پرداخته و عرفا آن را نَفَس الرّحمان الهی گرفته‌اند که نه قدیم است و نه حادث. در نوشتار حاضر بحث بر سر چگونگی دریافت وحی توسط نبی است که این کلام الهی برغم حادث یا قدیم بودن آن، چگونه در قالب الفاظ به ظهو چکیده کامل
        حادث یا قدیم بودن کلام الهی از مباحثی است که معتزله و اشاعره به آن پرداخته و عرفا آن را نَفَس الرّحمان الهی گرفته‌اند که نه قدیم است و نه حادث. در نوشتار حاضر بحث بر سر چگونگی دریافت وحی توسط نبی است که این کلام الهی برغم حادث یا قدیم بودن آن، چگونه در قالب الفاظ به ظهور میرسد. برخی از معتزله آن را از جنس اصوات و الفاظ دانسته‌اند و گروهی از اشاعره آن را حقیقتی نفسانی تلقی کرده‌اند که اصوات و الفاظ حاکی از آن هستند. ابن عربی بین کتاب الله و کلام الله فرق قائل شده و اختلاف در عربی و عجمی بودن را به کتاب نسبت میدهد نه کلام الله، و الفاظ قرآن کریم را کلام خدا میداند نه کلام رسول، و نزول آن بر قلب پیامبر(ص) را بصورت زبانی میداند، یعنی پیامبر(ص) قرآن را با همین حروف و کلمات عربی دریافت میکند و خودش در آن دخل و تصرفی ندارد . قونوی نیز در شرح آن گفته که صورت وجودی عینی قرآن مانند صورت ادارکی آن است، پس قرآن نور بالذات است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        43 - بررسي انتقادي اشكالات مطرح شده به برهان حكيم قمشه‌اي دربارة اثبات وجوب وجود خداوند
        رضا حصاری سید مجتبی میردامادی ابوالفضل رضایی
        براي اثبات وحدت شخصي وجود، براهين مختلف و گوناگوني اقامه شده است. بيشتر اين براهين كه توسط عارفاني همانند داود قيصري، حمزه فناري و ابن‌تركه بيان شده‌اند، با اشكالاتي مانند خلط ميان مفهوم و مصداق مواجه است. در اين ميان حكيم محمدرضا قمشه‌اي در حاشية خويش بر كتاب تمهيد الق چکیده کامل
        براي اثبات وحدت شخصي وجود، براهين مختلف و گوناگوني اقامه شده است. بيشتر اين براهين كه توسط عارفاني همانند داود قيصري، حمزه فناري و ابن‌تركه بيان شده‌اند، با اشكالاتي مانند خلط ميان مفهوم و مصداق مواجه است. در اين ميان حكيم محمدرضا قمشه‌اي در حاشية خويش بر كتاب تمهيد القواعد‌ ‌و ذيل مبحث براهين اثبات وحدت شخصي وجود، برهاني ارائه كرده كه اثبات ضرورت ازلي خداوند را بهمراه دارد. در عين حال، چهار اشكال به اين برهان وارد شده است. اشكال نخست در مورد معناي طبيعت اطلاقي وجود است كه بصورت مبهم بيان شده است. اشكال دوم دربارة خلط ميان مفهوم و مصداق است. بخش نخست اشكال سوم، به تماميت اين برهان بر مفروض بودن تحقق اصل طبيعت باز ميگردد و بخش دوم اشكال، سازگاري تحقق اصل طبيعتِ وجود با وجودهاي مقيد را هدف قرار داده است. اشكال چهارم، به نبود نوآوري و ابتكار در ارائة اين برهان پرداخته است. مقالة حاضر با روش تحليلي ـ تطبيقي، هر يك از اين اشكالات را بررسي نموده و به سه اشكال نخست پاسخ داده است. از اين جهت، برهان حكيم قمشه‌اي تمام و صحيح تلقي ميشود كه در اين نوشتار بتفصيل تبيين شده است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        44 - تأملي در انتساب نظرية «حدوث دهري» به جلال‌الدين دواني
        حسین نجفی حامد ناجی اصفهانی
        باور به حدوث عالم، گزاره‌يي است كه پس از اعتقاد به مبدأ يكتا، پيشاني‌نشينِ هر باورنامة الهي است. نظر خاص ميرداماد در اينباره، اثبات گونه‌يي آغازمندي واقعي و فرازماني براي عالم هستي است. او با اشاره به ناكامي فلاسفة پيش از خود در تبيين برهاني مسئلة پيدايش جهان، محتوا و ا چکیده کامل
        باور به حدوث عالم، گزاره‌يي است كه پس از اعتقاد به مبدأ يكتا، پيشاني‌نشينِ هر باورنامة الهي است. نظر خاص ميرداماد در اينباره، اثبات گونه‌يي آغازمندي واقعي و فرازماني براي عالم هستي است. او با اشاره به ناكامي فلاسفة پيش از خود در تبيين برهاني مسئلة پيدايش جهان، محتوا و اصطلاح نظرية «حدوث دهري» را نتيجة ابداع خويش و بزرگترين ثمرة منظومة حكمت يماني ميداند. از سوي ديگر، ملا‌محمد اسماعيل خواجويي در رسالة ابطال‌ الزمان‌ الموهوم، با انتساب اين نظريه به جلال‌الدين دواني و تطبيق ديدگاه‌ او بر آموزة حدوث دهري، تلويحاً به اقتباس اين نظريه از آثار دواني حكم نموده است. پژوهش حاضر با بررسي تحليلهاي متافيزيكي، مدعاي خواجويي را به داوري نشسته است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        45 - سياست و سلوك حاكم در آيين سياسي شيخ‌اشراق
        نوشین نظیری خامنه سید عباس ذهبی بابک عباسی احمد بهشتی
        «سلوك» در آيين سياسي اشراقي سهروردي، واژه‌يي كليدي است. سلوك با خودشناسي در مرحلة فردي آغاز ميگردد و شخص را تا مرحلة اجتماعي و سياسي و حكومت بر يك جامعه پيش ميبرد. حاكم مورد نظر سهروردي، حكيمي است كه از رهگذر اين خودشناسي، پاي در عوالم برتر، از جمله عالم مثال ميگذارد كه چکیده کامل
        «سلوك» در آيين سياسي اشراقي سهروردي، واژه‌يي كليدي است. سلوك با خودشناسي در مرحلة فردي آغاز ميگردد و شخص را تا مرحلة اجتماعي و سياسي و حكومت بر يك جامعه پيش ميبرد. حاكم مورد نظر سهروردي، حكيمي است كه از رهگذر اين خودشناسي، پاي در عوالم برتر، از جمله عالم مثال ميگذارد كه اولين عالم برتر بعد از عالم اجسام در انديشة شيخ‌اشراق است و با سير در اين عالم، واسطة بين عالم انسانها و عالم خدا و فرشتگان ميگردد. او با خودشناسي، سير و سلوك در عالم مثال و اطاعت پروردگار به مرحلة قطب، امام و رياست عالم ميرسد. سهروردي با قائل شدن به مرتبۀ قطب براي حاكم و نيز كسي كه قادر است با عالم مثال مرتبط باشد و واسطة انسانها و خداوند قرار گيرد، سياست و حكومت و حاكميت آرماني و مدينة آرماني را با انديشة نويني مورد بررسي قرار داده است. عقيدة سهروردي در حكمت عملي و بويژه سياست، مطابق و همرديف با حكمت نظري او دربارة قواعدي چون تشكيك، امكان اشرف، قهر و محبت و ذومراتب بودن عالم است و همانطور كه عالم مثال ـ كه ابداع سهروردي است ـ واسطة عالم ماده و عالم انوار قاهره است، حاكم حكيم مرتبط با عالم مثال نيز واسطة انسانها و خداوند و نيز فرشتگان است. حكومت حاكمي با ويژگيهاي مورد نظر شيخ‌اشراق، ايدئاليستي و دست نيافتني يا مختص برخي انسانها نيست بلكه وجود حاكمي با ويژگيهاي مورد نظر او امري شدني و واقعيت‌پذير است. توجه چنين حاكمي، هم بر سعادت دنيوي مردم است و هم سعادت اخروي. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        46 - هستي‌شناسي اعتباريات؛ اعتبار بمثابه نحوة هستي انسان در جهان مادي
        سید امین میرحسینی سید مسعود سیف عبدالرزاق حسامی فر علی فتح طاهری
        برغم وجود ديدگاههاي متفاوت و در مواردي متضاد دربارة نظرية اعتباريات علامه طباطبايي، تقريباً همة پژوهشهايي كه در اين زمينه صورت گرفته‌ است، در داشتن اين پيشفرض مشترك همداستانند كه نظرية اعتباريات نظريه‌‌يي از اساس معرفت‌شناختي است؛ نظريه‌يي كه ميكوشد به توجيه دسته‌‌يي از چکیده کامل
        برغم وجود ديدگاههاي متفاوت و در مواردي متضاد دربارة نظرية اعتباريات علامه طباطبايي، تقريباً همة پژوهشهايي كه در اين زمينه صورت گرفته‌ است، در داشتن اين پيشفرض مشترك همداستانند كه نظرية اعتباريات نظريه‌‌يي از اساس معرفت‌شناختي است؛ نظريه‌يي كه ميكوشد به توجيه دسته‌‌يي از ادراكات انسان بپردازد كه مطابقي در خارج ندارند. اين پيشفرض برغم اينكه پيشفرض نادرستي نيست، مبين همة واقعيتهاي قابل طرح در باب نظرية اعتباريات هم نيست. مدعاي ما در پژوهش حاضر اينست كه نظرية اعتباريات بيش از آنكه نظريه‌يي معرفت‌شناختي باشد، نظريه‌يي از اساس هستي‌شناختي است. با توجه به نحوة طرح نظرية اعتباريات در رساله‌هاي الولايه‌‌و الانسان، بنظر ميرسد اعتبار بمثابه يكي از مشخصه‌هاي هستي انسانِ مجردي است كه در جهان مادي بسر ميبرد؛ مشخصه‌‌يي كه دسته‌‌يي از افعال انساني را كه بنحوي به امور مادي مرتبط هستند، ممكن ميسازد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        47 - از «حكمت» تا «كاركردگرايي»؛ تحليلي نو از ماهيت پارادايم فكري صدرالمتألهين
        حسن رهبر حميد  اسكندري
        تبيين ماهيت پارادايم فكري ملاصدرا، بعنوان نظام فلسفي جامع در جهان اسلام، همواره مورد بررسي پژوهشگران بوده است. تاكنون هشت ديدگاه در اينباره مطرح شده است؛ بعضي نظام فكري ملاصدرا را فلسفه، گروهي عرفان و عده‌يي كلام دانسته‌اند اما گفته‌ها و نوشته‌هاي او نافي اين ديدگا‌ههاس چکیده کامل
        تبيين ماهيت پارادايم فكري ملاصدرا، بعنوان نظام فلسفي جامع در جهان اسلام، همواره مورد بررسي پژوهشگران بوده است. تاكنون هشت ديدگاه در اينباره مطرح شده است؛ بعضي نظام فكري ملاصدرا را فلسفه، گروهي عرفان و عده‌يي كلام دانسته‌اند اما گفته‌ها و نوشته‌هاي او نافي اين ديدگا‌ههاست. او مايل است نظام انديشه‌يي خود را «حكمت» نام نهد كه عبارتست از علم به خدا و صفات و افعال او با روش توأمان برهاني و عرفاني. اما به اعتقاد نگارنده، حكمت هويتي مستقل از سه مشرب فكري فلسفه، كلام و عرفان ندارد و نميتوان آن را مكتبي مستقل لحاظ نمود. از اينرو، براي تبيين دقيق نظام فكري او بايد افزون بر بررسيهاي دروني و محتوايي، از منظر بيروني نيز به زيست‌جهان ملاصدرا نگريست. با در نظرگرفتن اين امر، ميتوان مكتب صدرالمتألهين را از منظر دروني، «كاركردگرايي وفاق‌بخش» ـ بمعناي تلاش براي كاربردي نمودن آن و وحدت ميان مشارب فكري سه‌گانه‌ـ دانست و از منظر بيروني، «زمان‌شناسانة مردم‌نگر»؛ يعني شرايط فكري، اجتماعي و سياسي عصر وي بايد در تبيين مباحث، مسائل و روش فكري او لحاظ شود. بر اين مبنا، نويسندگان معتقدند با لحاظ نمودن سه نكته ميتوان رويكردي بهينه به نظام فكري صدرايي داشت. اين سه نكته عبارتند از: تمايز حقايق عقل از حقايق ايمان، حذف آنچه با روش فلسفي ناسازگار يا ناهمسوست و تعيين محدوده و قلمرو عقل در برابر نقل و عرفان. در اين مقاله ضمن ارائة ديدگاه صدرالمتألهين دربارة نظام فكريش، تلاش شده با تبيين انديشة صدرايي از منظر محتوايي و شرايط بيروني، تحليلي نو دربارة نظام فكري ملاصدرا ارائه گردد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        48 - تحليلي بر «تعالي حكمت»؛ با تكيه ‌بر نفس‌شناسي و روش‌شناسي صدرايي
