• فهرست مقالات آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای

      • دسترسی آزاد مقاله

        1 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        ملت در حكم خانواده‌يي بزرگ است و ادارة امور آن بايد با نگاهي در اين راستا نگريسته شود. از جمله وظايف مديران كشور و اين خانوادة بزرگ، علاوه بر دلسوزي و خيرخواهي، عبارتست از دقت در توزيع منابع و درآمدهاي حاصل اين جماعت، متناسب با اهميت واقعي ـ‌نه ظاهري‌ـ آن و دادن نظم و ت چکیده کامل
        ملت در حكم خانواده‌يي بزرگ است و ادارة امور آن بايد با نگاهي در اين راستا نگريسته شود. از جمله وظايف مديران كشور و اين خانوادة بزرگ، علاوه بر دلسوزي و خيرخواهي، عبارتست از دقت در توزيع منابع و درآمدهاي حاصل اين جماعت، متناسب با اهميت واقعي ـ‌نه ظاهري‌ـ آن و دادن نظم و تنظيمي حكيمانه و عقلايي‌در تخصيص سهم هر بخش به آن. بارها اين قلم گفته و نوشته است كه سهم معنويات و مصاديق آن ـهمچون فرهنگ و حكمت و دانش و اخلاق فردي و اجتماعي ...‌ـ بمراتب بيشتر از امور روبنايي و مادي و ظاهري است، و امور معنوي و فرهنگي و عقلي بمراتب بيشتر در حفظ حيات و سلامت جامعه و رسيدن به ديگر اهداف كمك ميكند و بهمين دليل بر بخشهاي ديگر تقدم دارد و ضعف آن، بالعكس، ميتواند حتي اقتصاد و سياست و ديگر بخشهاي سازنده را هم خراب يا كم اثر نمايد. متأسفانه در بيشتر برنامه‌هاي كوتاه يا بلندمدت كشوري ديده ميشود كه فصل فرهنگ و امور معنوي در صف نِعال و اواخر فصول برنامه‌ها و در دورترين نقطه از چشم برنامه‌ريزان و نيز از سرچشمة حياتبخش بودجة سالانة كشوري و عمومي قرار گرفته است و دستگاههاي فرهنگي و حِكمي ـ دولتي يا غيردولتي ـ ‌‌بسبب كمبود منابع مادي و مالي، قادر به انجام تمام و كمال اهداف خود نيستند؛ چيزي كه همواره آرزوي دشمنان اين ملت بوده و هست. اكنون كه باز زمان دوره‌يي و سالانة تصويب بودجه رسيده است، وظيفة خود دانستيم كه اين نكات بسيار مهم، مورد توجه مسئولين و طراحان آن قرار گيرد و اگر مايل نيستند فرهنگ را در فصل و فصول اول برنامه‌ها قرار دهند دستكم سهم آنرا معقول و متناسب و همطراز با بخشهاي ديگر بگذارند تا ندانسته به ضعف و خرابي فرهنگ كشور زياني نزده باشند. دشمنان قسم خوردة خارجي اين ملت، از يكطرف فرهنگ و معارف نادرست و فاسد خود را آرايش نموده و با وسايط و رسانه‌هاي توانايي كه دارند برجامعة ما تحميل ميكنند، و از طرف ديگر دستگاههاي مربوطه و مأمور تأمين امور مالي، به دستگاههاي فرهنگي ـ‌‌بويژه مؤسسات فلسفي و حكميـ كشور بهاي كم ميدهند و اين جبهة مهم دفاعي ملت و كشور‌ را در برابر هجوم مغول‌وار تمدن منحط غربي تنها ميگذارند و سهمي اندك ميدهند. حاصل پيام ما و جامعة تلاشگران نشر فرهنگ و حكمت و معنويت و عقلانيت آنست كه در اين فرصت بودجه‌نويسي، بحكم عدالت و وطن‌دوستي و عقل معاد و معاش، به فصل فرهنگ و امور معنوي بويژه حكمت و خردورزي توجهي بيشتر بنمايند تا در بارگاه حق و دادگاه وجدان انساني سرشكسته نباشند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        2 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        در اين چند سال اخير دربارة رشد منفي علوم و نزول كشور در جدول پيشرفتهاي علمي جهاني، مطالب بسيار و آمارهاي متفاوتي در رسانه‌ها بيان شده‌ است كه مانند همة پديده‌ها و رويدادهاي اجتماعي بايد بدقت بررسي و تحليل شود و عوامل اين نزول و سقوط، چه عوامل اتفاقي و چه عوامل عمدي و اخ چکیده کامل
        در اين چند سال اخير دربارة رشد منفي علوم و نزول كشور در جدول پيشرفتهاي علمي جهاني، مطالب بسيار و آمارهاي متفاوتي در رسانه‌ها بيان شده‌ است كه مانند همة پديده‌ها و رويدادهاي اجتماعي بايد بدقت بررسي و تحليل شود و عوامل اين نزول و سقوط، چه عوامل اتفاقي و چه عوامل عمدي و اختياري، تحت مطالعه قرار گيرد. در يك بررسي اجمالي ميتوان براحتي به اين نتيجه رسيد كه علت يا علل اين سقوط و نزول، اتفاقي يا بسبب قصور يا نبود انگيزه و همت دانشمندان ما نيست و عزم ملي دانشمندان و چراغ دانش‌افروزان جامعة انقلا‌بي اسلا‌مي ايران بهيچوجه نقصان نپذيرفته و همچنان در اوج قدرت خود باقي است و بايد اسباب و علل آنرا در عوامل اختياري و سوء كردار عمدي آنان يافت؛ چه عوامل داخلي و نفوذي و چه عوامل ديگر خارجي. از روزي كه انقلا‌ب اسلا‌مي ايران پيروز شد و در مدت اندكي، نظامي مستحكم و استوار ـ داراي فرهنگ خاص انساني و ايدئولوژي و جهانبيني الهي و طرح و نقشة ايجاد تمدني بشري براي خود و بشر‌ـ به عرصة وجود آمد و به جريان ضدبشري استكبار و جهانخوار طعنه زد، توطئه و عمليات تخريب و جنگ ظاهري و پنهاني آغاز شد؛ انواع شورشها، كودتاها و اقدامات براندازي ظاهري در طول مدت سه تا چهار دهه بعمل آمد كه بارادة الهي شكست خورد. اما از همان روزهاي اول، اقدامات تخريبي ديگري پنهاني نيز پا گرفت و دنبال شد كه مهمترين آنها تخريب اقتصاد كشور و تضعيف بنيانهاي علمي، اعتقادهاي ديني و فلسفي بود. حمله به اقتصاد و زيرساختهاي اقتصادي و شتاب بخشيدن به تورم همراه و همگام با ركورد، بمنظور به فقرمادي كشاندن ملت و كشيدن آنها به زاري و ذلت تا آنكه مردم در فشارهاي روحي در عرصة اقتصاد نابود شده و دست از عقيده و حمايت خود از اسلا‌م و نظام اسلا‌مي بردارند و بدنبال دفاع از آن نباشند و عرصة جامعه را از انبوه طرفداران از جان گذشته خالي كنند تا دشمن با يك يا دو تك ديگر و فتنه و آشوبي ساختگي، كار نظام را بخيال خود يكسره كند! با وجود اهميت اين بخش از نقشة تهاجم به ملت و نظام، اما طرح تخريب دشمنان در زمينه‌هاي فرهنگي بمراتب جايگاه مؤثرتر و مهمتري دارد؛ چون نه به نيازهاي مادي ملت بلكه مستقيم به هويت فرد ايراني و خود انساني آنها ضربه ميزند و مردم را از خودي خويش و ملت خود جدا مينمايد و در بحران بيهويتي، آنان را به بردگي بيگانگان ميگيرد و افرادي ميسازد كه در خاك خود زندگي ميكنند و نان خود را ميخورند ولي عامل دشمنند و به ملت و كشور خود خيانت ميكنند! اين حمله و هجمه به فرهنگ، از دبستان و دبيرستان آغاز و در دانشگاهها و حتي مراكز پژوهشي بطور مختلف متجلي شده است و اگر در مراكز فرهنگي قادر به نصب افراد نفوذي خود نبودند، آنرا با فشار اقتصادي و بستن راه درآمدها و كمكهاي عمومي به تعطيل يا تعليق كشاندند. در اين ميان، حكمت و فلسفه از همه مظلومتر بوده و دشمن ـ كه سياستهاي خود را بر پاية اصول فلسفي اما شيطاني خود تنظيم و اجرا ميكند‌ـ مستقيماً و آگاهانه،‌‌ فلسفة اسلا‌مي و سياست آگاهانة آنرا هدف قرار داد و بقول پزشك ظريفي، زرنگترين ويروسها، مغز را نشانه ميروند و از اين راه همة ساختار بدن تخريب ميشود. دشمن كه براي اجراي سياستهاي خود پشتوانه‌يي از فلسفه‌هاي ضدبشري خويش دارد، اما در جوامعي مانند جامعة انقلا‌بي ما، چنين تبليغ (و عمل) ميكند كه رابطة سياست و فرهنگ انقلا‌بي ايران را از عقلا‌نيت و انديشة فلسفي و قرآني و اسلا‌مي ـ كه نيروي متفكر ماست‌ـ دور سازد تا بتواند انديشه‌هاي براندازي خود را به اجرا و عمل بگذارد و براي اين كار، كمر همت شيطاني خود را بر تضعيف و تعليق و تعطيل كانونهاي حكمت و فلسفه و عقل و عقلا‌نيت قرآني بسته است و بدتر آنكه چاره‌گري آشنا نيز نيست تا در فكر چاره باشد و همچنان سنگ بسته و سگ گشاده! جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        3 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        همزماني روز اول خرداد امسال ـ‌كه روز ملي ملاصدرا نام گرفته‌ـ با شب ميلاد مبارك حضرت ولي‌عصر صاحب‌الزمان عليه و علي‌آبائه الصلاة والسلام، پيام بزرگ و آموزنده‌يي را به بشريت ميفرستد. موضوع همايش امسال بنياد حكمت اسلامي صدرا و انجمنهاي تابعه، «فلسفه و جهان عاري از فلسفة اس چکیده کامل
        همزماني روز اول خرداد امسال ـ‌كه روز ملي ملاصدرا نام گرفته‌ـ با شب ميلاد مبارك حضرت ولي‌عصر صاحب‌الزمان عليه و علي‌آبائه الصلاة والسلام، پيام بزرگ و آموزنده‌يي را به بشريت ميفرستد. موضوع همايش امسال بنياد حكمت اسلامي صدرا و انجمنهاي تابعه، «فلسفه و جهان عاري از فلسفة است و موضوع سالگرد و يادوارة ميلاد امام غايب و مُنتَظَر، «فرشگرد» يعني گشوده شدن صفحة آخر تاريخ بشر پس از ظهور او و بنيان نهادن حكومت انساني و الهي بر روي زمين و ويرانسازي بناي جهان عاري از انسانيت و عقلانيت و صلح و عدالت و آغاز دوران كامياري دائمي انسان در جامعة بشري، بنياد حكومت حكمت و عقلگرايي و فطرت ناب انساني ميباشد كه هدف و فلسفه و حكمت آفرينش انسان و جهان بوده است. اين قِران مسعود براي كساني آشناست كه اصل حكمت و فطرت و طبيعتگرايي و اخلاق را زائيده و فرزند وحي و اديان آسماني و پيامبران حكيم ميدانند و بگواهي تاريخ دوران باستان در ايران و بيشتر ملل باستاني، نگهبانان فلسفه و حكمت را جانشينان پيامبران و وارثان علوم و فرهنگ آنان ميشناسند؛ چه تاريخ گواه است كه حكمت و فلسفه در اصل مبدا خود ـ‌و بلكه حتي علوم و آموزه‌هاي اوليه ديگر‌ـ ساخته و پرداخته بشر نبوده است و همه را پيامبران با الهام ربوبي و بكمك ربانيّت اسماء‌الله حافظ و راهنماي بشر، به انسان آموخته‌اند؛ حقيقتي كه فهم ناپختة دوران بعد از رنسانس اروپا نتوانست به آن برسد و نوكيسه‌گان فرهنگ و تمدن لاف خدايي زدند؛ هم خدا و هم فلسفه را بر درگاه علم ناشي از تجربه، قرباني نمودند و جامعه‌هاي پيرو خود را به گمراهي و بدبختي كشاندند. در حديث آمده است كه امام عصر(عج) پس از ظهور خود، دست بركت بر سر مؤمنين ميگذارد و عقل خداپرست و حقايق‌شناس را در آنها سامان ميدهد «فجمع بها عقولهم» (اصول كافي‌ ‌ج1، ص29)، همچنانكه پيامبران كردند و اميرالمؤمنين علي عليه‌الصلاة و السلام فرمود: «فبعث فيهم رُسله و واتَر عليهم انبيائه ليستأدوهم ميثاق فطرته و يُذكّروهم مَنسّي نعمته... و يُثيروا لهم دفائن العقول... خطبة اول (نهج‌البلاغه) يعني مأموريت پيامبران آن بود كه فطرت آنان را بيدار كنند و به آنها برگردانند و نعمت گنجينه‌هاي مدفون در عقل آنها را براي آنها مكشوف سازند و جهان عاري از عقلانيت (يعني انسانيت) را كه سرشار از شر و فساد و جنگ و بيداد است به جهاني سرشار از نعمت عقل و فطرتگرايي و بدون ستم و ستمگر و خشونت و بيعدالتي بدل گردانند. فلسفه و حكمت را اگر برخاسته از همان ميراث و ميثاق الهي ـ‌يعني فطرت و عقل سليم‌ـ بدانيم، پيداست كه ميتواند راه پيامبران را پيش‌پاي بشر بگذارد و عقل آنان را در برابر نفس امّاره و غرايز سركش مشترك با حيوانات تقويت نمايد؛ همانگونه كه ملاصدرا هدف فلسفه را سعادت انسان (افضل السعادات) با تخلّق به اخلاق‌الله و كسب رضاي او و ترك هواي نفس معرفي ميكند و در حديث نيز آمده است كه: «قاتِل هواك بعقلك» و نيز «العقل، عقال من الجهل». فلسفه اگر از مسير الهي و فطري خود منحرف نشود و همچون برخي فلسفه‌هاي غرب يا اديان غير واقعي، در اختيار سياستهاي ضدبشري قرار نگيرد و براي رسيدن به اهداف كوتاه و دنيوي نباشد، تنها اميد نيكبختي بشر امروز است؛ وگرنه «جهان عاري از فلسفة يعني همين جهاني كه سرشار از ستمكاري و بهره‌كشي و بردگي ملتها و بردن ثروت مادي و معنوي آنان و عاري از عدالت و شعور و احساس و عواطف انساني است و سلطة اشرار و اوباش زمانه با نامهاي گوناگون بر ملتها را ميدان ميدهد، روزگار بشر را تاريك و سرشار از نابساماني و بدبختي خواهد داشت. باميد روزي كه منجي اين بشر بخت برگشته با ارمغاني از عقلانيت و حكمت، روزگار تاريك كنوني بشر را به روشني بكشاند و شيطان جهل و بيخردي را نابود سازد و صبح سعادت در سراسر جهان طالع گردد؛ «اليس الصبح بقريب؟» جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        4 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        ‌آنروز كه فروغي، نمايندة استعمار انگليس به تأسيس دانشگاه تهران و دانشكدة حقوق قضائي و سياسي آن همت گماشت، بر آن بود كه دست حوزه‌ها و روحانيت از امور قضائي كوتاه و آنان را منزوي سازد تا سهمي از مديريت كشور نداشته باشند، و از سوي ديگر، كتاب «گفتار اندر روش» دكارت را به فا چکیده کامل