        مریم السادات موسوی محمّد بیدهندی محمدمهدی مشکاتی
        مكتب فلسفي صدرالمتألهين بنام حكمت متعاليه شناخته ميشود. ملاصدرا واژة «حكمت» را بر واژة «فلسفه» ارجح دانسته و «تعالي» را ـ‌كه در نظر او موقعيتي پوياست ـ جهتگيري كلي ساختار فكري خود قرار داده است. اين امر ما را با منظومه‌يي از عواملي كه از كيفيت، جهت و چگونگي تعالي در اين چکیده کامل
        مكتب فلسفي صدرالمتألهين بنام حكمت متعاليه شناخته ميشود. ملاصدرا واژة «حكمت» را بر واژة «فلسفه» ارجح دانسته و «تعالي» را ـ‌كه در نظر او موقعيتي پوياست ـ جهتگيري كلي ساختار فكري خود قرار داده است. اين امر ما را با منظومه‌يي از عواملي كه از كيفيت، جهت و چگونگي تعالي در اين مكتب بحث ميكند، مرتبط ميسازد. نوشتار پيش‌رو درصدد است، از ميان عناصر متعدد برتري حكمت صدرايي، چگونگي ايجاد اين تعالي را از طريق بررسي دو مؤلفة نفس‌شناسي و روش‌شناسي در دو حوزه مبدأ و معاد تبيين نمايد. در رويكرد صدرايي اگر كسي خواستار حكمت باشد، بايد براي خويش و در خويشتن دست به آفرينش زده و از تماشاگري به بازيگري در عرصة وجود قدم بگذارد. نوع نگاه متفاوت ملاصدرا به حقيقت نفس و توسع در مراتب ادراكي آن، با روش‌شناسي درهم‌تنيده و مرتبط است، زيرا در حكمت صدرايي شناخت نفس بمثابه يك روش براي خداشناسي و آخرت‌شناسي قلمداد ميشود. ملاصدرا در روش‌شناسي از بازآفريني مفاهيم آغاز ميكند و با رهيافتي ميان‌رشته‌يي و جامع‌نگر، روش درست را جمع ميان عقل و نقل و شهود ميبيند. تأويل و زبان برتر نيز از مؤلفه‌هايي است كه با روش‌شناسي خاص ملاصدرا مرتبط است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        49 - ديدگاه سيدعلي‌خان مدني و ملاصدرا در تبيين صفات خبرية ‌الهي به اعتبار غايات
        نرگس طاهری حسن  نقی زاده مرتضی ایروانی نجفی
        برغم اقامت طولاني سيد‌علي‌خان صدرالدين مدني شيرازي (1120ـ1052) در هند و دوري وي از شيراز و اصفهان، مباني كلامي او در تبيين صفات خبرية خداوند در رياض السالكين، آشكارا نشان از تأثيرپذيري او از ملاصدرا دارد. اما با وجود پذيرش مباني حكمت متعاليه، در تفسير يا تأويل صفات الهي چکیده کامل
        برغم اقامت طولاني سيد‌علي‌خان صدرالدين مدني شيرازي (1120ـ1052) در هند و دوري وي از شيراز و اصفهان، مباني كلامي او در تبيين صفات خبرية خداوند در رياض السالكين، آشكارا نشان از تأثيرپذيري او از ملاصدرا دارد. اما با وجود پذيرش مباني حكمت متعاليه، در تفسير يا تأويل صفات الهي، روش وي با اصول فلسفة صدرايي كاملاً مطابقت ندارد. او در تبيين اتصاف خداوند به صفات انسانگونه، بمنظور تنزه خداوند از ويژگيهاي بشري، روش «اخذ به اعتبار غايات» را برگزيده است، زيرا مبادي و مقدماتِ صفاتي چون رحمت و غضب كه حاكي از هيجان و رقت و تأثر دروني هستند، دربارة خداوند صادق نيست و اين دسته از صفات، تنها به اعتبار غايت و نتيجه بر خداوند اطلاق ميشوند. اگرچه وي از اثبات صفات براي خدا بدون تشبيه سخن ميگويد ولي اين راهكار بتصريح ملاصدرا و بلحاظ مبنايي، با اصول حكمت متعاليه بويژه تشكيك وجود و تفاوت مرتبة وجودي صفات خدا با بشر، سازگاري ندارد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        50 - اعتبارسنجي داده‌هاي فرقه‌نگاران اهل‌سنت پيرامون ديدگاه متكلمان نخستين اماميه در مسئلة استطاعت‌
        سيده‌عطيه  فيض اصفهاني محمد  غفوري‌نژاد
        در پژوهش حاضر سعي شده تا ديدگاه چهار متكلم برجسته امامي در عصر امام صادق (ع) كه زمان شكوفايي و رونق بحثهاي كلامي بشمار ميرود، پيرامون مسئله استطاعت از ميان آثار رجالي، فهرستي، فرقه‌نگاري و روايي استخراج شود. در اين راستا روشن ميگردد كه افرادي چون زرارة بن اعين، هشام بن چکیده کامل
        در پژوهش حاضر سعي شده تا ديدگاه چهار متكلم برجسته امامي در عصر امام صادق (ع) كه زمان شكوفايي و رونق بحثهاي كلامي بشمار ميرود، پيرامون مسئله استطاعت از ميان آثار رجالي، فهرستي، فرقه‌نگاري و روايي استخراج شود. در اين راستا روشن ميگردد كه افرادي چون زرارة بن اعين، هشام بن سالم و مؤمن الطاق در بحث استطاعت قائل به استطاعت پيش از فعلند و بعضاً آن را منحصر در سلامتي ميدانند، اما هشام بن حكم استطاعت را منوط به پنج امر ميداند كه بخشي از آن پيش از فعل و بخشي حين الفعل محقق ميگردد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        51 - بررسی دیدگاه ابن‌برّجان دربارۀ «حق‌مخلوق‌به»
        حامد  نظرپور
        يكي از اصطلاحات عرفاني كه در بحث تجليات خداوند مطرح ميشود، «حق‌مخلوق‌به» است. ابن‌عربي منشأ اين اصطلاح را آثار ابن‌برّجان ميداند ولي توضيحي دربارة ديدگاه او نميدهد. ابن‌برّجان يكي از عارفان و مفسران اندلسي است كه ديدگاههاي خود در مورد «الحق‌المخلوق به السماوات و الارض» چکیده کامل
        يكي از اصطلاحات عرفاني كه در بحث تجليات خداوند مطرح ميشود، «حق‌مخلوق‌به» است. ابن‌عربي منشأ اين اصطلاح را آثار ابن‌برّجان ميداند ولي توضيحي دربارة ديدگاه او نميدهد. ابن‌برّجان يكي از عارفان و مفسران اندلسي است كه ديدگاههاي خود در مورد «الحق‌المخلوق به السماوات و الارض» را در شرح اسماء‌الله‌الحسني، تنبيه‌الافهام‌ ‌و ايضاح‌الحكمه‌ ‌بيان كرده است. هدف نوشتار حاضر بررسي اصطلاح حق‌مخلوق‌به از ديدگاه ابن‌برّجان است و روش آن، اسنادي و توصيفي ـ تحليلي است. يافته‌ها نشان ميدهد كه منشأ الهام ابن‌برّجان براي وضع اين اصطلاح، قرآن‌ ‌است. از ديدگاه وي هدف اصليِ دعوت قرآن‌ ‌به تفكر در مورد آيات الهي، رسيدن به حق‌مخلوق‌به است. او ايمان به حق‌مخلوق‌به را بر هر مؤمني واجب ميداند. از نظر ابن‌برّجان، حق‌مخلوق‌به تجلي و ظهور خداوند است. حق‌مخلوق‌به، واحد، جامع همة تجليات خداوند در دنيا، آخرت، برزخ، وجود انسان و آيات قرآن‌ ‌و همچنين منشأ مخلوقات و عامل بقاي آنهاست. همة مخلوقات آيات و نشانه‌هاي حق‌مخلوق‌به هستند و حق‌مخلوق‌به نيز آية خداوند است. بعقيدة ابن‌برّجان حق‌مخلوق‌به طريق رسيدن به خداوند است كه با علم و عمل طي ميشود و همان صراط مستقيم و دين قيّم است. او روش شناخت حق‌مخلوق‌به را تفكر و تأمل در آيات الهي بهمراه ايمان و تقوا قلمداد ميكند. مهمترين نتايج معرفت حق‌مخلوق‌به عبارتند از: شهود خداوند، شناخت موجودات بهشتي، حكمت و عمل به دستورات الهي. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        52 - وحی از دیدگاه صدرالمتالهین
        سید محمد موسوی محمدتقی رجایی
        صدرالمتألهين معتقد است چون وظيفة نبي ابلاغ وحي به مردم و هدايت آنهاست، وحي بايد با جزئيات و در قالب گزاره‌هاي زباني بيان شود تا براي مردم قابل درك و استفاده باشد. الفاظ وحي نيز همانند معاني آن، بايد از عالم عقلي نازل گردد. همانگونه كه وحي نازل ميشود، نبي براي دريافت آن چکیده کامل
        صدرالمتألهين معتقد است چون وظيفة نبي ابلاغ وحي به مردم و هدايت آنهاست، وحي بايد با جزئيات و در قالب گزاره‌هاي زباني بيان شود تا براي مردم قابل درك و استفاده باشد. الفاظ وحي نيز همانند معاني آن، بايد از عالم عقلي نازل گردد. همانگونه كه وحي نازل ميشود، نبي براي دريافت آن بايد به عوالم بالايي عروج كرده، وحي را دريافته و همراه وحي به عالم طبيعت بازگردد. گاهي نزول وحي همراه با روِيت حسي مَلَك حامل وحي است؛ در اينصورت مشاهدة فرشتة وحي در عالم مثال رخ داده و تنزل فرشتة وحي بمعناي جدايي از مقام قرب الهي نيست، بلكه رقيقه‌يي از وجود او در قواي ادراكي نبي متمثل ميشود. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        53 - ارزش و كارآمدي علوم اكتسابي و غيراكتسابي از نگاه ابن‌عربي
        فروغ السادات رحیم پور نیره اسماعیلی
        بحث پيرامون علم و معرفت، يكي از مسائل مهم و بنيادي در عرفان نظري است. ابن‌عربي علوم را بر اساس روش دريافت، به دو قسم اكتسابي و غيراكتسابي تقسيم ميكند. علوم اكتسابي همان علوم استدلالي‌ هستند كه انسان بكمك تلاش عقلي به آن نايل ميشود. در مقابل، درك و دريافت علوم غيراكتسابي چکیده کامل
        بحث پيرامون علم و معرفت، يكي از مسائل مهم و بنيادي در عرفان نظري است. ابن‌عربي علوم را بر اساس روش دريافت، به دو قسم اكتسابي و غيراكتسابي تقسيم ميكند. علوم اكتسابي همان علوم استدلالي‌ هستند كه انسان بكمك تلاش عقلي به آن نايل ميشود. در مقابل، درك و دريافت علوم غيراكتسابي نه تنها از توان عقل خارج است، بلكه نيازمند ابزار ديگري به نام قلب است كه شأن آن پذيرش افاضات و تجليات انوار الهي است. ابن‌عربي معتقد است علم اصيل و راستين علمي است كه خداوند بر قلب افاضه ميكند. چنين علمي بر خلاف علوم عقلي و اكتسابي مصون از خطا، شك و فراموشي است، زيرا انسان در اينباب صرفاً «پذيرندة» تجليات خداوند است و خود دخل و تصرفي در آنها ندارد. اين مقاله به تبيين كارآمدي علوم اكتسابي و غيراكتسابي از ديدگاه ابن‌عربي ميپردازد و ارزشمندي آنها را سنجيده، وجوه امتياز و نقاط قوت و ضعف هر يك نسبت به ديگري را روشن ميكند. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        54 - سنجه‌هاي تفكيكِ حقيقت از اعتبار بر مبناي آثار علامه طباطبايي
        حسین فرزانه
        ادراكات آدمي را ميتوان به دو دستة حقيقي و اعتباري تقسيم نمود كه هر يك، احكام و ويژگيهاي مختص بخود را دارد. تركيب ناصواب اين دو نوع ادراك، موجب لغزش برخي از انديشمندان شده و حتي گاهي منجر به تشكيك در اصول اولية تعقل نيز گشته است. ريشة اين خلطِ نادرست، فقدان سنجه‌يي شفاف چکیده کامل
        ادراكات آدمي را ميتوان به دو دستة حقيقي و اعتباري تقسيم نمود كه هر يك، احكام و ويژگيهاي مختص بخود را دارد. تركيب ناصواب اين دو نوع ادراك، موجب لغزش برخي از انديشمندان شده و حتي گاهي منجر به تشكيك در اصول اولية تعقل نيز گشته است. ريشة اين خلطِ نادرست، فقدان سنجه‌يي شفاف در جداسازي اين دوگونه ادراك است. اين مقاله، در جستجوي شاخصه‌هاي تفكيك حقيقت از اعتبار در آثار علامه‌طباطبايي، به ملاكهايي ششگانه دست يافته و سپس به تحليل و نقد آنها پرداخته است. در پايان، به اين نتيجه ميرسيم كه گرچه هيچكدام از شاخصهاي مذكور بتنهايي، نميتواند ملاكي جامع و مانع در تفكيك ادراكات حقيقي از اعتباري باشد، اما تجميعِ ظنونِ ناشي از استفادة تركيبي و همزمان اين ملاكها، ضريب اطمينان بالايي در اين جداسازيِ ضروري، ايجاد ميكند. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        55 - واكاوي تبلور نظرية اسفار اربعه در معماري ميدان نقش‌جهان اصفهان
        احمدعلي  نامداريان سمیه خانی پریسا هاشم پور
        تاكنون تحقيقات زيادي پيرامون ميدان نقش‌جهان انجام شده است اما پرداختن به چرايي و چگونگي شكلگيري آن، جاي كار فراواني دارد؛ اينكه چرا ابعاد ميدان نقش جهان، به اندازه‌هاي كنوني است؟ چرا چيدمان عناصر ميدان به اين صورت است؟ فلسفة استفاده از رنگها و طرحهاي متفاوت در گوشه‌هاي چکیده کامل
        تاكنون تحقيقات زيادي پيرامون ميدان نقش‌جهان انجام شده است اما پرداختن به چرايي و چگونگي شكلگيري آن، جاي كار فراواني دارد؛ اينكه چرا ابعاد ميدان نقش جهان، به اندازه‌هاي كنوني است؟ چرا چيدمان عناصر ميدان به اين صورت است؟ فلسفة استفاده از رنگها و طرحهاي متفاوت در گوشه‌هاي مختلف ميدان چيست؟ و سؤالات بسياري كه نياز به بحث و تحقيق دارد. اين مقاله به روش توصيفي ـ‌‌‌تحليلي و تاريخي‌ـ تفسيري تلاش ميكند به انديشه‌ها و انگيزه‌هاي طراحي معماري و ساخت ميدان نقش‌جهان بپردازد و در اين راه، با مطالعة كتابخانه‌يي و اسنادي، به گردآوري اطلاعات و تحليل آنها پرداخته است. يافته‌ها نشان ميدهد، ميدان نقش‌جهان، علاوه بر دولتخانة صفوي، در قالب يك بيانية اعتقادي ـ ‌سياسي است كه انديشه‌هاي عرفاني‌‌ـ شيعي را كه قرنها در ضمير ناخودآگاه ايرانيان نهفته بوده، نشان ميدهد. اين ميدان، تمثيلي است از شب معراج پيامبراكرم(ص) و با تداعي منزلگاههاي مختلفِ اسفار اربعه، سير و سلوك عرفاني را براي سالكان متجسم ميكند. از زمان ابن‌عربي به بعد و بالاخص در انديشه‌هاي ملاصدرا، چهار منزلگاه براي اين سفر عرفاني بيان شده كه «اسفار اربعه» ناميده ميشود. يافته‌هاي تحقيق نشان از تناظر اين چهار سفر با چهار عنصر اصلي ميدان دارد. اين سير و سلوك، تمثيل و تجسمي است از سفر پيامبر در شب معراج كه از مكه به بيت‌المقدس مشرف شدند و سپس به آسمانها رفت. محيط 1300 متري ميدان نقش جهان تمثيلي است از مسافت 1300 كيلومتري مكه تا بيت‌المقدس. نقش و نگارهاي بازار قيصريه نماد زندگي روزانه و حيات دنيوي است. مسجد شيخ لطف‌الله حياط و شبستان ندارد و سالك با حضور در زير گنبد، تنها مظاهر حق تعالي را ميبيند. مسجد جامع عباسي نماد منزلگاه «جمع» در سلوك عرفاني است. سفر دوم‌ با سير در مقام خفيّ و اَخفي طي ميشود و سالك از اين مقام فاني ميگردد. مرحلة سوم از سلوك كه نوعي شريعت در بطن خود دارد نيز تأييد انديشة ولايت است. در انتهاي سفر، دوباره به سردر قيصريه باز ميگردد. اما اين يك دور و تسلسل باطل نيست بلكه سالك با تجربة مراحل گذشته، به خويشتن خويش بازگشته است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        56 - ساختار قضاياي منطقي از ديدگاه فلاسفه و منطقدانان مسلمان
        مقصود  محمدي
        قضية منطقي حمليه باعتبار كيف تقسيم ميشود به موجبه و سالبه و هر يك از آن دو، باعتبار محمول تقسيم ميشود به محصّلة المحمول، معدولة المحمول و سالبة المحمول. اما در چگونگي ساختار و نيز مفاد آنها ميان فلاسفه و منطقدانان اختلاف نظر جدّي وجود دارد كه قابل تحقيق است. دربارة تعدا چکیده کامل
        قضية منطقي حمليه باعتبار كيف تقسيم ميشود به موجبه و سالبه و هر يك از آن دو، باعتبار محمول تقسيم ميشود به محصّلة المحمول، معدولة المحمول و سالبة المحمول. اما در چگونگي ساختار و نيز مفاد آنها ميان فلاسفه و منطقدانان اختلاف نظر جدّي وجود دارد كه قابل تحقيق است. دربارة تعداد اجزاء مقوّم حقيقت قضيه و اجزاء خارج از حقيقت قضيه كه لازمة تحقق آن هستند نيز نظر واحدي وجود ندارد. تعداد اجزاء قضيه بحسب اختلاف هليّات بسيطه و هليّات مركّبه موجبه و سالبه مشخص ميشود. دربارة نسبت حكميه نيز برخي معتقدند در همة قضايا ـ‌ چه موجبه و چه سالبه ـ نسبت، ثبوتي و وجودي است ولي بعقيدة برخي ديگر، اين نسبت تنها در قضاياي موجبه، ثبوتي است و در قضاياي سالبه، سلبي و عدمي است. افزون بر اين، مشروط يا غير مشروط بودن تحقق موجبة معدوله نيز مطرح شده و قضية سالبة المحمول نيز مورد مناقشه قرار گرفته است. ساختار قضية سالبة المحمول در صورت ملفوظ، همانند قضية سالبة محصّله است اما در مفاد و مدلول، متفاوت است. مفاد قضية سالبة محصّله، رفع و قطع حكم ايجاب است ولي مفاد سالبة المحمول ايجاب سلب است. اين نوع قضيه را خواجه‌نصيرالدين طوسي و از معاصرين، علامه طباطبايي بعنوان يك قضيه» منطقي قبول ندارند. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        57 - جايگاه عقل در انديشة كلامي شيخ مفيد؛ با تأكيد بر بررسي و نقد ديدگاههاي موجود
        نفيسه  اهل‌سرمدي
        اعتبار عقل و ادراكات عقلي در نظر شيخ مفيد، محرز است و جاي هيچگونه مناقشه‌يي ندارد. بحث در مورد حجيت يا عدم‌حجيت عقل استقلالي از ديدگاه اوست. عبارت وي مبني بر اينكه «عقل در دانش و نتايجش محتاج سمع است»، محل نزاع آراء شده است. شارحان از اينگونه عبارات شيخ‌مفيد برداشتهاي م چکیده کامل
        اعتبار عقل و ادراكات عقلي در نظر شيخ مفيد، محرز است و جاي هيچگونه مناقشه‌يي ندارد. بحث در مورد حجيت يا عدم‌حجيت عقل استقلالي از ديدگاه اوست. عبارت وي مبني بر اينكه «عقل در دانش و نتايجش محتاج سمع است»، محل نزاع آراء شده است. شارحان از اينگونه عبارات شيخ‌مفيد برداشتهاي مختلفي داشته‌اند و ميتوان آنها را ذيل دو ديدگاه دسته‌بندي نمود كه ديدگاه دوم خود مشتمل بر دو رويكرد است. نكته قابل ذكر اينست كه هر دو ديدگاه با بخشي از عبارات شيخ‌مفيد ناسازگار است. نگارنده پس از بررسي و نقد ديدگاههاي موجود، قائل به جدايي مقام نظر و عمل است. بدين معنا كه بنظر ميرسد هرچند شيخ‌مفيد در مشي علمي خود معتقد به حجيت استقلالي عقل است، ولي در مقام نظر، اقوالش متفاوت است و نميتوان نظري بدون مناقشه را در آثار او در باب حجيت يا عدم‌حجيت عقل خودبنياد مشاهده كرد. عقل و مسائل پيراموني آن از جمله تعريف، كاركردها و حجيت عقل و همچنين رابطة عقل و وحي، از ديگر مباحث مطرح شده در اين نوشتار است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        58 - خوانشي فلسفي از ساحت اجتماعي انسان كامل در نهج البلاغه (با رويكرد حكمت متعاليه)
        سیدمحمدعلی میردامادی سیدمهدی امامی جمعه مجید صادقی حسن آبادی
        هدف اين مقاله دستيابي به تصويري كلي از ساحت اجتماعي انسان كامل با تتبع ميان عبارات نهج‌البلاغه‌ ‌و تحليل حكمي آنها با مباني حكمت متعاليه است. ساحت اجتماعي انسان كامل، عبارتست از ويژگيهايي از انسان كامل كه در تعامل با انسانهاي ديگر و در ساختار اجتماعي و اينجهاني او قرار چکیده کامل
        هدف اين مقاله دستيابي به تصويري كلي از ساحت اجتماعي انسان كامل با تتبع ميان عبارات نهج‌البلاغه‌ ‌و تحليل حكمي آنها با مباني حكمت متعاليه است. ساحت اجتماعي انسان كامل، عبارتست از ويژگيهايي از انسان كامل كه در تعامل با انسانهاي ديگر و در ساختار اجتماعي و اينجهاني او قرار دارد. معرفت انسان كامل در اين حوزه نمايانگر نقش تمدني او در جامعة انساني و در تحقق «جامعة متعاليه» خواهد بود. از ميان روشهاي مناسب براي گردآوري داده‌هاي تحقيق، روش موردنظر براي اين پژوهش، روش توصيفي ـ تحليلي ميباشد. بر اساس تعاليم نهج‌البلاغه‌ ‌و مباني حكمت متعاليه، انقلاب فكري و محتوايي جامعه و هدايت آن از طريق ايجاد بيداري و شكوفايي فطري و آشكارسازي گنجينه‌هاي عقلي انسانها، اساس و بنياد فعاليتهاي اجتماعي انسان كامل را تشكيل ميدهد كه اين امر بانضمام كمالات وجودي ديگر در انسان كامل و بحسب اطاعت و فرمانبرداري مردم، باعث تكامل و شكوفايي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي و تشكيل جامعة متعاليه ميگردد. بنابرين، محوريت و رهبري انسان كامل و فرمانبري مردم از او، اساس و مهمترين ركن تحقق آرمان جامعة متعاليه است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        59 - «من» و معيار تشخيص آن از «غير» از منظر سهروردي، ملاصدرا، دكارت
        سکینه غریبی سهراب حقیقت منصور ایمانپور