        ‌آنروز كه فروغي، نمايندة استعمار انگليس به تأسيس دانشگاه تهران و دانشكدة حقوق قضائي و سياسي آن همت گماشت، بر آن بود كه دست حوزه‌ها و روحانيت از امور قضائي كوتاه و آنان را منزوي سازد تا سهمي از مديريت كشور نداشته باشند، و از سوي ديگر، كتاب «گفتار اندر روش» دكارت را به فارسي ترجمه نمود تا در تفكر مستقل و ريشه‌دار فلسفي اسلامي و شيعي ـ و بقول هانري كوربن، فلسفة شيعي ايراني ـ خلل ايجاد و مسير فلسفه را از همگامي با فرهنگ اسلامي جدا سازد و راه را براي ورود فرهنگ و تفكر غربي بازنمايد. گام ديگر اين حركت دشمنان، طرح جدائي ديانت از سياست (يعني مديريت كشور) بود تا بدينوسيله دستپرورده‌هاي صهيونيسم غربي را ـكه نام آنها را اليت (نخبه) گذاشته بودند‌ـ به مديريت فرهنگ و دانش و اقتصاد و فناوري بگمارند تا آن مزدوران بيدرد، نان ملت را بخورند و به دشمنان او خدمت كنند، كاري كه تا پيش از انقلاب عظيم و انساني اسلامي ايران ادامه داشت. اما انقلاب آزادي‌بخش اسلامي ايران يكباره اساس كار آنها را بر باد داد و بنياني ديگر گذاشت كه نتيجة آن رشد علمي و فناوري و احساس غرور و خودباوري در جوانان و طراوت يافتن مديريت كشور از روح اسلام باشد و ادارة سياسي كشور با ياري ديانت و ايمان باطني پيش برود.اين انقلاب بر آن بود تا دانشگاهها به نقش واقعي خود يعني تربيت جواناني دانشمند و آگاه بپردازند و با بينش اجتماعي درست ـ يعني همان بصيرت ـ براي دفاع از استقلال كشور آماده شوند. در كنار اين حركت آرماني، دشمن نيز بيكار ننشست و با تبليغ فكر جداسازي سياست از دين و از سنت اسلامي، كوشيد بوسيلة دست‌پروردگان و مزدوران خود، نسلي از جوانان را تربيت كند كه پايبند دين و استقلال و آزادي كشور نباشند و تهي از غيرت وطنخواهي، حراميان بيگانه را محترم و نيروهاي صالح و خدمتگذار را بيگانه بدانند. براي رسيدن به اين هدف شوم، تلاش خود را بر حركتي خاموش نهادند كه دانشگاه را از خدمتگذاران صالح تهي، و معلمان و مربيان نسلهاي آينده را همان مزدوران بيدرد بيگانه‌پرست بگذارند. اين رويداد در زير پوستة دانشگاه اجرا ميشد و هر از چند گاه در برابر چشم مسئولين، شديدتر ميگرديد و مسير پرورش را از آموزش جدا و بسوي خراب آباد و سقوط ميبرد. اگر امروز جنبشي براي جلوگيري از رشد اين غدة سرطاني در فرهنگ و سياست و آيندة ملت و كشور بر‌پا نشود دانشگاه و دانش افروزي به دورة نظام خائن پيشين برخواهد گشت، و مديران و مسئولين آيندة كشور مشتي خودفروخته بيدرد و اشراف منش خواهند بود تا سرنوشت اين ملت و همة دستاوردهاي انقلابي او را نابود سازند و ثروتهاي ملت را تاراج و غرور و افتخاراتشان را پايمال نمايند. امروز اين جريان خائن‌پروري در برابر صف استادان و جوانان برومند و انقلابي دانشگاهي لاف هماوردي ميزند و هر چند گاه، سنگي از اين سنگر را از دانشگاه دور و عنصري فاسد و مفسد را بجاي آنها ميگذارد و اگر چاره‌يي انديشيده نشود، فرداي كشور در دست مشتي افراد بيصلاح و با سرشتي ضد انقلاب و ضد اسلام قرار خواهد گرفت، و دشمنان كهنة اين ملت، همه چيز او را به يغما خواهند برد و آنرا به بردگي خواهند گرفت كه فروغي و امثال آن تصور آنرا نميكردند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        5 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        فایل پی دی اف را ملاحظه فرمایید
        فایل پی دی اف را ملاحظه فرمایید جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        6 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        فصل بهار امسال با ماه رجب مانند دو همزاد پابپاي يكديگر پيش ميروند؛ يكي طبيعت مادي را به نمايش ميگذارد و ديگري جنات عدن را بياد مي‌آورد، يكي هر روزش زوالِ يكروز زندگي را خبر ميدهد و ديگري به هر روز دريچه‌يي از رحمت و فيض الهي را براي افراد آماده و هوشيار ميگشايد. در ماه چکیده کامل
        فصل بهار امسال با ماه رجب مانند دو همزاد پابپاي يكديگر پيش ميروند؛ يكي طبيعت مادي را به نمايش ميگذارد و ديگري جنات عدن را بياد مي‌آورد، يكي هر روزش زوالِ يكروز زندگي را خبر ميدهد و ديگري به هر روز دريچه‌يي از رحمت و فيض الهي را براي افراد آماده و هوشيار ميگشايد. در ماه رجب تولد مردي است كه جز پيامبر همتا نداشت؛ فرزند كعبه، فرزند واقعي و معنوي مكتب پيامبر و باب و دروازة حكمت و علم پيامبر و كاتب و مفسر و مبلغ كتاب و حكمت الهي بود، مردي كه وجودش حكمت و كلامش حكمت و عمل و كردارش حكمت بود و همة زندگي او درس مردانگي و ايمان و دينباوري و خردمندي، هيچكس جز پيامبر(ص) هنوز نتوانسته است در كمال انساني با او هماوردي كند، او نيز مانند پيامبر اعظم(ص)، وجودش و زندگانيش تجسم قرآن بود. وي ـ بر اساس حكمت الهي‌ـ باني حكومتي بود كه پيامبر(ص )خشت اول آنرا گذاشته بود و او ـ‌گر چه ديرتر امّا‌‌ـ توانست معني حكومت الهي و اسلامي را براي تاريخ بيان كند و نشان دهد كه زير چتر حكومتي اسلامي و انساني ميتوان جهاني پر از صلح و امنيت و عدالت و مساوات و مواسات بنا نمود و جامعه را براي رشد معنوي و سعادت ابدي مردم فراهم كرد. ميتوان فساد را ريشهكن كرد و مفسد را ـ‌هر چند حاكم مطلق‌العنان شام باشد و بتصور برخي ضعيفان برداشتنش خلاف چيزي موهوم بنام مصلحت باشد‌ـ‌ در لحظه‌يي برانداخت چرا كه حكمت با فساد نميسازد و حكيم با مفسد در يك اقليم نميگنجد و فساد و مفسد با صلاح و مصلحت امّت در يكجا جمع نميشود. زيرا بحكم عقل و فطرت و قلب سليم، دو ضد با هم نميسازند و ضدان و نقيضان لايتجمعان. افسوس كه جاهليت قدر او را نشناخت و با شهادت او و فرزندانش، حكمت نيز شهيد شد و اگر نبود همت والاي ملت رشيد ايران و رهبر بنيانگذار انقلاب اسلامي، آن صفحة تاريخ دوباره تكرار نميشد و ملت ايران و رهبر آگاه آن جنود جهل و جاهليت را ورشكسته در پشت باورهاي استوار نظام اسلامي ايران زمينگير نميكرد. امروز، و ببهانة ماه رجب و ميلاد امير مؤمنان علي(ع) كه در آنيم، روز خودآزمائي است كه آيا مديران اين نظام و قواي رسمي آن به عهدي كه با علي(ع) بسته‌اند، پايبندند؟ آيا پاي حكمت ـ ‌و نه مصلحت‌ـ استوار نشسته‌اند؟ آيا در نظامي كه پايگذار و مدير آن حكيم است و كتاب و حكمت را در دست دارد، قوانين و عمل نهادها و دستگاههاي اداري و اجرايي يا تقنيني با محك حكمت و عقلانيت منطبق است؟ آيا عزت و سرفرازي ملت ايران پابرجاست؟ آيا «مَفسده» و «مُفسده» به راهزني معاد و معاش يعني اعتقاد و ايمان و اقتصاد و امنيت افراد جامعه مشغول نيست؟ آيا اجراهاي عدالت و مقابله با اشرافيگري، كه ملت ما با عنوان «عدل علي» از انقلاب خود آنرا ميخواستند، ادامه دارد؟ و در يك كلمه، آيا مسئولين كشور بر مدار مردي كه در اين ماه در كعبه زاده شد تا رسم حكومت و راهبري سعادت مردم را به بشريت بياموزد، رفتار ميكنند؟ يا ...؟ جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        7 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        يكي از انواع مهم فقر يك جامعه، فقر فرهنگي آن ميباشد و از نشانه‌هاي فقر فرهنگي، يكي ضعف تحقيق علمي و پژوهشي در آن است؛ نه فقط نبود آن در محيطهاي علمي بلكه حتي نابساماني در روشها و فقر در نيروي انساني پژوهشگر هم فقر شمرده ميشود، و نيز فقر پژوهش نه در كميت قابل شمارش آن ا چکیده کامل
        يكي از انواع مهم فقر يك جامعه، فقر فرهنگي آن ميباشد و از نشانه‌هاي فقر فرهنگي، يكي ضعف تحقيق علمي و پژوهشي در آن است؛ نه فقط نبود آن در محيطهاي علمي بلكه حتي نابساماني در روشها و فقر در نيروي انساني پژوهشگر هم فقر شمرده ميشود، و نيز فقر پژوهش نه در كميت قابل شمارش آن است كه حتي توزيع نامتناسب آن در بخشهاي علمي نيز فقر علمي بحساب مي‌آيد، زيرا رشد علمي در چند زمينة محدود ـ‌ و مثلا‌ً در چند رشتة علمي و آزمايشگاهي جديد كه حتي نتايجي درخشان به بار مي‌آورد، در حاليكه در بسياري از بخشها بويژه در زمينة علوم انساني آثار فقر و نابساماني و گاه تعطيل ديده ميشود‌‌ـ باز رشد علمي نيست زيرا رشد علمي بايد در همة زمينه‌ها و دانشها باشد و علوم انساني اهم آنهاست. اين سخن، يعني نبود غناي لا‌زم در پژوهش علمي و از جمله علوم انساني، حتي، بمعناي تعداد آماري و كمّي آن نيست، بلكه مقصود اين قلم در روح تحقيق و چيزي است كه به آن كيفيت و محتوا و ارزش تحقيق ميگويند. ممكن است شكل‌ ظاهري و آمارها نشان دهد كه پژوهشهايي فراوان در كشور انجام ميشود ولي پس از عمق‌سنجي روشن ميگردد كه حجم ظاهري آن حبابگونه و ظاهرنمايي است و جوهرة كارا و مفيدي براي فعالسازي و پيشبرد علمي جامعه در همة زمينه‌ها در آن نيست و باز هم، يكي از دلا‌يل آن، كمبود نيروي انساني ممتاز و قادر به انجام پژوهش بمعناي حقيقي و جامع آن است. از اين گفته نبايد نتيجه گرفت كه در كشور و در حوزه و دانشگاه، اساتيد و محققان فاضلي وجود ندارد بلكه برعكس، نكته در اينجاست كه با وجود اين افراد، چرا كار علمي عميق و قابل ارائه به دنياي علمي امروز، چندان كه بايد عرضه نميشود؟ اين تناقض از آنجاست كه محققان موجود كشور، هم بسبب تعداد اندك و هم بسبب مشكلا‌ت زندگي و موانع اداري و مالي و برنامه‌هاي غلط آموزشي، و نيز تراكم شغلي و تدريس، ناچارند تمام وقت گرانقدر خود را ـ كه بايد به مطالعه و تحقيق و نظريه‌پردازي و ابداع مطالب جديد علمي صرف كنند‌ـ بگونه‌يي بهدر بدهند؛ در ظاهر تدريس و آموزش، امّا بسبب تراكم و حجم نامناسب و وقتگير آن بسبب گرفتاري در چاله و چاههاي اداري و قانوني! ـ كه آفت دانش و دانشپژوهي علمي است‌‌ـ‌ بتعبير عاميانه: فرصت خاراندن سر نداشته باشند و تدريس را از روي حافظه و يادداشتهاي گذشته يا كمسود انجام دهند، كه ثمره» آن دانش‌آموختگاني است كه حتي با داشتن درجة دكترا و امكان تدريس در دانشگاهها، بنية علمي ضعيفي دارند و شاگرد ضعيف تربيت خواهند كرد. اين ضعف و فقر و نابساماني هنگامي از نظر به عمل در مي‌آيد و هنگامي زيان آن براي كشور محسوس ميگردد كه طرحي پژوهشي و ارزشمند و مفيدي در معرض اجرا قرار گيرد و تدوين و تأليف آن نيازمند پژوهشگراني باسواد و با عمق علمي باشد، اينجاست كه آه از نهاد برمي‌آيد و هر بنيانگذار خيرخواهي را از آن پشيمان ميكند. اين وقتي است كه با هزاران دشواري و صرف سرمايه‌هاي فراوان پاية تحقيقي مورد نياز جامعه گذاشته ميشود، ولي نيروي انساني كار يعني پژوهشگري استاد، وجودش كيميا ميشود و بايد با چراغ بدور شهر گشت تا يكي پيدا شود و از آنهمه اشباه الرجال چند تهمتن بدست آيد. اين تجربه، هركس را به ياد حديثي مي‌اندازد كه فرمود: «ما اكثر الضجيج و اقّل الحَجيج»! دستگاهها و مديران دلسوز امور فرهنگي بايد هرچه زودتر به فكر چارة اين فقر الدم علم و تحقيق باشند و بدانند كه همانگونه كه ضعف و فقر الدم بدن را به بيماري و مرگ ميكشاند، فقر علمي و كمبود توان پژوهش ـ كه قوه محركّه علم است ـ جامعه را به بيماري و ناتواني و نابودي ميرساند، بويژه اگر اين نقصان و فقر در علوم انساني و بطور أخص علوم عقلي باشد كه در حكم قوة عاقله نسبت به اندام انسان است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        8 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        هفتة پژوهش نزديك است و بزودي جلسات و سخنرانيهاي مقامات سياسي و دولتي در فضيلت پژوهش و لزوم و ضرورت آن برپا خواهد گرديد. فضيلت و اهميت و لزوم پژوهش علمي بر كسي پوشيده نيست و از هر زاويه به آن نگاه شود لزوم و اهميت آن براي يك جامعة طالب موفقيت و پيشرفت، بر انسان روشن ميشو چکیده کامل