        پژوهش حاضر به بيان هويت و مصداق «من» و نيز ملاك تشخيص «منِ حقيقي» از غير، از ديدگاه سهروردي، ملاصدرا و دكارت پرداخته ‌است. از نظر اين سه فيلسوف، «من» هويت ظاهر و خودپيدايي است كه انسان با علم حضوري بدان خودآگاهي مي‌يابد. مصداق منِ حقيقي نزد سهروردي نور مجرد است كه با ظه چکیده کامل
        پژوهش حاضر به بيان هويت و مصداق «من» و نيز ملاك تشخيص «منِ حقيقي» از غير، از ديدگاه سهروردي، ملاصدرا و دكارت پرداخته ‌است. از نظر اين سه فيلسوف، «من» هويت ظاهر و خودپيدايي است كه انسان با علم حضوري بدان خودآگاهي مي‌يابد. مصداق منِ حقيقي نزد سهروردي نور مجرد است كه با ظهور دائمي ذات، از خودآگاهي مستمر برخوردار ميباشد. در فلسفة ملاصدرا، مصداق آن مرتبه‌يي از وجود است كه در بستر حركت جوهري دائماً متطور بوده و مملكتي ذومراتب است كه هويتي ثابت ندارد، و نزد دكارت بُعد مجردي است كه بنحو دائمي در حال انديشيدن است. بنابرين، در واقع هر سه فيلسوف «من» حقيقي را منِ مدرك، عالم و انديشنده ميدانند. ملاك تمييز منِ حقيقي نيز نزد آنها يكي است، زيرا سهروردي و ملاصدرا علم مستمر و عدم غفلت از خود را كه در واقع همان خودآگاهي است، ملاك تمييز منِ حقيقي ميدانند، اما ملاك دكارت وضوح و تمايز است كه بنظر ميرسد همان أمري است كه سهروردي و ملاصدرا آن را علم حضوري مستمر يا خودآگاهي مينامند. در نتيجه، ميتوان گفت كه ملاك تمايز «من حقيقي» از نظر هر سه فيلسوف يكسان است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        60 - بررسی مقایسه‌یی دیدگاه ملاصدرا و ویلیام کرایگ درباره حدوث زمانی عالم
        منيره  سيدمظهري علیرضا  اسماعیلی
        يكي از عميقترين مباحث هستي‌شناسي كه از ديرباز معركه آراء انديشمندان و فلاسفه بوده، مسئلة حدوث يا قدم عالم است. در سنت اسلامي، ملاصدرا كوشش نموده با طرح نظرية حركت جوهري، حدوث تجددي عالم ماده را بنحوي بتصوير بكشد كه ضمن برخورداري از انسجام، با هيچيك از آموزه‌هاي ديني در چکیده کامل
        يكي از عميقترين مباحث هستي‌شناسي كه از ديرباز معركه آراء انديشمندان و فلاسفه بوده، مسئلة حدوث يا قدم عالم است. در سنت اسلامي، ملاصدرا كوشش نموده با طرح نظرية حركت جوهري، حدوث تجددي عالم ماده را بنحوي بتصوير بكشد كه ضمن برخورداري از انسجام، با هيچيك از آموزه‌هاي ديني در تعارض نباشد. بر اساس ديدگاه وي، تجدد عين هستي موجودات است و هر نو‌شدني، حدوثي مستقل است كه در بستر زمان، بيوقفه در ذات موجودات بوقوع ميپيوندد. سلسلة حوادث بدليل عدم انقطاع فيض، به نقطة معيني نميرسد؛ بدين ترتيب، همة اجزاء عالم، حادث زمانيند. در نتيجه عالم كه بعنوان يك كل اعتباري، وجودي جداگانه از حوادث ندارد نيز حادث زماني خواهد بود. ويليام كريگ، متفكر ديندار مسيحي، در فضاي فكري معاصر غرب، نيز برهان كيهان‌شناختي كلامي خود را بر مبناي رويكرد جديدي از حدوث زماني عالم ارائه كرده است. او معتقد است عالم با همة اجزائش، از جمله زمان، در لحظه‌يي خاص، با ارادة آزاد الهي، از عدم خلق شده و از آن پس، خداوند كه قبل از آغاز خلقت در موقعيتي فرازماني قرار داشت، بدليل نسبت واقعي خود با حوادث زماني، در معرض زمان قرار گرفته است. مسئلة اصلي پژوهش حاضر اينست كه كارآمدي تقرير ملاصدرا از حدوث زماني عالم را در مقايسه با تلقي جديد كريگ، نشان دهد. رهيافتهاي بدست آمده از مقايسة اين دو ديدگاه نشان ميدهد كه كوشش كريگ براي ارائة اين رويكرد جديد، گرچه در جاي خود درخور توجه است اما در مقايسه با ديدگاه ملاصدرا نه‌تنها داراي انسجام لازم نيست بلكه آشكارا با مبناييترين آموزه‌هاي ديني ـ از جمله عدم اتصاف ذات خداوند به تغيير، ازليت خداوند، معيت قيومية خداوند با مخلوقات و دوام فيض ـ تعارض دارد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        61 - کاربرد مبانی و اصول نفس‌شناسی ملاصدرا در تعلیم و تربیت
        مهدی  رضایی
        محور اساسي تعليم و تربيت و بطور خاص تعليم و تربيت اسلامي، نفس (روان) انسان است. در دانش تعليم و تربيت، بمنظور تربيت نفس و روان، مباني و اصولي حاكم است تا با بكارگيري آنها بتوان به اهداف از پيش تعيين‌شده دست يافت. با توجه به رويكرد ديني در اين پژوهش و نيز قابليتهاي حكمت چکیده کامل
        محور اساسي تعليم و تربيت و بطور خاص تعليم و تربيت اسلامي، نفس (روان) انسان است. در دانش تعليم و تربيت، بمنظور تربيت نفس و روان، مباني و اصولي حاكم است تا با بكارگيري آنها بتوان به اهداف از پيش تعيين‌شده دست يافت. با توجه به رويكرد ديني در اين پژوهش و نيز قابليتهاي حكمت متعالية صدرايي در اين زمينه، به شناسايي و كاربرد مباني و اصول تعليم و تربيت نفس بر اساس انديشه‌هاي فلسفي ملاصدرا پرداخته‌ايم. برخي از مباني مطرح‌شده عبارتند از: جوهر مجرد بودن نفس، جسمانيةالحدوث و روحانية‌البقا‌بودن نفس و حركت جوهري اشتدادي آن در مسير تكامل. همچنين در ذيل اين بحث، به اصول تربيتي استنتاج شده از مباني و اهداف پرداخته شده كه از آن جمله ميتوان به تدريج و تعالي مرتبتي، تحول‌گرايي و اصلاح و بازآفريني در فرايند تربيت نفس اشاره كرد. در اين نوشتار از روش آميختة توصيفي ـ تحليلي و استنتاجي، با بكارگيري منابع كتابخانه‌يي، در توصيف مفاهيم، تحليل و تبيين مسئله بهره جسته‌ايم. به‌اين‌ترتيب، با مراجعه به كتابهاي ملاصدرا (بويژه جلد هشتم و نهم اسفار اربعه) و برخي شارحان آثار وي، به استخراج مباني و استنتاج اصول تربيتي در راستاي تربيت نفس (روان) پرداخته ‌شده است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        62 - ارزيابي تفاسير رايج از نفس‌الامر و بيان چيستي آن براساس ديدگاه نهايي ملاصدرا
        سیده زهرا موسوی بایگی سید محمد موسوی
        يكي از مباحثي كه در دهه‌هاي اخير در آثار علمي‌ ـ ‌فلسفي مطرح شده، معرفت‌شناسي و مسائل مرتبط با آن، از جمله مسئلة «معيار و مناط صدق گزاره‌ها» است. متفكران مسلمان بر اين باورند كه معيار صدق گزاره‌ها، مطابقت با نفس‌الأمر است اما در تفسير نفس‌الامر، ديدگاههاي متفاوتي ارائه چکیده کامل
        يكي از مباحثي كه در دهه‌هاي اخير در آثار علمي‌ ـ ‌فلسفي مطرح شده، معرفت‌شناسي و مسائل مرتبط با آن، از جمله مسئلة «معيار و مناط صدق گزاره‌ها» است. متفكران مسلمان بر اين باورند كه معيار صدق گزاره‌ها، مطابقت با نفس‌الأمر است اما در تفسير نفس‌الامر، ديدگاههاي متفاوتي ارائه داده‌اند. اين پژوهش كه با روش كتابخانه‌يي به گردآوري داده‌ها و سپس توصيف و تحليل آنها پرداخته، ضمن ارزيابي سه ديدگاه مشهور درباره» حقيقت نفس‌الأمر انتقادات وارد بر آنها و نيز روشنگري در باب عدم تماميت آن تفاسير، درصدد اثبات اين نظريه است كه نفس‌الأمر عبارتست از «علم ذاتي تفصيلي خداوند». ديدگاه مختار نگارندگان هماهنگ با مباني انديشة صدرالمتألهين، و برگرفته از اصول عرفاني است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        63 - نسبت شعر با اعتبار و حقيقت بر مبناي نظرية اعتباريات علامه‌طباطبايي
        جمال احمدی سیدمهدی امامی جمعه محمد جواد صافیان
        از ديدگاه علامه‌طباطبايي شعر و ادراكات اعتباري ارتباطي تنگاتنگ با هم دارند تا جايي كه وي در كتاب اصول فلسفه و روش رئالسيم، توصيف ادراكات اعتباري را بمدد تشبيه و تمثيل و استعاره در شعر آغاز ميكند. در تحقيق پيش‌رو با استناد به آثاري مختلف از علامه كه نظريه» اعتباريات در آ چکیده کامل
        از ديدگاه علامه‌طباطبايي شعر و ادراكات اعتباري ارتباطي تنگاتنگ با هم دارند تا جايي كه وي در كتاب اصول فلسفه و روش رئالسيم، توصيف ادراكات اعتباري را بمدد تشبيه و تمثيل و استعاره در شعر آغاز ميكند. در تحقيق پيش‌رو با استناد به آثاري مختلف از علامه كه نظريه» اعتباريات در آنها آمده، نسبت شعر با ادراكات اعتباري مورد بررسي قرار گرفته است. اهميت اين نسبت از آن جهت است كه با تحليل ا‌رتباط ميان شعر و اعتباريات در متنهاي مختلف فلسفي، عرفاني و تفسيري علامه، ميتوان به پرسش از نسبت شعر و اعتبار با حقيقت نفس‌الامري پرداخت. نتايج حاصل از اين پژوهش نشان ميدهد كه ادراكات اعتباري نگاه شاعرانة انسان به جهان است و همانند چشمي است كه انسان همه چيز را با آن ميبيند. اين جهان شاعرانه در عين غيرمنطقي و غيراستدلالي‌بودن ميتواند به زبان اشارت خبر از حقيقت بدهد. از اينرو ميتوان گفت نظريه» ادراكات اعتباري در حكمت اسلامي، براي شناخت حقيقت بابي نو گشوده است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        64 - فلسفۀ امامت و جایگاه آن در اندیشه ملاصدرا‎؛ با تأکید بر شرح اصول کافی
        عبدالله میراحمدی مونا امانی پور
        ‌تأمّل در مباحث كتاب شرح الاصول‌الكافي‌ ‌نشان ميدهد كه صدرالمتألهين در اين اثر سعي نموده امامت و ماهيت آن ‌را ‌ـ‌‌‌‌‌بعنوان مقامي انتصابي از جانب خداوند‌ـ با حقيقتهاي بيان شده در سخنان ائمة معصومين(ع) تفسير و تطبيق نمايد. ملاصدرا ‌با وجود صبغة عقلي و شرعي مفهوم امامت و چکیده کامل
        ‌تأمّل در مباحث كتاب شرح الاصول‌الكافي‌ ‌نشان ميدهد كه صدرالمتألهين در اين اثر سعي نموده امامت و ماهيت آن ‌را ‌ـ‌‌‌‌‌بعنوان مقامي انتصابي از جانب خداوند‌ـ با حقيقتهاي بيان شده در سخنان ائمة معصومين(ع) تفسير و تطبيق نمايد. ملاصدرا ‌با وجود صبغة عقلي و شرعي مفهوم امامت و رهيافتهاي گوناگون در اين زمينه‌، هرگز به قرائت بشري و غيرالهي از اين منصب نپرداخته، بلكه با اصالت‌بخشي و توجه به آموزه‌هاي روايي و باورهاي كلامي شيعه، در تبيين روايات «كتاب الحجة» بعنوان بخشي از كتاب الكافي، بر فرابشري و الهي‌بودن اين مقام‌پافشاري ميكند. او هنگام بحث از مفهوم امامت، ضمن طرح و نقد ديدگاه فرقه‌هاي مختلف اسلامي در موضوع نصب، وجود امام(ع) را براساس قاعدة امكان اشرف ضروري ميداند و ويژگيها و امتيازهايي را براي اثبات حجت‌بودن امام(ع) برميشمارد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        65 - مقایسه رابطه نفس و بدن از دید رفتارگرایی فلسفی و ملاصدرا