        هفتة پژوهش نزديك است و بزودي جلسات و سخنرانيهاي مقامات سياسي و دولتي در فضيلت پژوهش و لزوم و ضرورت آن برپا خواهد گرديد. فضيلت و اهميت و لزوم پژوهش علمي بر كسي پوشيده نيست و از هر زاويه به آن نگاه شود لزوم و اهميت آن براي يك جامعة طالب موفقيت و پيشرفت، بر انسان روشن ميشود. قانون اساسي هم (بند 4، ص 3، ق.ا.ج) «تقويت روح بررسي و تتبع و ابتكار در تمام زمينه‌هاي علمي، فني، فرهنگي و اسلامي...» را وسيله‌يي براي رسيدن نظام جمهوري اسلامي ايران به اهداف انقلابي اصل دوم قانون دانسته است. پژوهش ـ‌‌يعني تفكر و تدّبر و بكار انداختن انديشه و قواي ذهني براي كشف نقاط جديد علمي و فهم مجهولات‌‌ـ خود نوعي حركت است؛ حركت ذهن و روح انسان و خروج آن از جمود و ايستائي، و فكر را حكما از آنرو «حركت از مبادي، بسوي مراد» تعريف كرده‌اند تا وجود عنصر حركت و پويايي در پژوهش و منافع آنرا نشان دهند. پس اگر فكر و پژوهش علمي، نوعي حركت و حركت نشانة حيات باشد، نتيجه ميشود كه حيات يك جامعه، به پژوهش علمي و راه پيمودن براي رسيدن به اهداف و مقاصد جديد بستگي دارد و جامعة ايستاي خواب‌آلود را ميتوان جامعه‌يي مرده و مرداب‌مانند تشبيه كرد. پديدة پژوهش در يك جامعه علمي تابعي از روانشناسي اجتماعي و فردي و نيز اوضاع قانوني و اداري و نوسانهاي سياسي يا مانند آن ميباشد و بزباني ديگر عوامل و موانعي دارد و عوامل آنرا ميتوان عناصر و اركان آن دولت ناميد. اولين عنصر آن، وجود انگيزه در دانشمند و دانشجوست، تا در روح او حركت ايجاد گردد و در ذهن او توان نهفته بيدار شود و پيداست كه وجود انگيزه در انسان خود مقوله‌يي گسترده و بسته به چندين عنصر ديگر، از جمله، آمادگي دستگاههاي مربوطه و نيز تشويق و قدرداني از زحمات است. قدرداني و تشويق عملي ـ‌ و نه تنها لفظي و ظاهري ‌ـ گاهي بصورت فراهمسازي و تمهيد همة مقدمات كار براي پژوهشگر، و گاهي بشكل جلوگيري از برخي رفتارهاي مأيوس كنندة ادارات و دانشگاهها نسبت به محققين كشور است، و البته مقصود از پژوهشگر، همة فضلايي هستند كه در حوزه و دانشگاه ميباشند و نه فقط محيط دانشگاه، چون حوزه سابقة تاريخي بيشتري در كار پژوهش دارد و بسياري از محققان حوزوي حتي بدون داشتن امكانات و تشويق و گاهي با وجود فشارهاي روحي و دولتي، برايگان و بدون دستمزد كارهاي تحقيقي بزرگي كرده‌اند؛ سعيشان مشكور باد. در پايان به يك نكته مهم ديگر اشارت را لازم ميدانم و آن نزول سطح تحقيق علمي در علوم انساني از جهت كيفيت است كه اگر اينگونه بماند، علوم انساني در مقايسه با علوم طبيعي و تجربي، حالت و حيات نباتي بخود خواهد گرفت و اطلاق زنده بر آن دشوار خواهد شد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        9 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        در زمانهاي نوجواني و كودكي ما، در كتب دبستاني، داستاني را مينوشتند كه در آن صيادي با اسلحه در جستجوي شير و شكار آن بود و همه جا از «جاي پاي شير» پرسش ميكرد. روزها كار اين شكارچي جستجو و پرسش بود و همه در انتظار كه روزي شير شرزه‌يي را در دست او كشته يا اسير ببينند. روزي چکیده کامل
        در زمانهاي نوجواني و كودكي ما، در كتب دبستاني، داستاني را مينوشتند كه در آن صيادي با اسلحه در جستجوي شير و شكار آن بود و همه جا از «جاي پاي شير» پرسش ميكرد. روزها كار اين شكارچي جستجو و پرسش بود و همه در انتظار كه روزي شير شرزه‌يي را در دست او كشته يا اسير ببينند. روزي از مردي از اثر پاي شير پرسيد و آن مرد پاسخ داد كه شير در نزديك و در فاصلة كوتاهي خفته است، اما بر خلاف انتظار، ديدند كه رنگ از رخسار شكارچي پريد و زانوي او لرزيد و سلاحش بر زمين افتاد و پا بفرار گذاشت. يكي پرسيد مگر اين مدت بدنبال شير و اثر پاي او نبودي پاسخ داد كه: من «جاي پاي شير» را ميخواستم نه خود شير را. اين داستان يا ضرب‌المثل كه شايد بسياري آنرا نشنيده بودند، درسي خواندني است، گرچه ما كودكان آن زمان مقصود آنرا نميفهميديم. اما امروز بالعيان مصاديق آنرا در صحنة مديريت كشور ميبينيم. وقتي كه در مقام سخن و نظر و در بيان و خطابه، همه طرفدار رشد عقلاني افراد ملت و توسعة فرهنگ و حكمت و معرفت هستند و در همة الواح قانوني كه گهگاه بصورت چشم‌انداز و برنامة پنجساله و لايحة بودجه سالانه ظاهر ميشود، اهميت حكمت و لزوم آموزش و رعايت عقلانيت را ميخوانند، باور اجتماعي بر آن قرار ميگيرد، و شادماني بسيار، كه بالأخره مسئولين مربوط لحظه‌يي نظر مودت از صنعت و پول و تجارت بركنده و بجانب عقلي و معرفتزا عطوفت نشان داده‌اند. اما وقتي پاي عمل ميرسد و اين درخت مثمر و مبارك تشنه از باغبان آب ميطلبد، اينجاست كه مشاهده ميشود، كه افسوس، افسوس، جاي پاي شير را ميخواسته‌اند و نه خود شير را. بارها در اين صفحه نوشته‌ايم كه در نظر و تجربه و عمل، فرهنگ و فلسفه زيربنا و امور مادي همچون اقتصاد و صنعت و تجارت و ... مانند آن، همه فرعي از انديشه و فرهنگ و عقيده و عقل هستند، و شكست پياپي طرحهاي اقتصادي و صنعتي و تجارتي و پولي و مانند آن همه نشانگر آنست كه نان آنها «مايه» نداشته‌ و «فطير» شده است. وقتي فرهنگ و حكمت و رشد عقلاني نباشد و فلسفه راهنماي خط و مشي جامعه نشود، جوان دانشجو يا دانش‌آموختة ايراني كه ملياردي خرج تحصيل او شده، سر از دانشگاههاي كشور ديگر درمي‌آورد و سر به دامن دشمن ميگذارد و تئوري پيشرفته‌يي را كه در اصل متعلق به كشور اوست بنام دشمن ثبت ميكند، و ناگه، سراسيمه رسانه‌هاي ايراني به شادماني به اين مقدار قانعند كه تبار اين دانشجو ايراني است، و همين! مقايسه كنيد مغزهايي را كه بخرج خود در خارج تحصيل كرده و عليرغم بدرفتاري دستگاههاي اداري و علمي كشور، براي خدمت به كشور برگشته‌اند و سرمايه كشورهاي ديگر را برايگان براي ملت خود آورده‌اند، با مغزهايي كه با سرمايه و خون دل ملت پرورش يافته و همه را ارمغاني براي كشور خصم مادرزاد ملت ما برده‌اند! آيا جز اينست كه اگر حكمت و شعور و دركي باشد ملت و سرمايه‌هاي آنرا به دشمن او هديه نميكند و عمر و دانش خود را وقف بيگانه نمينمايد. اينهمه آثار دردناك اجتماعي و علمي و آبروئي، براي آنست كه اهل سخن بوده‌ايم ولي نه اهل عمل و وفاي به عهد، و درك درستي از نياز جامعه و فقر فرهنگي او نبوده و از نقشة دشمن و خطر نفوذيهاي آنان در دستگاههاي مربوط چشم‌پوشي شده و بيشتر بدنبال جاي پاي معرفت و حكمت و عقلانيت بوده‌ايم، نه خود آن. ‌خصمي چو كجروي همه جا در ركاب ما است افلاك را به دشمني ما چه حاجت است جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        10 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        عقل و تجربه نشان داده است كه رشد و مجد و توفيق يك ملت و حكومت دلسوز آن جز با پي افكندن و به انجام رساندن امور اساسي و حكيمانه و ضرورتهاي زندگي افراد جامعه و نظام حاكم بر آن به جايي نميرسد و حتي باقي نميماند، و آرزوي يك ملت براي رسيدن به اهداف و آرمانهاي خود در راه رشد د چکیده کامل
        عقل و تجربه نشان داده است كه رشد و مجد و توفيق يك ملت و حكومت دلسوز آن جز با پي افكندن و به انجام رساندن امور اساسي و حكيمانه و ضرورتهاي زندگي افراد جامعه و نظام حاكم بر آن به جايي نميرسد و حتي باقي نميماند، و آرزوي يك ملت براي رسيدن به اهداف و آرمانهاي خود در راه رشد در همة امور، چه اقتصادي و چه علمي، با در پيش گرفتن هوسهاي جوانانه و سرگرميهاي روزمرة كودكانه سرابي بيش نيست و تحقق نخواهد يافت. سرگرميها و هوسهاي جامعة زمان عُبيدزاكاني كه ميگفت «رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز تا ...»، فقط همان مطربي و مسخرگي بود، اما امروز، پس از چند قرن كه بايد جامعه ما پيشرفته‌تر شده باشد، نه فقط مطربي و مسخرگي ترويج ميشود كه حتي ورزش نيز كه از ضرورتهاي زندگي امروزي است، بصورت مسخره و بيفايده بلكه مضر و بشكل فوتبال حرفه‌يي درآمده است و ميرود كه جاي دانش و خردمندي و حتي اخلاق را بگيرد. نگاه امروز اين قلم به خسارتهايي است كه از راه بذل و بخششهاي كلان ميليارد توماني به چند بازيگر فوتبال و خسارتهاي معنوي آن كه از اين رهگذر به روح حكمت و دانش و روحية دانشمندان و جوانان دانش‌طلب اين مرز و بوم وارد ميسازد. امروز جامعة علمي ما از اينكه ميبيند بودجه‌ها و پولهاي كلاني از ملت، كه بايد صرف كمالات معنوي و علمي كشور شود و بر عمق فرهنگ ما بيفزايد و آنرا به دنيا معرفي كند، صرف چند تن بازيكن فوتبال حرفه‌يي يا مربيان يا سفرهاي پرهزينة آنها ميشود. اين رفتار ناساز و باورنكردني، آنچنان جا افتاده كه حتي مسئولان دلسوز فرهنگي هم به آن عادت كرده‌اند و از قبح و شگفتي و زيانهاي آينده آن غافلند. براي دلسوزان ملت بسيار دردناك است كه در زماني كه مراكز علمي و فرهنگي ما از فقر بودجه مينالند و حتي گاه از ثمر‌دهي افتاده‌اند، بشنوند كه بازيكن يا مربي فوتبال باشگاهي، از مبالغي كلان از بودجه و امكانات و تشويقهاي عملي برخوردار است و گاه بصورت قهرمانان ملي از او ياد ميشود، در حالي كه يك استاد حوزه يا دانشگاه با داشتن سابقه چند ده ساله و كار مفيد و سازنده‌يي كه ميكند، براي گذراندن زندگي خود مبلغي ناچيز حقوق ميگيرد و گاه توهين ميبيند و مشكلات فراواني از جهت مسكن و نيازهاي ديگر خانوادگي دارد. با ديدن چنين جلوه‌هايي از بيحسابي كار كشور، ممكن است هر جوان به خود حق دهد كه به توصيه» عُبيد عمل كند و به كار بيسود و گاه زندگيسوز فوتبال حرفه‌يي و امثال آن روي بياورد و به كارهاي مولّد و سودمند ولي دشوار علمي و فكري و سازنده پشت‌كند و آب به آسياب دشمن بريزد. غوغاي مسابقات فوتبال حرفه‌يي يكي از توطئه‌هاي دشمنان بود، كه جوانان را به آنسوي بيحاصلي بسيج كنند و گويي در اين هدف موفق شده‌اند. جا دارد كه مسئولين فرهنگي فعال كشور به اين ضايعه بينديشند و بار سنگين غم اين تبعيض ناروا‌ ‌را، كه قانون اساس جمهوري اساس ايران آنرا منع كرده، از دوش دل انديشمندان و استادان حكمت و دانش بردارند و بجاي تشويق نامعقول افراط‌گرايانه معدودي بازيكن فوتبال، قدري هم به مشكلات مادي و معنوي اصحاب معرفت و دانش بپردازند و خزف را بجاي لعل بر گردن نياويزند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        11 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        يكي از وقايع گزارش شدة سياسي ـ و بظاهر فرهنگي‌ ـ كشور ما و تردستيهاي مسئولين امضاي سندي بنام سند 2030 ميباشد؛ بمنظور تعريف وضع آموزشي آيندة كشور، اين سند در كمسيوني در يونسكو بامضاي نمايندگان ايران رسيده و بموجب آن، همرنگ شدن ايران با جهان در زمينة آموزش و پرورش جوانان، چکیده کامل
        يكي از وقايع گزارش شدة سياسي ـ و بظاهر فرهنگي‌ ـ كشور ما و تردستيهاي مسئولين امضاي سندي بنام سند 2030 ميباشد؛ بمنظور تعريف وضع آموزشي آيندة كشور، اين سند در كمسيوني در يونسكو بامضاي نمايندگان ايران رسيده و بموجب آن، همرنگ شدن ايران با جهان در زمينة آموزش و پرورش جوانان، زمينة اصلي بوده است. حسب شنيده‌ها، هيچيك از مراكز بالادستي و رسمي و قانوني مرتبط با امور فرهنگي، مجلس شوراي اسلامي يا مرجع قانونگذاري ديگري از اين قرارداد حساس و پر زيان، يا اطلاعي نداشته يا رسماً مورد مشورت قرار نگرفته و دعوت به مشاركت در تصميمگيري نشده‌اند. اين بيگانه‌انگاري و دور از ماجرا نگه داشتن مراكز قانوني و مسئولين امور فرهنگي از سوي برخي كارگزاران دولتي، پديدة باورنكردني و عجيبي است كه متأسفانه در پيش و پس قراردادهايي همانند آن، اندك اندك در اين كشور به عادت تبديل ميشود و صورت نهادينگي بخود ميگيرد و نوعي ياغيگري در روابط خارجي، در جاي اطاعت از قانون و پيروي از سياستها و سياستگذاران مسئول مينشيند و سر به ناكجا آباد خواهد زد. عجيب بودن اين قرارداد سست‌بنياد از نظر حقوقي و اسلامي، هنگامي بيشتر ميشود كه به محتواي آن توجه شود؛ محتوايي كه مضمون پروتكولهاي صهيونيسم و فتاوي و اهداف تلمود يهود است كه اصرار به فساد كشيدن جامعة بشري و ويرانسازي بنيان خانواده و نشر فساد و فسق و اصول غيراخلاقي و مانند اينها دارد و دولتهاي تابعة خود را در غرب، در ظاهر و قالب مسلك ليبرالي به ويرانسازي اصول اخلاق و تمدن و تهذيب وادار ميكند و سازماني بين‌المللي و بظاهر خوشنام نيز گهگاه عامل و ابزار دست آنها ميشود. ما از دولتها و ملتهايي در جهان كه از آئين و فرهنگ اصيل ديني پيروي نميكنند ـ يا اصولاً چنين آئين و فرهنگي ندارندـ انتظاري نداريم اما از دولتي كه نمايندة ملت مسلمان ميباشد و از اصل ولايت وابسته به امامان بحق شيعه پيروي ميكند و مشروعيت خود را از آن گرفته و رهبراني چون امام خميني(ره) داشته‌اند و دارند، در حيرتيم كه چگونه اين تناقض عجيب بين قانون كشور و كردار سياسي خود را در نمي‌يابند! ملت و جامعة ايراني كه در طول قرنهاي گذشته ـ ‌بويژه پس از اسلام و بطور اخص پس از انقلاب اسلامي ايران‌ـ همواره علمدار فرهنگ و اخلاق و تمدن و تربيت نسلهاي بشر بوده و امروز نيز ميتوان ادعا كرد كه تنها پايگاه اين اصول و خصايص انساني و مسئول گسترش و تبليغ آن در جهان ميباشد، چرا بايد از فرهنگ صهيونيستي و تلمودي و سياستهاي شيطاني برخي از دول غربي و سازمانهاي وابسته به آنها پيروي كند و كدام عقل سليم اجازه ميدهد كه حكمت راستين سعادتساز اسلامي و قرآني را به كناري بگذارند و بيخردي و بدبختي و سقوط و انحطاط اخلاقي غربي را ترويج كنند و كدام انسان عاقل و رشيد (غيرسفيه) بجاي ترجيح راجح ـ كه اصل فطري بشر است‌ـ «مرجوح» و ضدفطرت را ترجيح و اولويت ميدهد و اصولي قرآني همچون «نفي سبيل» و ردّ سلطة دشمن كافر كيش را پشت گوش مي‌اندازد؟ بديهي است كه سياست و نظام حكيمانه، الهي و اسلامي ايراني و اصول و قواعد آن هرگز اجازة چنين پيوندي را با دشمن صهيونيستي نميدهد و امروزه كه ملتهاي آزاده و نوانديش به حكمت و آئين فطري نظام جمهوري اسلامي ما روي آورده‌اند و فوج فوج به حمايت ما و مخالفت با نظامهاي دولتي و اجتماعي خود برخاسته‌اند، بسيار دور از خردمندي است كه به سياست اقليتي مستكبر و مرتجع صهيونيستي تسليم شود. ملت رشيد ايران، هرگز تسليم اين فضيحت و ننگ نخواهد شد چرا كه «هيهات منا الذّله» شعار هميشة اين نظام بوده و هست. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        12 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        جرايد و رسانه‌ها گفتند و نوشتند كه برجام دو ساله شد؛ نوزادي كه بيشترين غوغاي مخالفت و احياناً موافقت لفظي را در دو طرف جامعة‌سياسي برانگيخت. دولت امريكا از طريق اين قرارداد يكطرفه و ستمكارانه، عقدة تحقيرشدگي سه دهه پس از انقلاب اسلامي را كه ارزش بين‌المللي او را در جهان چکیده کامل
        جرايد و رسانه‌ها گفتند و نوشتند كه برجام دو ساله شد؛ نوزادي كه بيشترين غوغاي مخالفت و احياناً موافقت لفظي را در دو طرف جامعة‌سياسي برانگيخت. دولت امريكا از طريق اين قرارداد يكطرفه و ستمكارانه، عقدة تحقيرشدگي سه دهه پس از انقلاب اسلامي را كه ارزش بين‌المللي او را در جهان درهم شكسته بود، گشود و بزعم خود عجز و تسليم ايران در برابر امريكا را به جهانيان نشان داد. اصحاب حكمت، سياست و حقوق ميدانند كه اين معامله خالي از سفاهت نبود زيرا در برابر آنهمه زيانهاي مالي، اعتباري، آبرويي و فرهنگي نتيجه‌يي جز «هيچ» براي ملت حاصل نشد و امريكا كوشيد تا حتي اعضاي دولت ايران و طرفهاي قرارداد با خود را با رفتارها و تحريمهاي ناقض قرارداد خود در انظار جهانيان ناچيز و ناتوان و بازيچه قلمداد كند و خود را غالب و قاهر نشان دهد. دشمن از اين طريق كوشيد كه علاوه بر ويران كردن سرمايه‌ها و دستاوردهاي اقتصادي و صنعتي و علمي، به بنيان رفيع حكمت و اخلاق و عقلانيت اين ملت با تزوير و امضاي قراردادي بنام 2030، حمله كند و بگمان خود، ملت شريف ايران را به جامعه‌يي دور از شرف و اخلاق بدل نمايد. نقادان دلسوز جامعه گرچه برخي عواقب سوء اين بظاهر قرارداد را بيان كردند و مشكلات اقتصادي و زيربنائي و مفاسد ناشي از آن را برشمردند، اما دربارة آسيب و آفتي كه به فرهنگ و اعتقادات ديني و زيست حكيمانه عامة مردم ميرسد كمتر سخن گفتند و به خطرات تحميل فرهنگ فاسد امريكايي و بحراني بيهويتي كه از آن حاصل ميشد، جز اندك، نپرداختند. دشمن گرچه بظاهر، خود را در زمينة جلوگيري از فعاليتهاي هسته‌يي ايران پيروز و موفق ميداند اما آگاهان دشمن‌شناس ميدانند كه هدف اصلي دشمن، سلطة معنوي و فكري و فرهنگي بر ملت انقلابي ايران و تغيير مسير آنان از حكمت و اخلاق و اهداف ارزشي به اباحيگري و حيات حيواني و مسخ و سقوط در فساد اخلاقي است. اين دشمن بخوبي ميداند كه اگر جز اين عمل كند و اگر فرهنگ انقلابي بشري و آزاديبخش ايران بدينگونه در دنيا منتشر شود، ملتهاي ستمديده، امريكا و غرب و مستعمرات نفت‌خيز عربي آنان در آينده‌يي نزديك سيلگونه بنياد حكومت سرمايه‌داري صهيونيستي آنان را خواهد برد و عدالتجويي و فضيلت كه ميوة اسلام و حكمت اسلامي است، فرهنگ مردم جهان خواهد شد. دلسوزان حكمت و فضيلت و اخلاق اين سرزمين نشان داده‌اند كه بحكم وظيفة خود نميتوانند ساكت بنشينند و همچون سرباز پاكباختة از جان گذشته، بدلالت ولايت از آتش باختيار، وظيفة خود را ميشناسند و بحكم عقل و وجدان و توان و ايمان خود، عمل خواهند كرد كه حكيمان گفته‌اند چراغ حكمت، شعلة الهي است وخاموش نخواهد شد؛ «يريدون ليطفؤوا نورالله بأفواههم و الله متّم نوره و لوكره الكافرون». جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        13 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        انقلاب اسلامي ايران پس از برپايي و تثبيت قانوني و رأي نزديك به اجماع ملي ملت به آن، اهداف و شعارهايي داشت كه در يك كلمه، «در برپايي يك نظام اسلامي و حكومتي برابر قرآن و سنت پيامبر(ص)» خلاصه ميشد، و ملت ايران به كمتر از آن قانع نبود. مهمترين اين اهداف خرد و كلان، اسلامي چکیده کامل
        انقلاب اسلامي ايران پس از برپايي و تثبيت قانوني و رأي نزديك به اجماع ملي ملت به آن، اهداف و شعارهايي داشت كه در يك كلمه، «در برپايي يك نظام اسلامي و حكومتي برابر قرآن و سنت پيامبر(ص)» خلاصه ميشد، و ملت ايران به كمتر از آن قانع نبود. مهمترين اين اهداف خرد و كلان، اسلامي شدن، يعني پياده شدن قانون و فرهنگ و روح اسلامي و در كنار آن، رفاه و امنيت و آزادي مردم و رعايت عدالت اجتماعي و كرامت انساني بود. متأسفانه دشمنان آگاه و با تجربة اين انقلاب، با نفوذ در دستگاه حاكميت و بهره از خائنين برخاسته از نسل همراهان انقلاب، تلاش مؤثري در دست نيافتن انقلاب به اهداف تدوين شدۀ آن در قانون اساسي داشت و روزبروز اين نظام را از اهداف آن دور نمود و حتي برخي سياستگذاريهاي رسمي را هم با توطئه خود مشوب و منحرف ساخت. از جمله آفات اين متنفذين در حاكميت در طول نزديك به چهار دهه، توسعۀ فساد مالي در دستگاهها، فساد اخلاقي در جامعه و بويژه در نسل جوان و انحراف عفافي دختران جوان و دهها فساد ديگر كه عمدۀ آنها دور شدن از عدالت و احكام و اخلاق اسلامي است‌‌ ميباشد، بگونه‌يي كه آنچه آنروز اهداف‌ ‌يك ملت بود، امروز به آرزوي آنان تغيير يافته است. دست هدايتگر نظام كه همواره در پي اصلاح امور بوده و هست، ياوري در كنار خود ميخواست كه بدور از عملكرد خرد يا كلان دستگاههاي رسمي، بتواند هم سياستگذاري در سطح اعلي باشد و هم ناظر و تحليلگري بدنبال مصلحت واقعي نظام و اين تا به امروز قابل تحقق نبود، چون نه ارادة ارباب مسئوليت و نه ادارة ‌آن، با مصلحت نظام مناسبتي نداشت. از اينرو كاري شايسته در اجراي وظايف سياستگذاري يا عملي‌سازي اهداف مقام رهبري و ياوريهاي ديگر سياسي و فكري و نظارتي انجام نميشد. احياء مجمع تشخيص مصلحت و انتصاب رئيس جديد محترم آن و احكام و توصيه‌هايي كه در آستانه آن از طرف مقام معظم رهبري ابلاغ شد، ميتواند چاره‌ساز بازگشت كشور به اهداف و شعارهاي آغاز انقلاب باشد، و بايستي در درجة اول براي رفع آلام فرهنگي و استواري ركن فرهنگ و حكمت و اخلاق اجتماعي‌‌كه مهمترين اركان جامعه اسلامي ايران و در حكم رأس در برابر بدن است‌ـ كاري بكند و آنرا از زير غبار فراموشي و قرار داده شدن در رتبة پائينتر اركان ديگر مادي و شبه مادي نظام بيرون بياورد و اين ام‌المصالح جامعه را در جايگاه اصلي و كرسي واقعي خودش بنشاند؛ اين مخروط وارونه را در وضع لايق آن قرار دهد؛ هم خود، سياستگذار باشد و هم مراقب سياستهاي دشمنان، تا در آينده و در محضر تاريخ و برابر چشمان منتظر خرده‌بينان محكوم به قصور نگردد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        14 - خلاصه سخنرانيهاي برگزيده ‌بيست و يكمين همايش بزرگداشت حـكيـم صدرالمتألهين