        نعیمه نجمی نژاد مرتضی رضایی
        بحث از رابطة نفس و بدن همواره از مسائل چالش‌برانگيز بوده است. مهمترين مشكل در اين بحث، چگونگي رابطة نفس «بمثابه وجودي مجرد» با بدن «بمثابه وجودي مادي» است. بسياري از انديشمندان براي ‌پاسخ به اين مسئله، نظرياتي ارائه كرده‌اند. در پژوهش حاضر، با روش توصيفي ـ‌ تحليلي، به ب چکیده کامل
        بحث از رابطة نفس و بدن همواره از مسائل چالش‌برانگيز بوده است. مهمترين مشكل در اين بحث، چگونگي رابطة نفس «بمثابه وجودي مجرد» با بدن «بمثابه وجودي مادي» است. بسياري از انديشمندان براي ‌پاسخ به اين مسئله، نظرياتي ارائه كرده‌اند. در پژوهش حاضر، با روش توصيفي ـ‌ تحليلي، به بررسي و مقايسة ديدگاه رفتارگرايي ـ ‌كه يكي از نظريات مهم در فلسفه» ذهن است‌‌ـ با ديدگاه ملاصدرا بعنوان برجسته‌ترين فيلسوف اسلامي، پرداخته شده است. نتيجه اينست كه هم رفتارگرايان و هم ملاصدرا در شمار يگانه‌انگاران نفس‌(ذهن) و بدن جاي دارند، با اين تفاوت كه از نظر رفتارگرايان، نفـس و حـالات نفـساني چيزي جز رفتـار بيرونـي انـسان نيست؛ در واقع، در اين رويكرد تجرد نفس و حالات غيرمادي آن انكار ميشود. اما ملاصدرا با استفاده از مباني خاص خود، از جمله حركت جوهري اشتدادي و جسمانيةالحدوث‌‌بودن نفس، رابطة نفس و بدن را از نوع تركيب اتحادي ميداند. در نگاه او، نفس در عين اينكه جوهري واحد است، بدليل اشتمال بر مراتب گوناگون، هم از مرتبة ماديت و جسمانيت و هم از مراتب تجرد ‌ـ اعم از تجرد مثالي و عقلي‌ ـ برخوردار است. بعبارت ديگر، يك حقيقت واحد متصل است كه در مراتب پايين، بدن و در مراتب بالا، نفس است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        66 - نقد و بررسی دلایل ابن‌سینا درباره مادی‌انگاری تجربه‌های ادراکی جزئی؛ با تأکید بر مسئله «شکاف تبیینی»
        احمد واعظی مهدی کریمی
        با تشكيك در مادي‌بودن ادراكات، براساس مسئلة شكاف تبييني، مبنايي عقلاني براي نقد ادله ابن‌سينا دربارة‌ امتناع تجـردِ ادراكات جزئي و اثبات امكان بلكه ضرورت تجرد انواع ادراك، فراهم مي‌آيد. تلقي مادي‌انگارانه در مورد ادراك ـ‌اعم از حسي و خيالي‌ـ از جمله ديدگاههاي ابن‌سينا چکیده کامل
        با تشكيك در مادي‌بودن ادراكات، براساس مسئلة شكاف تبييني، مبنايي عقلاني براي نقد ادله ابن‌سينا دربارة‌ امتناع تجـردِ ادراكات جزئي و اثبات امكان بلكه ضرورت تجرد انواع ادراك، فراهم مي‌آيد. تلقي مادي‌انگارانه در مورد ادراك ـ‌اعم از حسي و خيالي‌ـ از جمله ديدگاههاي ابن‌سينا در هستي‌شناسي ادراك است. او با بيان ادله‌يي بر امتناع تجرد تجربه‌هاي جزئي ادراكي، تنها حالت ممكن در مورد اين تجربه‌ها را مادي بودن آنها ميداند. از سوي ديگر، فرض جهان ممكني كه در آن بتوان حالتي متافيزيكي ‌(مانند درد‌) را بدون وجود فرآيند عصبي تصور كرد، تمايز ميان حالت ذهني و فرآيند عصبي را ممكن ميسازد. اين شكاف تبييني ميان حالت ذهني و فرآيند عصبي، با نفي اينهماني ميان اين دو پديده، امكان تجرد و غيرمادي‌بودن ادراك را فراهم مي‌آورد. با عنايت به تمايز ميان دو حيث فيزيكي و متافيزيكي و ضرورت تجرد ادراك بدليل براهين متعدد فلسفي، مادي‌انگاري ادراك جزئي محل مناقشه بوده و ديدگاه ملاصدرا مبني بر تجرد ادراك حسي و خيالي (همانند ادراك عقلي)، تبيين جامعتري از ادراك و نفس ارائه ميدهد. محور اصلي اين مقاله، بررسي چيستي و هستي‌شناسي ادراكات جزئي است كه خود اين بحث ذيل مسئله» كلان رابطه» نفس و بدن در فرآيند ادراك قرار ميگيرد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        67 - راه‌حل ملاهادی سبزواری و حسن‌زاده آملی برای معضل فاعل بالعنایه در اندیشة ملاصدرا
        نعیمه نجمی نژاد سید احمد غفاری
        بحث از فاعلیت الهی و نحوة آفرینش موجودات، همواره از مباحث چالش‌برانگیز بوده و هر متفکری بر اساس نظام فکری خود، نظری در اینباره ارائه داده است. در این میان، ملاصدرا دربارة نحوۀ فاعلیت خداوند در آثار مختلف خود، گاهی قائل به فاعلیت بالعنایه شده است و گاهی قائل به فاعلیت با چکیده کامل
        بحث از فاعلیت الهی و نحوة آفرینش موجودات، همواره از مباحث چالش‌برانگیز بوده و هر متفکری بر اساس نظام فکری خود، نظری در اینباره ارائه داده است. در این میان، ملاصدرا دربارة نحوۀ فاعلیت خداوند در آثار مختلف خود، گاهی قائل به فاعلیت بالعنایه شده است و گاهی قائل به فاعلیت بالتجلی. این دو نظریۀ بظاهر متناقض، سبب شده تا شارحان آثار وی تلاش کنند مقصود اصلی و نهایی او را برملا سازند. در این مقاله که بروش توصیفی‌ـ‌تحلیلی نگاشته شده، به نظر ملاهادی سبزواری و علامه حسن‌زاده‌آملی، در مقام دو شارح مهم مکتب حکمت متعالیه، پرداخته شده و روشن میشود که سبزواری با ارجاع فاعلیت بالتجلی به عنایت بالمعنی الاعم، سعی در ایجاد سازگاری بین این دو نظریه دارد، ولی حسن‌زاده‌آملی با تفسیری خاص که از نظر مشائین دربارة فاعلیت خداوند ارائه میدهد، فاعلیت بالعنایه را با فاعلیت بالتجلی یکسان میداند. اما بنظر نگارنده، مقوم اصلی فاعل بالعنایه که باعث شده ملاصدرا قائل به آن شود، علم فعلی است؛ بهمین دلیل او با پذیرش فاعل بالعنایه، اموری همچون زیادت علم بر ذات که مشائین در اینباره مطرح کرده‌اند را پذیرفته است. با این بیان میتوان بین عبارات مختلف صدرالمتألهین دربارة نحوة فاعلیت الهی جمع کرد و دیدگاه وی را ناظر به علم فعلی دانست که این علم فعلی در فاعل بالعنایه نیز وجود دارد؛ بهمین دلیل است که وی در فاعلیت خداوند از فاعلیت بالعنایه سخن میگوید و این امر تعارضی با فاعلیت بالتجلی ندارد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        68 - دوری بودن یا نبودن تعریف ماهیت و حقیقت زمان در انديشة ابن‌سینا
        حمید شهریاری
        ابن‌سینا دربارة ماهیت زمان دو تعریف ارائه کرده كه خواجه نصير معتقد است مشتمل بر دور هستند. تعریف نخست در کتاب اشارات آمده و زمان بمعنای تقدّم و تأخّر غیرمجامع در نظر گرفته شده است. برخی از حکما همانند آقاحسین خوانساری معتقدند دوری بودن تعریف ابن‌سینا از ماهیت زمان در ای چکیده کامل
        ابن‌سینا دربارة ماهیت زمان دو تعریف ارائه کرده كه خواجه نصير معتقد است مشتمل بر دور هستند. تعریف نخست در کتاب اشارات آمده و زمان بمعنای تقدّم و تأخّر غیرمجامع در نظر گرفته شده است. برخی از حکما همانند آقاحسین خوانساری معتقدند دوری بودن تعریف ابن‌سینا از ماهیت زمان در این کتاب، اشکالی بدنبال ندارد زیرا تصور زمان امری بدیهی است و وجود دور در تعریف امر بدیهی، ایرادی ندارد. تعریف دیگر وی در بخش طبیعیات کتاب شفا ارائه شده است. در این کتاب، ماهیت زمان بمعنای عدد حرکت، آنگاه که به اجزاء متقدم و متأخر تقسیم شود، دانسته شده است. اين تعریف شيخ‌الرئيس بگونه‌يی است که زمان علاوه بر آنکه شامل کمّ متصل میشود (‌یعنی مقدار حرکت) است، کمّ منفصل را نیز در بر ميگيرد (يعني زمان عدد حرکت خواهد بود). هدف نوشتار حاضر ارائۀ تصویري روشن از تعریف ماهیت زمان در دیدگاه ابن‌سینا بر اساس دو کتاب اشارات و طبیعیات شفا ميباشد. نگارنده پس از جستجو در آثار ابن‌سینا با روش تحلیلی ـ تطبیقی، به این نتیجه رسیده که برداشت خواجه نصیر از تعریف ابن‌سینا در مورد ماهیت زمان در کتاب شفا، دچار دور نبوده بلکه او درصدد ارائۀ تحلیلی دیگر از حقیقت زمان میباشد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        69 - مقايسه‌ و داوري ميان آراء و مباني ملاصدرا و فخررازي در مسئلة معاد جسماني
        سید علی   رضی زاده سید عباس ذهبی
        فخررازي و ملاصدرا از معتقدان به معاد جسماني هستند، اما از دو منظر متفاوت. مقايسة آراء ايشان نشاندهندة وجود مشابهت در برخي مباني و اختلافات بنيادين در برخي ديگر است. خاستگاه اختلافات آنها در مباني فلسفي و بويژه بحث «اعاده» معدوم بعينة و «تجرد قوا» است. اثبات عقلي معاد جس چکیده کامل
        فخررازي و ملاصدرا از معتقدان به معاد جسماني هستند، اما از دو منظر متفاوت. مقايسة آراء ايشان نشاندهندة وجود مشابهت در برخي مباني و اختلافات بنيادين در برخي ديگر است. خاستگاه اختلافات آنها در مباني فلسفي و بويژه بحث «اعاده» معدوم بعينة و «تجرد قوا» است. اثبات عقلي معاد جسماني فخررازي، با اعتقاد به اينهماني آن با اعادة معدوم بعينه همراه است كه نتايج نادرستي مانند مادي‌شدن ابعاد مجرد نفس در معاد را در پي دارد. از سوي ديگر، برخلاف ادعاي فخررازي مبني بر عدم اعتقاد فيلسوفان به معاد جسماني، ملاصدرا نخستين‌بار در مقام يك فيلسوف، به اثبات فلسفي آن همت گمارد. اگرچه رويكرد فلسفي او موجب بروز انتقاداتي بر وي شد، اما همين رويكرد رمز مصونيت او از تكرار اشتباهات متكلمان، ازجمله فخررازي نيز بود. ملاصدرا با ردّ نظرية اعادة معدوم، به معاد جسماني اخروي معتقد بود نه معاد جسماني عنصري؛ بهمين دليل براي اعادة افعال شخص، ديگر احتياجي به نظرية متكلمان مبني بر «بازگشت اجزاء متفرق شده» انسان نداشت. از ديگر تفاوتهاي فخررازي و ملاصدرا، مسئلة تعدد و تجرد قواست. هر دو انديشمند به تجرد نفس معتقد بودند، با اين تفاوت كه فخررازي به عدم تعدد قواي نفساني باور داشت و سعي ميكرد اين آموزه را با اعتقاد به اعادة معدوم بعينه هماهنگ كند، اما در مقابل، ملاصدرا راه‌حل مسئلة معاد جسماني را همانند بسياري از مسائل ديگر، در طريق خاص معرفت نفس، بويژه تجرد خيال ميدانست. اين مقاله‌ ‌بدنبال تبيين و ارزيابي اختلافات مبنايي ايندو متفكر در مسئلة معاد جسماني است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        70 - اسطورة هيولاي مشائي در چارچوب حكمت ‌متعاليه