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
      • دسترسی آزاد مقاله

        15 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        پيش از اين و در لسان ارباب عقول آمده بود كه حكمت و فرهنگ در رأس امور و در حكم سر در اندام انسان است زيرا كه خرد و تجربه و دانش است كه حيات آدمي را حراست و اداره ميكند و او را از خطرات و زيانهاي كوچك و بزرگ نگهبان است. اما زمانه آن اندازه مهلت داد كه اين شيوة حكيمانه را چکیده کامل
        پيش از اين و در لسان ارباب عقول آمده بود كه حكمت و فرهنگ در رأس امور و در حكم سر در اندام انسان است زيرا كه خرد و تجربه و دانش است كه حيات آدمي را حراست و اداره ميكند و او را از خطرات و زيانهاي كوچك و بزرگ نگهبان است. اما زمانه آن اندازه مهلت داد كه اين شيوة حكيمانه را وارونه و معكوس در جامعةنوين و در دستگاههاي حاكمه و مديرة مردمي ببينيم جامعه‌يي كه هزاران سال به جهانيان خرد و حكمت و دانش‌آموخته است و انقلابي را برپا ساخته كه شعار آن براندازي جهل و خردگريزي و خطا‌كاري و زيانباري است. با دقت و معاينة دستگاهها و گروههاي رسمي و دولتي كه كار فرهنگي ميكنند و نقاط ضعف و خلأ آن را كه ميراث دوران استثمار بيگانگان است، برطرف ميسازند، اين حقيقت بوضوح ديده ميشود كه نقايصي فراوان در بهره‌وري و ثمربخشي آنها هست و در عمل به مأموريت و مسئوليت فرهنگي عمل نميكنند كه اگر تلاش خودجوش و مسئولانه گروهها و مؤسسات آزاد غيردولتي نباشد، فرهنگ و دانش انساني كشور روز بروز عقبتر خواهد رفت و همانگونه كه معروف است كه «دولت تاجر خوبي نيست» در عمل اثبات شده است كه در كار فرهنگ و نشر فضيلت و حكمت نيز مدير و مجري خوبي نيست و ثابت شده است كه اگر كار فرهنگي و نشر علوم و معارف اسلامي منحصراً در قالب دولتي باشد، كشور به زيانهاي جبران‌ناپذيري مادي و معنوي خواهد رسيد. اما أعجب از عجيب، تصميم عده‌يي از مسئولين است كه كار سياستگذاري و اجرا و برنامه‌ريزي بدست آنهاست و براساس اخبار رسمي مژده داده‌اند كه ببهانه فقر خزانه، بودجه‌هاي كمكي به نهادها و بنيادهاي متخصص در فلسفه و معارف اسلامي و علوم انساني و تربيتي اجتماعي و جداولي كه در قانون بودجه عهده‌دار كمك به آن مؤسسات است حذف گردد، و اين مؤسسات غيردولتي (ان جي او) كه برخي از آنها دهها سال است كه با بهره‌گيري از كمك اندك دولتي با وجود دهها موانع و مشكلات عادي يا عمدي، فقط به انگيزه و ارادت خود به آن كارها، به ملت و حكمت و فرهنگ كمك ميكنند، عمر عزيز خود را صرف مينمايند تا نگذارند نهال تربيتي معنويات و حكمت و خردورزي رو به‌ خزان رفته و بيثمر گردند. به خزان بروند و از ثمردهي بيفتند. اين طرح نارسا كه با ظاهري فريبنده و ببهانه كمك به رزمندگان و معلولان، پيشنهاد و تصويب شده باحتمال قوي سير تكامل و توليد و رشد علوم انساني و تربيتي و حكمت و معرفت را كه بيشتر بر دوش مؤسسات كمك بگير از بودجه است، كند و حتي تعطيل خواهد كرد و مانند برخي ديگر دستگاههاي توليدي و اقتصادي كشور رو به ‌نابودي خواهد رفت، همان چيزي كه دشمن اسلام و انقلاب اسلامي ايران همواره آرزوي آنرا داشته و هيچ روز و شبي جز با اين انديشه مخرب ضد ايراني و اسلامي، سر بر بالين ننهاده است. تصويب و اجراي اين تفكّر خطرناك، كه بيشتر مدعي چاره امور مادي رزمندگان شرافتمند ما هست تا امور معنوي آنها (و نميداند كه معرفت و امور معنوي زيرساخت وجود و كردار آدمي است) سبب خواهد شد كه مشمولان شريف اين مصوبه به سمت و سوئي سوق داده شوند كه بجاي‌انگيزه‌هاي معنوي و اعتقادي كه آنها را به بذل جان و مال و سلامت خود دعوت ميكرد، سرگرم امور مادي و رفاه خود باشند و پشتوانه‌هاي معرفتي و تربيتي براي نسلهاي آنها و ديگر افراد، رو به نابودي بروند. فرداي اين ملت و اين انقلاب، مردمي دردمند و با فرهنگ انقلابي و دينباوري و حكمت و اخلاق ميخواهد تا با اين انگيزه‌هاي معنوي از مرزهاي مادي و معنوي اين كشور دفاع كند و نه مردمي بي‌انگيزه و بيبهره‌وري اجتماعي و جماعتي سير و مرّفه بيدرد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        16 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        يكي از قويترين و مؤثرترين راههاي تسلط بر يك كشور و نفوذ در يك ملت، تأثير بر روي جوانان آنها و به انحراف كشيدن عقيده و فرهنگ اسلامي، و در واقع تبديل هويت ملي آنان ميباشد. كشور ايران، چه پيش از انقلاب و چه پس از آن، همواره هدف دشمناني همچون انگليس و امريكا بوده و زهر سياس چکیده کامل
        يكي از قويترين و مؤثرترين راههاي تسلط بر يك كشور و نفوذ در يك ملت، تأثير بر روي جوانان آنها و به انحراف كشيدن عقيده و فرهنگ اسلامي، و در واقع تبديل هويت ملي آنان ميباشد. كشور ايران، چه پيش از انقلاب و چه پس از آن، همواره هدف دشمناني همچون انگليس و امريكا بوده و زهر سياست آنها را چشيده است. نخستين نسخه‌يي كه دشمن با اين هدف شوم اجرا نمود اعزام دانشجو ـ‌و بيشتر از خانواده رجال‌سياسي روز‌ ـ به فرانسه و انگليس بود، كه از اين طريق از آنان براي اقامه فراماسونري در ايران بهره بگيرد و به كرسي وزارت و نمايندگي مجلس و مناصب‌عاليه كشوري بگمارد و حكومت را بدست آنان بسپرد. تأسيس دانشگاه در ايران نيز گام بعد نسخه سابق بود تا افكار جوانان را بسبك اروپايي پرورش دهد و از اين راه نيز بهره‌ها ببرد، گرچه تا حد بسياري بسبب نجابت و هوشياري بيشتر جوانان ما از اين خطر دور ماندند و به دانش و فن و فرهنگ كشور خدمت كردند تا به دشمن. اما دشمن هرگز از اهداف پليد خود دست برنداشت و پس از پيروزي انقلاب عظيم اسلامي ملت ايران، در اجراي اين سياست كهنه، بعنوان راه تسلط نرم بر اين ملت، جدّيتر شد. متأسفانه بر اثر ضعف بينش و عمل، و گاهي دانسته و براي خدمت به دشمن، از طرف بيشتر مجريان و مسئولان دولتهاي وقت، سياست كهنه دشمنان دوباره جان گرفت و مصرانه به اجرا گذاشته شد؛ يكي بصورت جذب و بكارگرفتن استادان ناصالح و ديگر بصورت اخراج اساتيد صالح و وفادار به انقلاب و نظام اسلامي. در يك بررسي ميداني كه بوسيله آگاهان درون دانشگاهها و مطلعان امور اجتماعي انجام گرفته، با هزار دريغ و تأسف، هنوز اين سياست تسلط بخشيدن انديشه و فرهنگ عادات غربي برجامعه دانشگاهي و تهي ساختن و دور نمودن جوانان از فرهنگ ملي و اسلامي و انقلابي و دور نمودن اساتيد دلسوز و فاضل و خدمتگذار، بصورت واضحي اثبات شدني است، و فرياد «يا للمسلمين» اين اساتيد پاك و فاضل و داراي اعتقادات و منش انقلابي و ولايي از هر سو شنيدني ميباشد و «دست آشنايي» نيست كه دستگير اين ستمديدگان بشود. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        17 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        چندي پيش دانشگاه علوم پزشكي شهر آنكارا پايتخت تركيه، بپيروي از سياستهاي نادرست حكومتي و فقر فرهنگي ناشي از جدا شدن كشورشان از بدنة فرهنگ اسلامي، ضمن اقداماتي تبليغاتي، ابن‌سينا را «حكيم ترك» و متعلق به تركيه معرفي نموده و تنديس او را با همين اوصاف در مركـز آن دانشگاه نص چکیده کامل
        چندي پيش دانشگاه علوم پزشكي شهر آنكارا پايتخت تركيه، بپيروي از سياستهاي نادرست حكومتي و فقر فرهنگي ناشي از جدا شدن كشورشان از بدنة فرهنگ اسلامي، ضمن اقداماتي تبليغاتي، ابن‌سينا را «حكيم ترك» و متعلق به تركيه معرفي نموده و تنديس او را با همين اوصاف در مركـز آن دانشگاه نصب نمـوده و او را به ملت خـود و ديگـر ملل، حكيمي تـرك معـرفي كـرد! و بر اساس خبرگزاري آن كشور، با همكاري سفارتخانه‌ها ونهادهاي بين‌المللي قرار است در مرداد امسال آئين بزرگداشتي براي ابن‌سينا در مساجد و در دويست كشور برگزار كند! با كمال تأسف و تعجب، اين اقدام دولت تركيه دربارة مردي از حكماي ايراني اصيل انجام شده است كه تولدش در خراسان بزرگ و در بخارا سرزمين تحت سلطه و حكومت رسمي ايران بوده و همة عمرش را در ايران، ري و همدان و... گذرانده و ضمن آموزش و نشر حكمت (شامل فلسفه و عرفان و منطق و رياضيات و پزشكي و نجوم و دهها دانش ديگر مرسوم آن زمان) در برخي حكومتهاي شيعي ايراني نقش وزارت و سهمي در حكومت داشته و حكومت آنان را به حكمت و اخلاق عملي مي‌آميخته است. پيش از آن، دربارة جلال‌الدين مولوي خراساني نيز كه سرنوشت، مزار او را در سرزميني گذاشته كه روزي جزئي از پيكره ايران شناخته ميشد و زبان و گويش فارسي داشت، همين اقدام انجام شد و او را ترك زبان و جزو ملت «تورك» معرفي كردند و كوشيدند كه سنت سماع مرسوم صوفيان ايراني را فرهنگي تركي و بومي معرفي كنند تا شايد بدينوسيله فقر فرهنگي تاريخي خود را پوشيده و بدينگونه از راه سرقت مواريث تاريخي ملل ديگر سر را بسرفرازي بالا آورند! بنياد حكمت اسلامي صدرا و همة مراكز دلسوز ايران و ايرانشناسي، اين اقدام اخير دولت تركيه را همچون اقدام پيشين آن محكوم و تقبيح ميكند و از مسئولين كشور ميخواهد كه در اينباره عكس‌العمل مناسب و مؤثر انجام دهند. البته در بررسي و تحليل تكرار چنين رويدادها، بايد عوامل آنرا نيز بررسي كرد. يكي از عوامل چنين وقايع شوم، ضعف بينش و مديريت دولتهاي پس از انقلاب و پيش از آن است كه سبب تجري ملل همسايه شده و هر يك بقدر همت خود مواريث تاريخي ما را بسرقت ميبرند؛ چه مسلم است كه ضعف صاحبخانه سبب جرئت همسايه ميشود. در كشوري كه از ابن‌سينا ـ‌كه حكيم و فيلسوفي بيمانند در تاريخ بوده و در همه» دانشهاي زمان خود حتي رياضيات و نجوم و فيزيك و پزشكي استاد زمان و معلم ملتهاست‌ـ فقط به دانش ‌پزشكي او بسنده ميكند و رسماً او را به ملت خود و ملل جهان، يك پزشك قاروره بدست معرفي مينمايد و حتي تصوير ابن‌سينا را طبق گزارش از روي دفاتر بيمه برميدارند، چه انتظاري بيش از اين هست كه او را ديگران ترك بدانند و بسا بعدها غوري و مغول و حتي همچنانكه عربها خيام را عرب دانستند، ابن‌سينا را نيز بدلايلي مضحك، عرب معرفي كنند. ميراثهاي فرهنگي و داشتن تاريخ درخشان و سابقة بيشتر در تمدنسازي و صدور آن به جهان، منشأ عزت و عظمت ملتهاست كه بايد آنرا شناخت و از آن حراست كرد و ملت ايران بحقّ و بحكم تاريخ، داراي اين عزت و عظمت ملي است، بشرط آنكه مديران مملكت قدر بدانند و بر مسند شايسته بنشانند. و كساني كه بسبب فقر تاريخي دست به سرقت مواريث و تاريخ ديگران ميزنند بايد آگاه باشند كه با ربودن و پوشيدن لباس غير بحرام، يعني سرقت مواريث ملت ايران، نميتوان به عزت ملي و تاريخ درخشان رسيد كه بالعكس، ضعف و فرودستي تاريخي آن ملت را برملا ميسازد و فضاحت‌آور است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        18 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        در آستانه فصل خزان امسال، اين شماره از خردنامه صدرا بدست حكمتجويان ميرسد كه فصل خزان و برگريزان ثمرات درخت نبوت و عزا و ماتم بر سالار و سيد شهيدان است. در اين تقارن نكته‌هاست كه خردمندان مي‌يابند و ميربايند. نخست آنكه آنچه را حكيمان در حكمت‌آموزي نظري آموختند و هر آن شي چکیده کامل
        در آستانه فصل خزان امسال، اين شماره از خردنامه صدرا بدست حكمتجويان ميرسد كه فصل خزان و برگريزان ثمرات درخت نبوت و عزا و ماتم بر سالار و سيد شهيدان است. در اين تقارن نكته‌هاست كه خردمندان مي‌يابند و ميربايند. نخست آنكه آنچه را حكيمان در حكمت‌آموزي نظري آموختند و هر آن شيوه بهزيستن و خوشبختي گزيدن را كه در طول زمان به نمايش گذاشتند، اين امام حكيمان و يارانش در نيمروزي از عاشورا در سرزميني بنام نينوا يا كربلا به صحنة عمل درآوردند و ابواب و فصول حكمت نظري و حكمت عملي و اخلاق و فتوت و بالاتر از همه، عشق الهي را در كوتاهترين زمان به تاريخ نشان دادند. دوّم آنكه بسياري انديشمند و حكيم و دانا و راه‌آموز بشر، در تعريف و معناي زندگي و راه خوشبختي و عاقبت نيك سخنها گفتند و شيوه‌ها نشان دادند، اما در اين روز بزرگ تاريخ، امام شهدا و يارانش، يك به يك، در كوتاهترين رفتار خود در كلام و خطاب و در نبرد و هماوردي شيرمردانه و بركف داشتن جان گرانمايه، معناي حقيقي زندگي و خوشبختي و پايان نيك عمر كوتاه بشري را به جهان و آيندگان هويدا ساختند. شاگردان اين مكتب، معني حيات انساني را آميخته‌يي از عقيده و اخلاص و توحيد از يكطرف و آزادگي و شجاعت و تيغ كشيدن بر روي خصم خدا و خلق، از سوي ديگر معرفي كردند، و حتي نوآموزاني چون حرّ رياحي، در يك لحظة عمر خود، خود را از بند دنياپرستي رهانيدند و به جمع نيكفرجامان اولوالالباب پيوستند، چه رسد به مردان سالخورده‌يي كه همة قلل رفيع فرهنگ والاي اسلام و قرآني بودند و شيرمرداني از اهل‌بيت پيامبر(ص) كه جهان را در برابر عظمت خود بسيار حقير و كوچك ميديدند و مرگ با عزت را شيرينتر از عسل ميدانستند. امام شهيدان، كه خود مظهر تمام اسماء‌الهي شده بود، اسمائي كه يكايك آنها را ‌‌باري تعالي روز نخست بشريت به آدم آموخته بود، بمنصة ظهور ‌آورد. ارواح اين حلقة زرين خلقت، اسطوره‌گان تاريخ بشريت، ‌گويي همان مدبّران قدسي ملكوتي بودند كه براي تربيت انسان و آموختن و دادن الگوي يك زندگي جاويد پرسعادت به او، از آسمان بر زمين آمده بودند تا اخلاص و اخلاق و فداكاري و فتوت و بالاتر از همه، عاشقي را به نسل همة بشر بياموزند و درخت حكمت را كه خصم شيطان و شيطانيان است، آبياري نمايند و آنها را به خرد و خردورزي رهنما گردند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        19 - خلاصه سخنرانیهای برگزیده همایش «فلسفه، پرستش و نیایش»
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        بیست و دومین همایش بزرگداشت ملاصدرا با موضوع «فلسفه، پرستش و نیاش» در آستانه روز ملی بزرگداشت این حکیم شهیر ایرانی (یکم خردادماه) در تاریخ 26 اردیبهشت 1397 برگزار شد. همایش بدلیل تقارن یکم خرداد با ماه مبارک رمضان، چند روز زودتر برگزار گردید. فرایند برگزاری همایش «فلسف چکیده کامل
        بیست و دومین همایش بزرگداشت ملاصدرا با موضوع «فلسفه، پرستش و نیاش» در آستانه روز ملی بزرگداشت این حکیم شهیر ایرانی (یکم خردادماه) در تاریخ 26 اردیبهشت 1397 برگزار شد. همایش بدلیل تقارن یکم خرداد با ماه مبارک رمضان، چند روز زودتر برگزار گردید. فرایند برگزاری همایش «فلسفه، پرستش و نیاش» با انتشار فراخوان مقاله در تاریخ 25/10/96 آغاز شد و در زمان تعیین شده برای دریافت چکیده مقالات، تعداد 186 چکیده مقاله به دبیرخانه همایش رسید که پس از ارزیابی و بررسیهای شورای علمی، نهایتاً 107چکیده‌ مقاله پذیرفته و در کتابچه چکیده مقالات چاپ و منتشر گردید. متن کامل مقالات نیز بزودی در قالب کتابی بعنوان مجموعه مقالات همایش، منتشر خواهد شد. در روز برگزاری همایش، از میان مقالات پذیرفته شده 27 سخنرانی در دو سالن همزمان ایراد شد و با پرسش و پاسخ علاقمندان در هر نشست تکمیل گردید. بیست و دومین همایش بزرگداشت حکیم ملاصدرا در ساعت 8:30 با سخنرانی آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای، رئیس بنیاد حکمت اسلامی صدرا با موضوع: «پیوند وجودشناختی نیایش و فلسفه» آغاز شد. سپس دیگر اساتید بشرح ذیل به ایراد سخن پرداختند: دکتر رضا داوری اردکانی: «فلسفه، پرستش و نیایش»، دکتر غلامرضا اعوانی: «اشاره‌ای به مبادی مابعدالطبیعی و الهی پرستش و استجابت دعا»، دکتر کریم مجتهدی: «مناجات و فلسفه»، دکتر احمد احمدی: «نیایش و پرستش در فلسفه»، دکتر حسین کلباسی اشتری: «عقل پرستنده در حکمت الهی»، دکتر حسن بلخاری: «عالم معبد است؛ تأملی در رویکرد فلسفی به معماریِ پرستشگاه با تأکید بر آرای فلسفه یونانی و حکمت صدرایی»، دکتر قاسم پورحسن: «فارابی و شریعت و فلسفه»، دکتر حسن سعیدی: «تعالی اندیشه‌های فلسفی به ساحت معارف وحیانی»، دکتر سیدموسی دیباج: «طوفٌ فی الطواف»، دکتر عبدالرزاق حسامی‌فر: «فلسفه پرستش؛ تأملی در غایت اخلاقی مناسک دینی»، دکتر عین‌الله خادمی: «نگرش وجودی به مسئله نیایش و پرستش در اندیشۀ ملاصدرا»، دکتر رضا ماحوزی: «ابن میثم بحرانی و تبیین عقلی نیایش و پرستش»، دکتر فاطمه فرضعلی: «بررسی «پرستش و نیایش رتبی» در حکمت متعالیه»، دکتر عباس ایزدپناه: «تأملی در روش‌شناسی فهم متون نیایشی تشیع»، دکتر مسعود احمدی افزادی: «نیایش در باورهای کهن مصر و بین‌النهرین»، دکتر طوبی کرمانی: «ظهور فلسفه عمل اسلامی در مسئله دعا و نیایش»، دکتر محمدکاظم فرقانی: «تبیین اصعاد عبادت خالص بر اساس اشتداد وجود و اتحاد عمل و عامل و معمول»، دکتر نادیا مفتونی: «هنر فاضله فارابی و معماری اسلامی؛کدام معماری اسلامی نیست؟»، دکتر رضا سلیمان‌حشمت: «انسان؛ فطرت الله و خودبنیادی»، دکتر سعید انواری: «بررسی صفات انوار قاهره در رسالۀ الواردات و التقدیسات سهروردی»، دکتر زهرا کاشانیها: «دعا و نیایش از نگاه ابن عربی با رویکرد به فص شیثی». همایش با سخنرانی دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی دربارۀ «فلسفه و حکمت پرستش» در ساعت 18 به کار خود پایان داد. همزمان با همایش، نشستی تخصصی در حوزه فلسفه و کودک برگزار نیز برگزار گردید که در آن دکتر مریم داورنیا دربارۀ «اصول و مبانی معنویت برای کودکان»، دکتر نواب مقربی با موضوع «روش‌شناسی فلسفی ملاصدرا بمثابه پرستش و نیایش و کاربردهای آن در برنامه فلسفه و کودک» و دکتر عاطفه سوهانی دربارۀ «تبیین تربیت دینی (پرورش ایمان فطری) کودک در پرتو نیایش» سخنرانی کردند. همچنین در حاشیه همایش از کتاب «تاریخ جامع حکمت و فلسفه، مقدمه و کلیات» رونمایی شد. همایش «فلسفه، پرستش و نیایش» با استقبال گرم علاقمندان برگزار شد و بازتاب گسترده‌یی نیز در رسانه‌های عمومی داشت. در ادامه به خلاصه‌یی از سخنان اساتید پیکسوت و چهره‌های ماندگار فلسفه که در این همایش ایراد گردید، اشاره میشود. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        20 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        تقارن اين فصل با عزاداري اباعبدالله الحسين عليه‌الصلوة و السلام، و نقش اربعين حسيني در بقاء اسلام بهانه‌يي است تا يكي از دستاوردهاي شيعه و آموخته‌هاي اهل بيت عليهم‌السلام بهتر شناخته و به حكمت آن توجه بيشتر و اشاره‌يي شود. واقعه كربلا و به شهادت رساندن امام حسين(ع) و هم چکیده کامل
        تقارن اين فصل با عزاداري اباعبدالله الحسين عليه‌الصلوة و السلام، و نقش اربعين حسيني در بقاء اسلام بهانه‌يي است تا يكي از دستاوردهاي شيعه و آموخته‌هاي اهل بيت عليهم‌السلام بهتر شناخته و به حكمت آن توجه بيشتر و اشاره‌يي شود. واقعه كربلا و به شهادت رساندن امام حسين(ع) و همة رجال اجتماعي و سياسي آنروز و قهرمانان دفاع از اهل‌بيت، در نظر جريان معارض و مبارز ضد اسلام كه ابوسفيان و معاويه رهبر آن بودند، واقعة سياسي مهمي بود زيرا بگمان آنان با اين واقعه، نسل وارثان پيامبر و شعار‌ها و دين او منقرض ميشد و نظام اسلام برانداخته و از صفحه تاريخ حذف ميگرديد. اما قدرت جوهري آئين الهي اسلام و قوت تدبير ائمه، بويژه امام سجاد(ع) بدنبال حادثه كربلا، سبب گرديد كه نه فقط اسلام و شيعه تن به نابودي نداد و تسليم سياستهاي شيطاني مكتب ابوسفياني نشد بلكه بطرق مختلف نقاب از چهرة تشيع برداشت و اسلام واقعي را روز بروز روشنتر نمود. اقامة عزاداري و زيارت اباعبدالله(ع) در اربعين، يعني چهلم شهادت او، يكي از سنتهايي بود كه از همان روزهاي نخستين امامت امام سجاد(ع) به شيعيان آموخته شد و تلاش مأموران حكومتي بني‌اميه و بني‌عباس كه قرنها امپراتوران و شاهنشاهان دوران خود بودند، براي مقابله و جلوگيري آن سودي نبخشيد و روح مبارزه و دشمني حاكمان ستمگر و عزم و مطالبه عدالت و آزادي روز بروز در شيعه قويتر گشت و با راهنمايي امامان شيعه، سازمانهاي پنهان سياسي و نظامي براي شكستن قدرت حكومتهاي غاصب هر روز بيشتر و مؤثرتر گرديد. چراغ راهنماي آنهمه نهضتهاي معروف يا فراموش شدة ايرانيان برضد خلفا كه در تاريخ آمده، و محور اتحاد پيروان خط ولايت، همين سنت «اربعين» و تجديد عزاداري و يادآوري واقعة وحشيانة خلفا در كربلا بود كه نگذاشت خطوط اصلي سياسي اسلام، ‌يعني پيكار با ستم و ستمگر، نفي انظلام و ستمپذيري و ساختن جامعه‌يي با فرهنگ مبارزه براي اقامة حق و اجراي عدالت و مساوات و صلح و آرامش، و طرد اشرافيت و برده‌داري امت مسلمان، و رد شعار جدايي دين از سياست فروگذار شود؛ هماني كه پس از چهارده قرن، انقلاب اسلامي ايران پرچم آنرا بلند كرد و پيام آنرا به جامعة بشري داد. پيام واضح نهضت حسيني آنروز و پيام انقلاب اسلامي امروز، اصل جدايي‌ناپذيري دين از سياست بود كه طواغيت زمان ما آنرا بخوبي حس كرده و مانند آل‌سفيان بدنبال خاموش كردن آن هستند و مشتي مزدوران خود در ايران و جهان را براي نابودي آن به صف كرده‌اند، اما هيهات كه اين چراغ الهي خاموش شود و دشمنان شيعه به مراد خود برسند. «والله متّم نوره و لو كره الكافرون». جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        21 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        همچنانكه آيين مقدس اسلام و ديگر اديان الهي برنامة سياست و تربيت اجتماع را از راه فرهنگ‌سازي و افزايش آگاهي آنها به حقايقي از جهان آفرينش و نيز حقوقي كه انسان از خداوند دريافت داشته، آغاز كردند، دشمنان جوامع انساني نيز براي دورسازي مردم از حقوق حقة خود و به سلطه و بردگي چکیده کامل