        محمدرضا نورمحمدی
        تحليل فلسفي تغييرات اجسام طبيعي، فيلسوفان مشاء را به آموزة هيولي رسانيد. هيولي، جوهري ذاتاً فاقد فعليت است كه در فرايند تغيير ثابت باقي ميماند. فيلسوفان مشاء در بسياري از مباحث فلسفي، ازجمله تقسيم مشهور موجودات به مادي و مجرد، آموزة هيولي را بكار گرفته‌اند. اما برغم تأك چکیده کامل
        تحليل فلسفي تغييرات اجسام طبيعي، فيلسوفان مشاء را به آموزة هيولي رسانيد. هيولي، جوهري ذاتاً فاقد فعليت است كه در فرايند تغيير ثابت باقي ميماند. فيلسوفان مشاء در بسياري از مباحث فلسفي، ازجمله تقسيم مشهور موجودات به مادي و مجرد، آموزة هيولي را بكار گرفته‌اند. اما برغم تأكيد فيلسوفان مشائي بر اين آموزه، سهروردي وجود هيولاي مشائي را انكار كرد. در مورد صدرالمتألهين نيز گرچه خود در جايي بصراحت ابعاد و زواياي ديدگاهش دربارة هيولي را تشريح نكرده، اما با تتبع در آثار او و بويژه با توجه به مباني فلسفيش ميتوان استنباط كرد كه هيولاي مشائي در حكمت ‌متعاليه پذيرفتني نيست؛ تا آنجا كه برخي فيلسوفان معاصر حتي مدعاي هيولاي مشائي را در چارچوب حكمت متعاليه خودمتناقض دانسته‌اند. در عين حال، واژگان هيولي و ماده همچنان در آثار صدرالمتألهين پركاربردند، چراكه فارغ از مواردي كه او درصدد شرح آراء گذشتگان است، خود او نيز به نوعي هيولي باور دارد كه بايد آن را «هيولاي تحليلي» ناميد. هيولاي تحليلي يك معقول ثاني فلسفي است كه از تحليل حركت جوهري انتزاع ميشود. اين هيولي با صورت، تركيب اتحادي دارد و بر اساس آن ميتوان موجودات را به ثابت و سيال تقسيم كرد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        71 - حركت جوهري نفس و پيامدهاي آن در نفس‌شناسي صدرايي
        روح‌الله  سوری حامد کمیجانی
        نفس در بستر وجود سيال خود بترتيب داراي مراحل عنصري، طبيعي، معدني، نباتي، حيواني (تجرد مثالي) و نطقي (تجرد عقلاني) ميگردد؛ از اينرو تعلق نفس به بدن بخشي از هويت اوست و در نتيجه، نفس جوهري مادي ـ مجرد است. صدرالمتألهين با توجه به سيلان وجودي نفس، ويژگيهاي گوناگون آن را با چکیده کامل
        نفس در بستر وجود سيال خود بترتيب داراي مراحل عنصري، طبيعي، معدني، نباتي، حيواني (تجرد مثالي) و نطقي (تجرد عقلاني) ميگردد؛ از اينرو تعلق نفس به بدن بخشي از هويت اوست و در نتيجه، نفس جوهري مادي ـ مجرد است. صدرالمتألهين با توجه به سيلان وجودي نفس، ويژگيهاي گوناگون آن را بازخواني كرده است. بر اين مبنا، قواي نفس مراتبي از حقيقت ممتد نفسند كه در پي يكديگر شكوفا ميشوند. همچنين مرگ طبيعي نتيجة اشتداد وجودي نفس و برداشتن علاقه او از بدن عنصري است. نفس در مراحلي از اين سيلان وجودي به تجرد دست مي‌يابد و بنابرين بقايش پس از مرگ ضروري ميشود. از آنجا كه اشتداد و در نتيجه دستيابي به تجرد، ذاتي نفس است، تناسخ و بازگشت دوباره او به بدنِ عنصري نارواست. از اينرو نفس پس از مرگ، با بدن مثالي‌يي كه بر پاية ملكات اخلاقيش انشاء ميكند، زندگي برزخي خود را آغاز كرده و صورت طبيعي‌يي كه در مادة بدن عنصري انشاء ميكند، راه تكامل برزخي را براي او باز ميگذارد. يكي از مهمترين پيامدهاي حركت جوهري نفس، راهيابي آن به عوالم ربوبي و فناي در توحيد افعالي، صفاتي و ذاتي است. جالب آنكه بر پاية حركت جوهري، اين دستاورد مهم حتي هنگام تعلق نفس به بدن عنصري نيز رواست و الزاماً محدود به رخداد مرگ طبيعي نيست. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        72 - ناموس طبيعت بمثابه راهكار سعادت بشر
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        جهان آفرينش و طبيعت براساس قواعد و قوانين (نواميس يا سنن الهي) خلق شده و نظام خلقت بر آنها استوار است. مشيت و تقدير الهي بر اين قرار گرفته كه تمام اجزاء و اعضاي جهان هستي، با يكديگر و با مجموعة جهان خلقت، در ارتباطي و تعاملي دوسويه باشند. انسان نيز بعنوان عضوي از اين جه چکیده کامل
        جهان آفرينش و طبيعت براساس قواعد و قوانين (نواميس يا سنن الهي) خلق شده و نظام خلقت بر آنها استوار است. مشيت و تقدير الهي بر اين قرار گرفته كه تمام اجزاء و اعضاي جهان هستي، با يكديگر و با مجموعة جهان خلقت، در ارتباطي و تعاملي دوسويه باشند. انسان نيز بعنوان عضوي از اين جهان، هم ميتواند بر آن اثر بگذارد و هم ميتواند از آن تأثير بپذيرد. اين تأثير و تأثر بر اساس قانون (ناموس) و قاعده» اصلي اين جهان، يعني تساوق «وجود» و «خير» مقدر شده است؛ آنجا كه خير هست، وجود نيز هست (و برعكس) و آنجا كه خير نباشد، «شر»، يعني‌لاوجود و عدم است (و برعكس.) يگانه راه رسيدن انسان به سعادت حقيقي، هماهنگي و همراهي با نظام طبيعت و قواعد حاكم بر آن است؛ سنت الهي يا قانون و ناموس طبيعت بگونه‌يي است كه انحراف از آن، شر، بلا، ضرر، آفت، بيماري و ... را در پي خواهد داشت. جهان (انسان كبير) در برابر اعمال خوب و بد انسان (عالم صغير) واكنش نشان ميدهد؛ «گناه» كه همان تمرد از فرامين الهي يا انحراف از قواعد تكوين و طبيعت است، موجب شقاوت و بدبختي انسان خواهد بود و عذاب و كيفر الهي را در پي خواهد داشت. در اينجاست كه اسماء و صفات جلاليّه» خداوند، ظهور و تجلي مي‌يابد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        73 - اعيان ثابته و جايگاه آن در علم پيشين الهي از ديدگاه ابن‌عربي و ملاصدرا
        امیرحسین کیانی زهره حسینی خامنه‌ای
        «اعيان ثابته» يكي از مهمترين اركان هستي‌شناسي ابن‌عربي است و پذيرش آن تأثير بسزايي در نوع نگاه به مسئلة علم خداوند دارد. «علم خداوند قبل از خلقت موجودات»، چالش مهمي است كه دستگاههاي معرفتي كلامي، فلسفي و عرفاني هركدام بنوبة خود تلاش كرده‌اند كه آن را تشريح و تبيين نماي چکیده کامل
        «اعيان ثابته» يكي از مهمترين اركان هستي‌شناسي ابن‌عربي است و پذيرش آن تأثير بسزايي در نوع نگاه به مسئلة علم خداوند دارد. «علم خداوند قبل از خلقت موجودات»، چالش مهمي است كه دستگاههاي معرفتي كلامي، فلسفي و عرفاني هركدام بنوبة خود تلاش كرده‌اند كه آن را تشريح و تبيين نمايند. معتزله و ابن‌عربي با قبول ثابتات ازليه، سعي كرده‌اند اين نزاع را پاسخ دهند. ديدگاه ابن‌عربي مخالفاني ميان فلاسفه دارد و يكي از آنها ملاصدراست كه در آثارش به ساختار اعيان ثابته بسيار تاخته است. اما با بررسي بيشتر و نگاه تطبيقي به اين پاسخ ميرسيم كه ملاصدرا با طرح نگاهي نو به مسئلة اعيان ثابته و بيان تقريري جديد از نگاه ابن‌عربي، تلاش ميكند مواردي را كه با دستگاه فلسفيش در تعارض است، حل كند. اين تحقيق با اشاره به نكات مطرح شده، اثبات ميكند كه ملاصدرا ديدگاه ابن‌عربي در مورد اعيان ثابته را پذيرفته و ميان نگاه ابن‌عربي و قول به ثبوت معدومات ـ‌كه ديدگاه معتزله است‌‌ـ تفاوت قائل است و نگاه اول را مطابق با كشفيات و مشاهدات خويش ميداند. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        74 - بررسي و نقد «فص حكمت عصمتي در كلمة فاطمي(س)»
        محمود صیدی
        فص حكمة عصمتية في كلمة فاطمية ‌عنوان اثري است از استاد حسن‌زاده آملي كه بسياق فصوص الحكم‌ ‌ابن‌عربي و بعنوان مكمل و تتمة آن نوشته شده است. در اين كتاب به ابعاد و زواياي شخصيت اسرارآميز و در عين حال همه‌جانبة فاطمه زهرا (س) در مقام انساني كامل و معصوم پرداخته شده است. چن چکیده کامل
        فص حكمة عصمتية في كلمة فاطمية ‌عنوان اثري است از استاد حسن‌زاده آملي كه بسياق فصوص الحكم‌ ‌ابن‌عربي و بعنوان مكمل و تتمة آن نوشته شده است. در اين كتاب به ابعاد و زواياي شخصيت اسرارآميز و در عين حال همه‌جانبة فاطمه زهرا (س) در مقام انساني كامل و معصوم پرداخته شده است. چنين مبحثي در عرفان نظري گرچه از جهاتي مدعايي ابداعي است اما با اشكالاتي روبروست: 1) در نقل احاديث و مستندات روايي آن عموماً دقت كافي صورت نگرفته است؛ برخي از احاديث مورد ادعا در منابع روايي يافت نميشود و برخي ديگر از منابع روايي نامعتبر نقل شده‌اند؛ 2) ملكه عصمت اختصاص به فاطمه (س) ندارد، بنابرين اختصاص يافتن چنين فصي به ايشان نادرست بنظر ميرسد؛ 3) فصوص الحكم‌ ‌با فص آدمي(ع) شروع شده و با فص محمدي(ص) خاتمه مي‌يابد، و از آنجا كه وارثين حقيقي پيامبر اسلام (ص) در ظهورات اسمائي، تابع ايشان هستند، احكام و مسائل عرفاني مرتبط با حضرت فاطمه (س) در فص محمدي (ص) جاي ميگيرد و نيازي به فصي جداگانه و متمايز نيست. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        75 - راهکارهای ملاصدرا برای کاهش اضطراب مرگ و مبانی فلسفی آن
        منوچهر  شامی نژاد حسین اترک محسن جاهد
        پژوهش حاضر به بررسی راهکارهای ملاصدرا برای درمان اضطراب مرگ و مبانی فلسفی آن میپردازد. مقاله میکوشد بر اساس مبانی فلسفی ملاصدرا، از قبیل: اصالت وجود، اتحاد عاقل و معقول، حرکت جوهری، خداباوری، دین‌باوری و آخرت‌باوری، راهکارهایی فلسفی و وجودی برای کاهش اضطراب ناشی از مرگ‌ چکیده کامل