        همچنانكه آيين مقدس اسلام و ديگر اديان الهي برنامة سياست و تربيت اجتماع را از راه فرهنگ‌سازي و افزايش آگاهي آنها به حقايقي از جهان آفرينش و نيز حقوقي كه انسان از خداوند دريافت داشته، آغاز كردند، دشمنان جوامع انساني نيز براي دورسازي مردم از حقوق حقة خود و به سلطه و بردگي گرفتن پنهان آنها، فرهنگ و عقايد غلط و گمراه كننده را ـ‌‌با ساختن فلسفه‌هاي دروغين و بي‌بنياد، و گسترش افكار مادي و ترغيب جوانان به لذات شهواني و لودگي و پوچي، به خورد مردم دادند كه مصداقي از همان مقابلة بناي قديم شر در برابر خير و اهريمن در برابر يزدان و ظلمت در برابر نور بود و البته براي رسيدن به اهداف خود،، از همة راههاي ممكن با فرهنگ اصيل دين و حكمت و سنن و افكار مفيد براي جامعه به جنگ پرداختند و سعي در ويرانسازي كانونهاي معرفت‌ساز و فرهنگي اسلامي نمودند. بعد از وقوع انقلاب اسلامي نيز كه نظام اسلامي انقلابي ايران پرچم هدايت بشري اسلام را ـ‌كه قرنها در غبار فراموشي پنهان شده بود‌ ـ برپا كرد، مبارزه براي سقوط يا دستكم تحريف آن از سوي دشمنان آغاز شد و از هيچ اقدامي در اينباره كوتاهي نكردند. امروز نيز پس از گذشت چهار دهه پس از مقاومت مردم انقلابي ايران در برابر نقشه‌ها و فتنه‌هاي رنگانگ دشمن، كه بايد اركان فرهنگ‌سازي انقلابي و اسلامي هر روز پررنگتر و شديدتر شود، وقايع و اخباري ديده و شنيده ميشود كه هزاران فرسنگ از اين اميد و آرزو دورتر است، و خطر براندازي نظام انساني اسلامي ايران را اعلام ميكند. شگفتي اينجاست كه مسئولين دولتي اين نظام كه براي حفظ نظام اسلامي بر روي كار آمده و ناز بر گردون ميفروشند، در اقدامات خود از جمله در رفتار با نهادهاي خدمتگزار فرهنگي غيردولتي راهي را ميروند كه ممكن است به همان خواسته دشمنان برسد و نهادهاي فرهنگي و بنيان حكمت و فرهنگ ملت را به نابودي بكشاند، و اين ساز ناهماهنگ با مصلحت نظام اسلامي و روح قانون اساسي را ببهانه‌هاي واهي اقتصادي و مالي و بقولي جلوگيري از رانت سياسي! (نامي كه بيشرمانه به بنيادهاي شبه خيرية فرهنگي و علمي داده‌اند) مينوازند. بنياد حكمت اسلامي صدرا از جمله كمك بگيراني از بودجه كشور بوده است كه با بودجه‌يي ناچيز و نزديك به هيچ، از يكطرف منشأ اجراي طرحهاي علمي كم‌نظير و ابتكاري بوده و يكي از عوامل توسعه و ترويج دانش فلسفه و حكمت شناخته شده است و چندين انجمن و مؤسسة فلسفي را ايجاد و اداره كرده و بيش از دو دهه كار درخشان در چارچوب تخصصي را پشت سر گذاشته و از اين راه چندين خلاء فرهنگي و فلسفي كشور را ـ كه از عهدة تشكيلات دولتي بر نمي‌آيد ـ پر كرده است. اينگونه مؤسسات مورد بيمهري دولت، در بيشتر موارد جور دولت را نيز ميكشند، و با فداكاريهاي مسئولين آن مؤسسات (كه حتي گاهي بدون دريافت حقوق و مزاياست) بسياري از نقايص و خلاءهاي علمي و فرهنگي را پر ميكنند. قطع كمكهاي دولتي به اين مؤسسات و بنيادهاي علمي را اگر در كنار بذل و بخششهاي (دستگاه) بودجه به بنگاههاي ورزشي بويژه فوتبال و مسخره‌گيهايي بنام هنر و سينما و رسانه‌هاي غيرمتعهد قرار دهيم و رابطه بودجه با اين دو جبهه‌را مقايسه نمائيم، هنجار غلط تبعيض را كه قانون اساسي آنرا بشدت رفع و رد نموده در برابر خود مي‌يابيم. بودجه‌نويسي آينة تمام نماي ادارة كشور و اراده و نيّت دولت ميباشد؛ خوب است كه عزيزان مسئول مالي كشور متوجه مخاطرات اينگونه اقدامات نسنجيده باشند تا در معرض تهمت هماهنگي با دشمنان خارجي براي مقابله با نظام انقلابي اسلامي ايران قرار نگيرند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        22 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        در روز 22 بهمن ماه گذشته برگي از تاريخ ورق خورد و انقلاب پرشكوه و انساني و اسلامي ايران، به چهلسالگي گام نهاد و روز و روزگاري جديد را نويد داد. چهل سال ملت سرفراز و مؤمن ايران از جان و مال خود مايه گذاشت و بهترين جوانان و فرزندان عزيز خود را براي استقلال و آزادي انساني چکیده کامل
        در روز 22 بهمن ماه گذشته برگي از تاريخ ورق خورد و انقلاب پرشكوه و انساني و اسلامي ايران، به چهلسالگي گام نهاد و روز و روزگاري جديد را نويد داد. چهل سال ملت سرفراز و مؤمن ايران از جان و مال خود مايه گذاشت و بهترين جوانان و فرزندان عزيز خود را براي استقلال و آزادي انساني خود به قربانگاه فرستاد تا مگر اين سرزمين بلا ديده و مصيبت كشيده روي امنيت و رفاه و عزت ببيند و برمسند قدرت و پيروزي حق بر باطل بنشيند اما ضعف بينش و بصيرت گروهي عوام يا هواپرست از يكسو و توطنه و دسيسه‌سازي دشمن كينه‌توز خارجي از سوي ديگر، نگذاشت و سبب شد كه با انتخاب خود قدرت حكومت را بيشتر ادوار به دست افراد يا جريانهاي خائن و نادان بسپارد و سرنوشت خود و كشور را هرازچندگاه در دستان ناامن آنان قرار دهد و اينگونه بود كه چهل سال پياپي آسيبهاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و ... بر پيكر ملت وارد گرديد و هنوز هم ادامه دارد! اما در تجربه گزيده شدن از يك سوراخ و در چهلسالگي اين انقلاب بايد كه اين بي‌بصيرتها و كژتابيهاي برخي از افراد ناآگاه يا متعصب ملت به پايان برسد، كساني كه با رأي و انتخاب يا رسانه‌هاي خود آب به آسياب دشمن ميريزند و بخطا و از روي لجاج با اصل اسلاميت نظام آتش به بخت خود و ديگران ميزنند و سرنوشت جان و مال و ناموس خود و ملت را با انتخاب خود چند سالي در اختيار افراد خائن يا ناتوان يا فريبخورده ميسپارند و پس از ظهور آثار بدخواهيهاي قدرتمداران و درك و دريافت زيانها و نابسامانيهاي سلطة ـ بظاهر قانوني ـ آنها، بر سر خود ميزنند و از سوء اقبال و بخت بد سخن ميگويند. بيشتر زبانهاي بزرگي كه به اين ملت خورده ثمرة خطاي ديد سياسي و عوامانه يا مغرضانة عده‌يي و به روي كار آوردن نفوذي دشمنان با رأي گناه آلود خود بوده است. پس اولين گام در دورة دوم قوام اين نظام، توجه و افزودن بر بصيرت سياسي عامة مردم و گريز از سلطة نفوذي دشمن از طريق آراء عموم ملت است كه مجلس شوراي اسلامي و دولت را بر سركار مي‌آورد و خاك بر سر خود و ملت ميكند. اكنون مسلم شده است كه بيشتر زيانهاي سياسي و اجتماعي كه به اين ملت وارد شده بسبب نفوذ عده‌يي احساسي بيمنطق و بيبصيرتي آنها در شناخت راه درست و سامانبخش و رفاه و عزت اسلام بوده است كه در بيفرهنگي و نبود حكمت و نداشتن عقلانيت و محاسبه صحيح و تشخيص دوست از دشمن و درست از اشتباه بوده است. يكي از تأسفهاي غم‌انگيزي كه قرآن براي دوزخيان بر شمرده آنستكه ميگويند ايكاش ما اهل تعقل يا شنودن سخنان رهبران خود بوديم و در آتش عقلگريزي خود نميسوختيم: «وقالوا لو كنّا نسمع اؤ نعقل ما كنّا في اصحاب السعير»(ملك/10) حاصل آنكه گرچه گام دوم اين انقلاب ابعادي گسترده دارد و بايد در زمينه‌هاي ديگر اقتصادي و اجتماعي بنيانهاي ويرانگر انقلاب نابود شود و مسئولين مقصر مجازات گردند و بنيان نوي بر خرابه بنيادهاي پوسيده و خصمانة قديم بنا شود اما مهمترين آنها سعي در گسترش بصيرت مردم و ترويج عقلانيت و حكمت و منطق و بالا بردن سطح فرهنگ سياسي مردم است تا برگة رأي سرنوشت‌ساز آنان را دزدان سياست از كفشان نربايند و سفاهت سياسي اين اقليت اكثرنما به رشد و شعور بدل گردد و بلطف هدايت و توفيق الهي در دوران جديد، حكومت در دست دلسوزاني امين قرار گيرد و اين ملت آسيبديده روي سامان ببيند. انشاالله. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        23 - سخن سردبیر
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        يكي از پديده‌هاي بشري در تاريخ كه از آن با اهميت زياد ياد ميكنند، اختراع «خط» در هزاره‌هاي سوم يا پنجم ق.م در ايران، و شايد در نقاطي ديگر، ميباشد. كشف و اختراع خط سبب شد كه دورانهاي گذشته را به دو دورة پيش از تاريخ و پس از تاريخ تقسيم كنند. اهميت خط در اين است كه ميراث چکیده کامل
        يكي از پديده‌هاي بشري در تاريخ كه از آن با اهميت زياد ياد ميكنند، اختراع «خط» در هزاره‌هاي سوم يا پنجم ق.م در ايران، و شايد در نقاطي ديگر، ميباشد. كشف و اختراع خط سبب شد كه دورانهاي گذشته را به دو دورة پيش از تاريخ و پس از تاريخ تقسيم كنند. اهميت خط در اين است كه ميراث تجربه و دانش بشر كه شفاهي و سينه بسينه منتقل ميشد بصورت نگارش در اوراقي محفوظ براي آيندگان و نسلهاي بعد باقي ميماند و از بركت خط و كتاب و كتابت و صنعت چاپ بود كه دانش بشري بسرعت رشد كرد و فرهنگها را غني ساخت و تمدنها را گسترش داد. «كتاب» يكي از دستاوردهاي مهم بشر براي حراست از دانش و تجربه» خود و سپردن به نسلهاي پس از خود است و تاريخ در اهميت كتاب ‌نشان ميدهد كه دشمنان تمدن و دانش ايران باستان كه از يونان به ايران سرازير شده بودند، چگونه در كنار تخريب آثار ظاهري تمدن، به نابود كردن كتابهاي علمي آن زمان همت گمارده و تا چه اندازه از اين طريق ايران امروز را از ثروتهاي كهن خود محروم ساختند. امروز گرچه پديده و ابزارهايي رسانه‌يي كه به «فضاي مجازي» مشهور شده‌اند و رقيب كتاب گرديده و ارتباط اذهان بشر را با آورده‌هاي خود ‌كه گاه بدآموزي اخلاقي و سياسي دارد بهم مي‌آميزند و در واقع خطري براي رواج كتاب شمرده ميشود و دور از دسترس عوامل و موانع حكومتي به تخريب عقايد و فرهنگ و اخلاق مردم ايران ميپردازد، امّا خطر ديگري نيز رشد دانش و فرهنگ و آموزش و پژوهش را دچار ضعف و فتور مينمايد و مقصود اصلي از اين نگارش است و آن موضوعي بظاهر ساده و كوچك بنام مسئلة «كاغذ» است اما بقدري مهم و اساسي است كه كمبود و گراني آن سبب شده بسياري از كتب مهم و مجلات مفيد از نعمت چاپ محروم بمانند يا در تعدادي اندك چاپ شوند و بدست افراد كمتري برسند و بدلايلي از اينگونه، بهاي كتاب نيز گران شده و بسياري از اربابان نياز، از خريد آن نااميد باشند و بدينصورت، سدي بزرگ ميان كتاب و كتابخوان قرار گيرد، و اين يك ضايعه» علمي و فرهنگي است. كاغذ در حوزة كتاب و نشريات تمدنساز، تنها يك كالا نيست كه دستخوش تغييرات بازار شود و بهاي آن فراز و نشيب داشته باشد بلكه موضوعي مهم و داراي موقعيت سوق‌الجيشي فرهنگي و سياسي (استراتژيك) است، زيرا دشمن ميتواند از اين ناحيه، افراد اين ملت را از تأليف و طبع و نشر كتاب ‌كه تا حدودي تحت نظارت دولت است دور نمايد و از سوي ديگر از فضاهاي رسانه‌يي خود به تأثيرگذاري بر اعتقاد و انديشه و دانش مردم ما روي آورده و به نابودي آن بپردازد. در صحنه‌يي چنين، ضروري است كه به اين موضوع حساس در عرصة جنگ نرم دشمن با ما، بيشتر توجه شود و سياستي جداي از ديگر امور و مقدماتي اقتصادي براي ارزاني بهاي تمام شده كتاب تدوين گردد. گرچه برخي اقدامات جزئي دولتي در جريان است اما خطر دور شدن مردم دانش‌پژوه و دانشجوي ما از كتاب، و هضم و جذب شدن آنها در ابزارها و رسانه‌هاي دشمن در كمين، همچنان باقي است و همتي بلند و عزمي جزم و نظارتي ويژه ميطلبد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        24 - خلا‌صه سخنرانيهاي برگزيده بيست و سومين همايش بزرگداشت حكيم صدرالمتألهين (ملا‌صدرا)؛ حكمت ايراني و حكمت متعاليه» (خرداد‌ 1398؛ تهران)
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        بيست و سومين همايش بزرگداشت حكيم ملاصدرا، با موضوع «حكمت ايراني و حكمت متعاليه» در تاريخ 22/3/98 برگزار شد. فرايند برگزاري همايش «حكمت ايراني و حكمت متعاليه» در تاريخ 25/9/97 با تشكيل جلسه شوراي عالي علمي بنياد حكمت اسلامي صدرا و تصويب موضوع، آغاز شد. در ادامه و پس از چکیده کامل