        پژوهش حاضر به بررسی راهکارهای ملاصدرا برای درمان اضطراب مرگ و مبانی فلسفی آن میپردازد. مقاله میکوشد بر اساس مبانی فلسفی ملاصدرا، از قبیل: اصالت وجود، اتحاد عاقل و معقول، حرکت جوهری، خداباوری، دین‌باوری و آخرت‌باوری، راهکارهایی فلسفی و وجودی برای کاهش اضطراب ناشی از مرگ‌اندیشی بشر امروزی بیابد. بر اساس فلسفۀ ملاصدرا، زندگی انسان معنادار و دارای غایت است و هستی بر اساس تجلی الهی ایجاد شده است. نفس انسان، گرچه جسمانیة‌ الحدوث است، ولی بر اثر اتحاد با معقول و حرکت جوهری خود، ذاتش متحول میشود و با طی مراتب وجودی، به مراتبی بالاتر از درجات هستی نایل میگردد و این حرکت تکاملی وجودی تا رسیدن به سر منشأ هستی ادامه دارد و با مرگ از بین نمیرود. این حرکت تکاملی وجودی زندگی او را کاملاً معنادار میکند و از اضطرابش نسبت به مرگ میکاهد. ملاصدرا فیلسوفی وجودی است که رویکردی فراطبیعت گرایانه، خداباورانه و نگاهی فرایندی به مرگ دارد. واقعیت مرگ در فلسفۀ ملاصدرا بخشی از فرایند تکاملی وجودی انسان است. نگاه غایتگرایانه به جهان، نگاه عین‌الربطیِ هستی به خداوند، آخرت‌محوری و حشر دوبارة انسان بعد از مرگ جسمانی، تحول وجودی و نگرش تکاملی به مرگ، ازجمله راهکارهایی است که میتوان از فلسفة ملاصدرا برای کاهش اضطراب مرگ‌ استنباط کرد. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        76 - بررسی استدلال‌ ابن‌سینا در الهیات شفا بر عرض بودن وحدت
        محمدهادی توکلی
        بر اساس گزارشهاي ارسطو، عده‌‌يي از فیلسوفان یونان باستان «واحد» را جوهری مستقل میپنداشتند که در نسبت با ساير جواهر، نقش علّی دارد. ارسطو با تبیین «محمول» بودن «واحد» و نیز بیان تالیهای فاسد مترتب بر نظریۀ یادشده، بر ابطال آن کوشیده است. ابن‌سینا نظریۀ جوهر بودن واحد و ن چکیده کامل
        بر اساس گزارشهاي ارسطو، عده‌‌يي از فیلسوفان یونان باستان «واحد» را جوهری مستقل میپنداشتند که در نسبت با ساير جواهر، نقش علّی دارد. ارسطو با تبیین «محمول» بودن «واحد» و نیز بیان تالیهای فاسد مترتب بر نظریۀ یادشده، بر ابطال آن کوشیده است. ابن‌سینا نظریۀ جوهر بودن واحد و نقدهای ارسطو بر آن را در مباحث الهیات از کتاب الشفاء بتفصیل مورد بررسی قرار داده و برخلاف ارسطو، به صرف «محمول» دانستن «واحد» بسنده نکرده بلکه از طریق یک استدلال غامض و مفصل، سعی نموده عرضِ لازم بودن «وحدت» را بعنوان مبدأ اشتقاق «واحد» به‌اثبات برساند. استدلال ابن‌سینا از جهاتي متعدد نقدپذیر است که مهمترین انتقاد وارده بر آن خلط میان عروض مقولی و عروض تحلیلی است. وحدت صرفاً عرض تحلیلی است و استدلال ابن‌سینا نمیتواند عرض مقولی بودن وحدت را اثبات نماید. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        77 - سفر معنوی بر اساس سیر دیالکتیکی در فلسفۀ افلاطون و تطبیق آن با سفرهای عرفانی
        عطیه زندیه لیلا  افتخاری
        در فلسفۀ افلاطون و سنت عرفان اسلامی، عالَم و آدم دارای دو بعد جسمانی و روحانی معرفی شده‌اند. بعد روحاني انسان میتواند در عوالم هستي سفر معنوی صعودی و نزولی داشته باشد. در عرفان اسلامی، طی مراتب هستی، یعنی حضرات خمس، در سفرهای چهارگانه توضیح داده شده است که شامل سفر از خ چکیده کامل
        در فلسفۀ افلاطون و سنت عرفان اسلامی، عالَم و آدم دارای دو بعد جسمانی و روحانی معرفی شده‌اند. بعد روحاني انسان میتواند در عوالم هستي سفر معنوی صعودی و نزولی داشته باشد. در عرفان اسلامی، طی مراتب هستی، یعنی حضرات خمس، در سفرهای چهارگانه توضیح داده شده است که شامل سفر از خلق به حق، سیر در حق، سفر از حق به خلق و در نهایت سیر با حق در خلق میباشد. سفر معنوی در فلسفة افلاطون نیز با استفاده از سیر دیالکتیکی، تمثیل خط و تمثیل غار قابل تبیین است. افلاطون بطور کلی به این سفر معنوی پرداخته و قصد تقسیمبندی مراتب آن را نداشته است، اما میتوان آراء او را بطریقی صورتبندی کرد که بر این چهار سفر مطابقت پیدا کند. در این صورت، سفر معنوی در فلسفة افلاطون این چهار مرحله را شامل خواهد شد: سفر از سایه‌ها به عالم مُثُل، سیر در مُثُل، سفر از عالم مُثُل به عالم محسوس، و در نهایت، سیر با مُثُل در سایه‌ها. بدین‌ترتیب، سفر اول، دوم و چهارم با اختلافاتی که این‌دو تفکر در نگاه به برترین مراتب هستی و انسان کامل دارند، بصورت واضحتری قابل ‌تطبیق است. سفر سوم گرچه قابل‌تطبیق است، ولی تطبیق در آن بصراحت سه سفر دیگر نیست. نگاه دینی عارفان، تأکید آنان بر ریاضت و تزکیة ‌نفس و فاصلة زمانی طولانی که میان طرح این‌دو نوع اندیشه وجود دارد، از مواردی است که تفاوتهايی عمیق بین آنها ایجاد کرده است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        78 - ملاصدرا و مسئلة زمان موهوم
        هدی حبیبی منش شمس الله سراج مجید  ضیائی
        یکی از جدال¬برانگیزترین مسائل فلسفی‌ـ‌کلامی در تاریخ اندیشۀ اسلامی، تحلیل مسئلۀ حدوث و قدم عالم بوده است. اغلب متکلمان مسلمان قائل به حدوث زمانی عالم هستند و زمانِ پیش از عالم را «زمانِ موهوم» ‌میدانند. ملاصدرا، در مقام بزرگترین فیلسوف حکمت متعالیه نیز در آثار خود بصورت چکیده کامل
        یکی از جدال¬برانگیزترین مسائل فلسفی‌ـ‌کلامی در تاریخ اندیشۀ اسلامی، تحلیل مسئلۀ حدوث و قدم عالم بوده است. اغلب متکلمان مسلمان قائل به حدوث زمانی عالم هستند و زمانِ پیش از عالم را «زمانِ موهوم» ‌میدانند. ملاصدرا، در مقام بزرگترین فیلسوف حکمت متعالیه نیز در آثار خود بصورت پراکنده از زمان موهوم بحث کرده است. او در برابر این نظریه دو موضع متفاوت اتخاذ کرده، اما نظر خویش را بصراحت بیان نمیکند. پژوهش حاضر به شرح آراء ملاصدرا درباب نظریۀ زمان موهوم و تبیین دو موضعِ اتخاذشده از سوی وی در اینباره میپردازد، تا در نهایت به این پرسش پاسخ دهد که موضع نهایی ملاصدرا دربارۀ زمان موهوم چیست؟ برای تبیین موضع نهایی وی، به مباحث پراکنده¬یی که در آثارش بیان کرده، مراجعه نموده و پس از تحقیق و تبیین ارتباط بین مطالب و جمعبندی آنها، به تشریح دیدگاه نهایی او میپردازیم. اگرچه ملاصدرا در یک موضع سعی بر توجیه نظریۀ زمان موهوم بر اساس مبانی و اصول خویش نموده، اما با توجه به عبارات وی در نفی واسطۀ بین عالم هستی و واجب تعالی، و همچنین اثبات وجود زمان و رد دلایل منکران زمان، میتوان نتیجه گرفت که نظر نهایی او، نفی زمان موهوم است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        79 - تحليل و انتقاد پنج دليل از ادلة بطلان تسلسل بينهايت علل فاعلي در اسفار اربعه
        مريم  خوشنويسان سید صدرالدین  طاهری بابک  عباسی
        در اين نوشتار پنج دليل از دلايل اصلي و مهم ملاصدرا براي بطلان تسلسل بينهايت علل فاعلي مورد بررسي و نقد قرار ميگيرد. نظر به اينكه بسياري از فلاسفه از اين اصل بمنظور اثبات واجب‌الوجود بهره برده‌اند، بررسي اشكالات وارد بر دلايل آن، بلحاظ ارتباط با اثبات وجود خدا، از اهميت چکیده کامل
        در اين نوشتار پنج دليل از دلايل اصلي و مهم ملاصدرا براي بطلان تسلسل بينهايت علل فاعلي مورد بررسي و نقد قرار ميگيرد. نظر به اينكه بسياري از فلاسفه از اين اصل بمنظور اثبات واجب‌الوجود بهره برده‌اند، بررسي اشكالات وارد بر دلايل آن، بلحاظ ارتباط با اثبات وجود خدا، از اهميت بسزايي برخوردار است. به اين منظور، چهار دليل بطور مستقل تقرير و نقد شده و دليل پنجم، از نظر محتوا و شيوه» نقد، بدليل چهارم بازگردانده شده است. اين دلايل عبارتند از: «برهان طرف و وسط»، «بـرهـان تطـبيق»، «بـرهان اسـد و اخصـر»، «بـرهـان تضايف»، «برهان تضايف». اشكالات وارد بر ادلة بطلان تسلسل و اهميتي كه بطلان تسلسل علل فاعلي در برخي از دلايل اثبات ذات الهي داشته‌، فلاسفه ـ اعم از اسلامي و غربي‌ـ را واداشته تا بدنبال ادله‌يي ديگر براي اثبات وجود خدا باشند كه بر ابطال تسلسل علل متكي نباشد، و در اين راه موفقيتهايي بدست آورده‌اند. در پايان اين مقاله، بدون ورود به بحث درباره» آن دلايل، ضمن جمعبندي و نتيجه‌گيري، به دو دليل مشهور اشاره شده كه عبارتند از: «برهان صديقين ملاصدرا در فلسفة اسلامي» و «برهان وجودي آنسلم در فلسفة غرب»؛ اين دو دليل، شبه لمي و تحليلي ميباشند و ويژگي ادعا شده دربارة دلايل مزبور اينست كه متكي بر هيچ مقدمه‌يي كه نيازمند اثبات باشد، نيستند. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        80 - دفاع صدرالمتألهین از دو چالش تناقض‌باورانه در حرکت جوهری
        غلام‌علی  هاشمی‌فر مهدي  عظيمي
        هرچند اصل مسئلۀ حرکت نیز چالشهای متعددی را در تاریخ فلسفه رقم زده، اما حرکت جوهری بعنوان نقطۀ عطف حکمت متعالیه، آبستن مناقشات مضاعفی است که قابل پیگیری در مانیفست تناقض‌باوری است. یکی از این چالشها از دست رفتن اینهمانیِ موضوع در بستر حرکت و بتبع آن، تحقق حالتهای مرزی و چکیده کامل
        هرچند اصل مسئلۀ حرکت نیز چالشهای متعددی را در تاریخ فلسفه رقم زده، اما حرکت جوهری بعنوان نقطۀ عطف حکمت متعالیه، آبستن مناقشات مضاعفی است که قابل پیگیری در مانیفست تناقض‌باوری است. یکی از این چالشها از دست رفتن اینهمانیِ موضوع در بستر حرکت و بتبع آن، تحقق حالتهای مرزی و بوجود آمدن معمایی‌ است که در ادبیات فلسفی به دشواره ابهام شهرت یافته است. این مناقشات، خود زایندۀ پارادوکسهایی هستند که تناقض‌باوران معاصر، آنها را شواهدی بر وجود تناقض در جهان خارج میدانند. نمود این چالشها و ارتباط آنها با حرکت جوهری، مسئلۀ نوشتار حاضر است. از آنجا که تغییر و تبدلِ صور نوعی در بستر حرکت جوهری نه دفعی بلکه از نوع تدریجی و اتصالی است، فقدان مرز در مراحل مختلف حرکت، زمینه‌ساز صدق دو ماهیت مختلف در آنِ واحد، بر موضوع واحد میگردد که این خود، مستلزم تناقض است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیل انتقادی نشان میدهد که صدرالمتألهین به هر دو چالش پاسخ‌ داده است. او چالش اینهمانی را با ایدۀ «مادة مع صورة مّا» پاسخ داده و چالش ابهام را به قصور ادراک ما از تطابق ماهیت با همۀ انحاء هستی، ارجاع داده است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        81 - بررسی و نقد تعریف «عمل» از دیدگاه صدرالمتألهین
        فاطمه سادات  کتابچی کرامت  ورزدار
        صدرالمتألهین تمایز عمل از سایر افعال را در «قصدی» بودن آن میداند. از نظر وی «قصد»، شامل اراده همراه با آگاهی مرتبۀ‌ دوم عامل به غرض فعل است؛ بنابرین، چنین نیست که هرفعل ارادی‌یی «عمل» نامیده شود، بلکه «عمل»، فعلی ارادی است که همراه با آگاهی مرتبۀ دوم عامل به غرض فعل پدی چکیده کامل
        صدرالمتألهین تمایز عمل از سایر افعال را در «قصدی» بودن آن میداند. از نظر وی «قصد»، شامل اراده همراه با آگاهی مرتبۀ‌ دوم عامل به غرض فعل است؛ بنابرین، چنین نیست که هرفعل ارادی‌یی «عمل» نامیده شود، بلکه «عمل»، فعلی ارادی است که همراه با آگاهی مرتبۀ دوم عامل به غرض فعل پدید آید. نتایج پژوهش پیش‌رو که با استفاده از روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و از طریق تحلیل لوازم مفهومی عمل، بدست آمده، نشان میدهد که تعریف ملاصدرا، مانع اغیار نیست؛ زیرا بر اساس مثال «رُبات خودآگاه»، میتوان عاملی را فرض کرد که از اراده و آگاهی برخوردار است، اما فعل وی متصف به «قصدی بودن» نیست. بنابرین، برای تکمیل تعریف عمل، علاوه بر اراده و آگاهی، یک عنصر سوم نیازمند هستیم که همان «اختیار» است. ملاصدرا «اختیار» را بعنوان عنصر سوم سازندۀ عمل، برسمیت نمیشناسد و آن را به همان آگاهی و اراده تحویل میبرد؛ درحالیکه پژوهش حاضر اثبات میکند که نظر وی اشتباه است و «اختیار»، بمعنای «آزادی اراده»، ‌باید به تعریف عمل افزوده شود. مسئلۀ اساسی این پژوهش، بررسی ساختار ماهوی «عمل» در حکمت متعالیه، و هدف آن، تمایز «عمل» از امور متشابه است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        82 - ملاصدرا و نقش کمال‌خواهی در پیدایش نظام تمدنی مطلوب
        علی  مستاجران گورتانی مهدی گنجور مهدی امامی جمعه
        کمال‌خواهی یکی از شاخصه¬ها و اصول مهم در پیدایش نظام تمدنی مطلوب بشمار میرود. ملاصدرا با تکیه بر حقیقت انسانی ـ که متشکل از ظاهر و باطن است ـ بدنبال ترسیم نظامی اجتماعی بر اساس قابلیتهای وجودی انسان است، زیرا انسان بلحاظ فطرت خود، به مدنیت گرایش دارد و مقاصد دنیایی و آخ چکیده کامل
        کمال‌خواهی یکی از شاخصه¬ها و اصول مهم در پیدایش نظام تمدنی مطلوب بشمار میرود. ملاصدرا با تکیه بر حقیقت انسانی ـ که متشکل از ظاهر و باطن است ـ بدنبال ترسیم نظامی اجتماعی بر اساس قابلیتهای وجودی انسان است، زیرا انسان بلحاظ فطرت خود، به مدنیت گرایش دارد و مقاصد دنیایی و آخرتی او، تنها در بستر یک نظام تمدنی برآورده میشود. مسئلۀ پژوهش حاضر، ارائۀ طرحی در راستای پیدایش و تقویت نظام تمدنی، با تکیه بر سه اصل برگرفته از دیدگاه ملاصدراست. اصل اول، بررسی خاستگاه کمال‌خواهی و تأثیر آن در زیست اجتماعی؛ اصل دوم، مسئلۀ قنیه و قانون که دو عنصر زمینه‌ساز پیدایش نظام تمدنی هستند؛ اصل سوم، شناسایی و پیشنهاد راهکارهای حِکمی برای برون‌رفت از بحرانهای تمدنی. هدف از بررسی این اصول، توجه به قابلیتها و ظرفیتهای ساحت انسانی است و اینکه، چگونه انسانِ کمال‌خواه، توانایی وصول به اهداف عالی را پیدا میکند. یافته¬های این پژوهش نشان میدهد که حکمت ¬متعالیه از یکسو، با توجه به ساحتهای وجودی انسان و ظرفیتهای نظام تمدنی، بدنبال طرح و برنامه‌ریزی برای بهبود نظام تمدنی است و از سوی دیگر، با تکیه بر سامان‌بخشی تسخیرهای انسان در طبیعت بپشتوانۀ علم و قدرت و خلاقیت، میتواند الگویی مناسب برای آبادانی زیست تمدنی ترسیم نماید. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        83 - کاربرد منطق در کشف برهان صدیقین (با تقریر صدرالمتألهین) از آیۀ 53 سورۀ فصلت
        احمد  ملکی
        برهان صدیقین درصدد است بدون وساطت مخلوقات، وجود حق ـ‌تبارک و تعالی‌ـ را اثبات نماید. این منهج را فارابی طرح کرده و ابن‌سینا با تقریر برهان «امکان و وجوب»، بر آن جامه تحقق پوشاند. صدرالمتألهین به «صدیقین بودن» به تقریر ابن‌سینا معترض شده و خود او برهانی مبتنی بر روش مذکو چکیده کامل
        برهان صدیقین درصدد است بدون وساطت مخلوقات، وجود حق ـ‌تبارک و تعالی‌ـ را اثبات نماید. این منهج را فارابی طرح کرده و ابن‌سینا با تقریر برهان «امکان و وجوب»، بر آن جامه تحقق پوشاند. صدرالمتألهین به «صدیقین بودن» به تقریر ابن‌سینا معترض شده و خود او برهانی مبتنی بر روش مذکور ارائه کرده است. حال پرسش اینست آیا با توجه به ضوابط منطقی، میتوان این برهان ـ‌که نتیجۀ تلاشهای بزرگان فلاسفۀ اسلامی، از فارابی تا ملاصدراست‌ـ را از قرآن‌کریم استنباط نمود و ادعا کرد قرآن این حقیقت را چندین قرن قبل از فارابی، بوعلی و صدرالمتألهین، بیان نموده است؟ این پژوهش با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با کاربرد قواعد علم منطق، برهان مزبور را از آیۀ 53 سورۀ فصلت کشف و استنباط کرده و با تبیین هر کدام از صغرا و کبرای برهان، نشان داده است که چگونه میتوان هر یک را از آیۀ مذکور استنباط نمود. بثمر نشاندن این تحقیق، اولاً، نمونه‌یی از عقلانی بودن مفاهیم قرآن، ثانیاً، جلوه‌یی از تفکیک‌ناپذیری قرآن و برهان بصورت عینی و مصداقی، و ثالثاً، جنبه‌یی از اعجاز علمی این کتاب آسمانی است. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        84 - مقایسۀ دیدگاه صدرالمتألهین و ادوارد جاناتان لو درباب کیفیت ارتباط نفس با بدن
        پروین نیک سرشت قاسم کاکایی محمدباقر عباسی
        یکی از این پرسشهای اساسی در انسان‌شناسی فلسفی، چگونگی ارتباط نفس با بدن، بعنوان دو جوهر مجزای از یکدیگر است. این پرسش هم در فلسفۀ اسلامی و هم در فلسفۀ ذهن مورد بررسی قرار گرفته است. در سنت فلسفۀ اسلامی، صدرالمتألهین با طرح اصل جسمانیة‌الحدوث و روحانیة‌البقاء بودن نفس، د چکیده کامل
        یکی از این پرسشهای اساسی در انسان‌شناسی فلسفی، چگونگی ارتباط نفس با بدن، بعنوان دو جوهر مجزای از یکدیگر است. این پرسش هم در فلسفۀ اسلامی و هم در فلسفۀ ذهن مورد بررسی قرار گرفته است. در سنت فلسفۀ اسلامی، صدرالمتألهین با طرح اصل جسمانیة‌الحدوث و روحانیة‌البقاء بودن نفس، درصدد برآمد تا پاسخی قاطع برای این معضل فراهم آورد. از سوی دیگر، ادوارد جاناتان لو، یکی از صاحبنظران برجسته در حوزۀ فلسفۀ ذهن، نیز با نفی تجرد محض نفس، کوشیده این چالش را حل کند. این پژوهش بدنبال اینست که آراء این‌دو فیلسوف را بررسی و ارزیابی نماید تا روشن شود که آیا توانسته‌اند این معضل را برای همیشه حل کنند یا خیر. مقالۀ حاضر، با مطالعه و تأمل در منابع مربوطه، بروش توصیفی‌ـ‌تحلیلی انجام شده است. اگرچه ابتدا بنظر میرسد هر یک از این‌دو فیلسوف، با پاسخهایی شبیه به هم، تا حدی توانسته‌اند بر این مشکل فائق آیند، اما دقت نظر در دیدگاه آنها نشان میدهد که پاسخهای هر یک، با اشکالاتی همراه است که باید به آنها پاسخ داده شود. پرونده مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        85 - تعالی و سعة وجودی انسان در نظام هستی‌شناسی ملاصدرا و هیدگر
        فاطمه  قدیمی پاینده منيره  سيدمظهري زینب السادات میرشمسی
        هیدگر دربارة بسیاری از موضوعات مرتبط با طور خاص وجود آدمی، تفاسیري بدیع را در آثارش ارائه کرده است. اندیشه‌های او در مورد انسان، از برخی جهات با آراء ملاصدرا قابل مطالعة تطبیقی است. یکی از این جهات، باور هر دو فیلسوف به تعالی و سعة وجودی «انسان» است. بعقیدة هر دو انديشم چکیده کامل
        هیدگر دربارة بسیاری از موضوعات مرتبط با طور خاص وجود آدمی، تفاسیري بدیع را در آثارش ارائه کرده است. اندیشه‌های او در مورد انسان، از برخی جهات با آراء ملاصدرا قابل مطالعة تطبیقی است. یکی از این جهات، باور هر دو فیلسوف به تعالی و سعة وجودی «انسان» است. بعقیدة هر دو انديشمند، انسان جوهري محبوس در خود نیست؛ او که سرچشمة امکانات است و به امکانات خود نیز آگاهی دارد، توانايي «شدن» دارد و میتواند آنچه فعلاً نیست، باشد، از وضع موجود گذر کند و تعالی یابد. در عین حال که شباهت فوق ميان انديشة اين دو متفكر وجود دارد، اما باید این نکته را در نظر داشت که در نظام هستی‌شناسی ملاصدرا نفس انسان بدلیل تجرد ذاتیش، همواره دارای درک و فهمی از هویت تعلقی خویش نسبت به وجودی نامحدود و حقیقتی بینهایت است. نفس انسان که تمام حدود هستی را در خود جمع دارد، در سیر مراحل برون‌خویشی خود، ميكوشد كه با تقرب و تشبه به آن حقیقت بینهایت، وجود خویش را معنا بخشد. سیر تکاملی نفس پس از مرگ نیز برای رسیدن به مرتبة فوق عقلانی ادامه دارد. در مقابل، در نظام هستی‌شناسی هیدگر، حقیقت مبتنی بر «دازاین» است. حقیقی‌ بودن دازاین بدین معناست که او تنها موجود در جهان است و بی‌آنکه تعلقی به قدرت مرموز و ماورایی داشته باشد، همواره از پیش، نسبت به همة آنچه جزئی از جهان اوست، آگاه است و پیوسته اشیاء را بدون هیچگونه حجابی، در آشکاری و گشودگی در‌می‌یابد. بهمين دليل دازاین در تعالی و استعلا، متكي به خود است؛ تعالی دازاین با انگیزة به فعلیت رساندن امکانات وجودیش، تا مواجهه با مرگ ادامه دارد و مرگ آخرین امکان وجودی دازاین است که با وقوعش به تمامیت خود میرسد. پرونده مقاله