        بيست و سومين همايش بزرگداشت حكيم ملاصدرا، با موضوع «حكمت ايراني و حكمت متعاليه» در تاريخ 22/3/98 برگزار شد. فرايند برگزاري همايش «حكمت ايراني و حكمت متعاليه» در تاريخ 25/9/97 با تشكيل جلسه شوراي عالي علمي بنياد حكمت اسلامي صدرا و تصويب موضوع، آغاز شد. در ادامه و پس از بررسيها و جلسات هم‌انديشي، سرفصلها و موضوعات همايش استخراج و بتصويب شوراي عالي همايش رسيد و در تاريخ سوم بهمن ماه 1397 براي اطلاع عموم اساتيد و پژوهشگران، اعلان شد. در مدت اعلام شده براي ارسال چكيده مقالات، تعداد 122 چكيده مقاله دريافت شد. از اين ميان، پس از داوري و بررسيهاي مربوطه، تعداد 72 چكيده مقاله پذيرفته و در كتابچه چكيده مقالات منتشر شد. همچنين تعداد 25 سخنران در روز برگزاري همايش، مقالات و ديدگاههاي خود را ارائه دادند. در ادامه خلاصه‌يي از سخنرانيهاي اساتيد و چهره‌هاي ماندگار فلسفه كشور، تقديم شده است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        25 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        جامعه‌شناسان بپيروي از حكما، جامعه و اجتماعات بشري را به فرد تشبيه نموده‌اند كه نكته‌يي مهم و قابل تأمل دارد، باين صورت كه همچنان كه افراد را ميتوان به دو دستة كلي: عاقل ـ يعني پيرو عقل و فطرت ـ و سبكسر ـ يعني دنبالرو ميل و هوسهاي كودكانه ـ تقسيم نمود كه فرد عاقل سرماية چکیده کامل
        جامعه‌شناسان بپيروي از حكما، جامعه و اجتماعات بشري را به فرد تشبيه نموده‌اند كه نكته‌يي مهم و قابل تأمل دارد، باين صورت كه همچنان كه افراد را ميتوان به دو دستة كلي: عاقل ـ يعني پيرو عقل و فطرت ـ و سبكسر ـ يعني دنبالرو ميل و هوسهاي كودكانه ـ تقسيم نمود كه فرد عاقل سرماية عمر خود را صرف بدست‌آوردن خوشبختي دراز‌مدت زندگي خود ميكند، و بالعكس، فرد سبكسر و هوسباز و بازيگوش، عمر گرانبها را به هيچ و پوچ از دست ميدهد، جوامع را نيز ـ كه درواقع پيكره‌يي داراي روح و حيات و محتاج سعادت است ـ ميتوان به دو دسته» كلي تقسيم نمود. اول، جامعه‌يي داراي فرهنگ عالي، كه همان عقل آن بحساب مي‌آيد و تمام رفتارها و انتخابهاي او بر اساس «عقلانيت» و خير واقعي و بدور از بازيچه‌هاي زندگي است. دوم، جامعه‌يي كه بر اثر نقصان عقلانيت و فرهنگ كودكانه و نازل، بدنبال بازي و لهو و هوسهاي زودگذر ميباشد. نمونة اين نوع دوم، بخش عمده‌يي از جوامع كنوني دنياست كه دست تربيت صهيونيستي، آنها را از فطرت و عقلانيت دور كرده و نياز روحي آنان را بجاي معنويت و علم و آگاهي با اموري مادي و سست‌بنياد و زودگذر برخوردار ميسازد، كه يكي سينماي مبتذل و ديگري تماشاي مسابقات فوتبال بي‌ثمر است كه علاوه بر بيهودگي و ايجاد هيجانهاي مخرب، هنجارشكني و فسادپروري و حوادثي ضد فرهنگ ببار مي‌آورد. متأسفانه، اين برنامة غلط كه نسخه‌پيچي از غرب نيمه‌وحشي است، در كشور انقلابي و اسلامي ايران و در ميان ملتي كه هزاران سال حكيم‌پرور و تمدنساز بوده، از طرف برخي مسئولين دولتي و رسانة ملي و با بودجة دولتي برپا و اجرا يا ترويج ميشود، و هزينه‌‌هايي ميلياردي و از كيسة خالي ملت، به چيزي بنام فوتبال حرفه‌يي كه نتوانسته هنوز در جهان جايگاه مناسبي داشته باشد، مصروف ميگردد؛ از جمله ـ بنا بر آنچه در رسانه آمده ـ در كشوري كه شعار آن «ما ميتوانيم» است، مبالغي ميلياردي1 به مربي بيگانه و بسا بيمايه‌يي ميپردازند بدون آنكه اين هزينة سنگين مربي و سفرهاي پرهزينة تيمها، اندكي به آبرو يا وجهة تاريخي ملت در دنيا كمك كند. در جامعه‌‌يي كه مؤسسات فرهنگي، فلسفي و تربيتي آزاد آن، از فقر مالي و بي‌اعتنايي دولت و مسئولين، يا تعطيل شده يا روبه تعطيلي است و صدها استاد و انديشمند وارسته كه خادمان فرهنگ و دانش و آبروي كشور و نگهبانان عقلانيت و كمال جامعه هستند، در تنگناي مالي و محروم از بسياري از مزاياي زندگي عادي ميباشند، صرف اين چنين تبذيرهاي نامشروع و تبعيضهاي ناروا، پديده‌يي ناهنجار و غيرعقلاني و حيرت‌آور است. مشاهدة اينگونه حقايق و مشاهدات هر روزه، قلب هزاران دانشمند حوزوي و دانشگاهي را به درد مي‌آورد و براي عمري كه صرف اعتلاي فرهنگ و دانش و تربيت جامعه و سوق آنان به دانش و عقلانيت نموده به تأمل واميدارد و «ياري اندر كس نميبينند! ياران را چه شد؟» 1. طبق اظهار مسئولين مربوطه، سالي يك ميليون و دويست هزار دلا‌ر آمريكا؛ ضربدر دوازده هزار تومان يا بيشتر! جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        26 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        يكي از انواع روابطي كه حق‌تعالي با انسان، در مرحلة پس از آفرينش دارد، رابطة معلّمي است، آنجا كه خود در آياتي از قرآن مجيد، به «تعليم» يعني آموزش انسان تصريح كرده است و نخستين آنها درسي است كه به آدم داد و پس از آن، با واسطگي انبياء، به انسانها دو چيز ـ يعني كتاب و حكمت چکیده کامل
        يكي از انواع روابطي كه حق‌تعالي با انسان، در مرحلة پس از آفرينش دارد، رابطة معلّمي است، آنجا كه خود در آياتي از قرآن مجيد، به «تعليم» يعني آموزش انسان تصريح كرده است و نخستين آنها درسي است كه به آدم داد و پس از آن، با واسطگي انبياء، به انسانها دو چيز ـ يعني كتاب و حكمت ـ آموخت تا حق آفرينش را بخوبي ادا كرده و فرزندان جهول و ظلوم آدم را بخودشان رها نكرده باشد. كتاب را اگر همان قوانين عملي زيست يا بتعبيري، همان شريعت بدانيم كه در كسوت فقه ظاهر ميشود، حكمت را جهانبيني درست و‌آموزندة عملي و بمعناي شناخت حقايق آفرينش و آفريدگار يكتا و شناخت خود انسان ميتوان تعريف كرد، تا مسلمان نمازگزار و عبادت‌پيشه، بداند كه مقصود از «الله الصمد» و «اياك نعبد و اياك نستعين» و آيات نوراني ديگر كه به آفريدگار و آفريده‌ها اشارت دارد، چيست، و مؤمن، براي چه نماز ميخواند و از چه خدايي استعانت ميطلبد و با چنين شناختي چگونه بايد زندگي كند؟ پس حكمت، روح شريعت است و شريعت بدون حكمت همانا زاهداني چون برصيصاي يهود و شريعتمداراني خصم شريعت و حكمت ميسازد. نكته اينجاست كه حكمت را نبايد با آنچه با نامهاي مشابه و عناويني كه در اوراق و دفاتري نوشته و بدست شاگردان داده‌اند، اشتباه كرد. از روزي كه ارسطو حكمت را بصورت درسنامه‌هايي چند از خود به ميراث گذاشت، معناي حكمت نيز گم يا كمرنگ شد. حكمت باستاني و حكمت قرآني و اهل بيت گرچه امروز آنرا در كتب و آثار نوشته ميبينيم، اما در واقع بيرون از درس و دفتر بود و بر شهود و ايمان و عرفان و عمل صالح بنا شده بود؛ عرفان و عملي كه از آن مالك اشترها برخاست. امروز هم ديديم كه مردماني بظاهر رنج درس استاد نديده، بتمام قامت در لباس حكمت پديدار شدند، با خلوصي كه از جهانبيني و شناخت درست برخاسته بود و در عمل مزين به عمل صالح مبتني بر شريعت و فتواي ولي بود؛ مردي كه او را بنام فقيرانه «حاج قاسم سليماني» ميشناختند و در واقع نه بر ملك سليمان كه بر ملك قلوب سروري ميكرد. حكمت همراه با شريعت، كه در قديم به آن تلازم حكمت نظري و حكمت عملي ميگفتند، نصيب هركس نشده مگر آنكه او را حاج قاسم‌وار به سعادت هردو جهان رسانيد و مهر جاودانة او را بر همة دلها ارزاني داشت. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        27 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        فلسفة‌ ظهور انبياء، و نيز پديد آمدن آئين حكمت در ميان بشر، آن بود كه جهان پرشكوه هستي و قوانين آفرينش را به انسانها معرفي نمايند و جمال آفريدگار و جمال عرصة هستي را به او نشان دهند؛ و از سوي ديگر، جلال و هيبت و خطر بيقانوني و بي‌اعتنايي به قوانين طبيعت و سنتهاي الهي را چکیده کامل
        فلسفة‌ ظهور انبياء، و نيز پديد آمدن آئين حكمت در ميان بشر، آن بود كه جهان پرشكوه هستي و قوانين آفرينش را به انسانها معرفي نمايند و جمال آفريدگار و جمال عرصة هستي را به او نشان دهند؛ و از سوي ديگر، جلال و هيبت و خطر بيقانوني و بي‌اعتنايي به قوانين طبيعت و سنتهاي الهي را يادآور گردند و با دو دست «بشارت» و «انذار»، راه درست زندگي و حيات همراه با آسودگي و كامياري را ـ كه قرآن‌ ‌آن را صراط مستقيم ناميده‌ـ بياموزند و به يمين و يسار جاده نيفتند. حق‌تعالي عقل و عشق را نيز همچون دو بال معرفت به بشر سپرد تا به بلوغ انساني خود برسد و از بادة تلخ روزگاران زندگي و عمر بلاخيز بشري خود، مستي و سرمستي و شيدايي براي خود بسازد؛ از آيات الهي پند گيرد، به گفتار دلسوزانة پيامبران و نمايندگان آنها عاقلانه و هوشمندانه عمل كند و به قوانين نوشته و نانوشتة اين جهان آفرينش احترام بگذارد و از خشم هولناك زمانه و راهبر ناپيداي اين جهان بپرهيزد و با قانونشكني و بيتوجهي به سنن الهي، تازيانة خشم الهي را برخود نخرد؛ آنگونه كه قرآن‌ ‌از نمونه‌هاي تاريخي چون عاد و ثمود ... بيان كرده است، كه با وجود قدرت و شكوه ظاهري كه داشتند، به نكبت و انحطاط و نابودي دچار گشتند و از عرصة جهان بيرون افتادند. امروز نمايش ديگري از قدرت لايزال حق‌تعالي و قوت ناموس خلقت و قانون آفرينش، در صفحة روزگار به روي پرده در آمده و مدعيان حكومت بر جهان را مغلوب و درماندة موجودي ناچيز از موجودات و مخلوقات خود ـ ويروس يا هر نام ديگر ـ نموده است تا عجز و درماندگي و بيچارگي آنان را آشكار نمايد و كدخدايان فرضي و خيالي دهكدة جهاني را در برابر اين حقيرترين مخلوق جهان به زانو درآورد و خاك ذلت و افتادگي و فرودستي در برابر خداي متعال را بر سر آنان بريزد، كه «اين هنوز از نتايج سحر است»! بدبخت كساني كه دل به اين قدرتهاي كاذب بسته‌اند و هنوز رو به كعبة آنان نماز ميخوانند و از قهر و انتقام الهي غافلند. اگر از خرد چيزي در آنها هست، تا وقت است بايد كه عبرت بگيرند و خود و ملت خود را به اين محكومان محكمة تاريخ، كه صداي خُرد شدن استخوانهاي آنان به گوش ميرسد، نفروشند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        28 - سخن سردبیر
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        مجله خردنامه صدرا‌ ‌با اين شماره تابستاني خود به يكصدمين شماره خود رسيد و به بيست و پنجمين سال عمر خود قدم گذاشت. براي كساني كه مجله يا نشريه، مصرفي چند روزه دارد و پس از خواندن بيرنج و آسان آن را فراموش ميكنند، يك نشريه و مجله پديده‌يي با عمر يك يا چند روزه است، اما هم چکیده کامل
        مجله خردنامه صدرا‌ ‌با اين شماره تابستاني خود به يكصدمين شماره خود رسيد و به بيست و پنجمين سال عمر خود قدم گذاشت. براي كساني كه مجله يا نشريه، مصرفي چند روزه دارد و پس از خواندن بيرنج و آسان آن را فراموش ميكنند، يك نشريه و مجله پديده‌يي با عمر يك يا چند روزه است، اما همين نشريه براي كساني كه مادري نموده و دلسوزانه در توليد و ادامه حيات آن، عمر عزيز و آسايش خود را بر سر آن گذاشته و آن را به سن جواني رسانده‌اند، بگونه‌يي ديگر است. خردنامه صدرا‌ ‌بدان سبب به وجود آمد كه فلسفة سنتي اسلامي، بويژه حكمت صدرا در ميدان و بازار اجتماع نبود و تنها در برخي حوزه‌هاي علميه آموزش داده ميشد و بالعكس، فلسفة غرب مانند ديگر علوم انساني، عرصة دانشگاهها را فرا گرفته بود و افكار خام نوانديشانه و بيريشة غربي و گاه مغرضانة يهودي‌مآبانه در بازار فلسفه، بعنوان فلسفه معرفي ميشد، و بدنبال سياست مكّارانه غربي كه از زمان فروغي و ترجمة رسالة‌ ‌گفتار دكارت، سعي در كنار زدن ميراث فلسفي اسلامي داشت، سعي ميشود كه هر روز نوعي موضوع فلسفي از متفكري از غرب بر سر زبانها بيفتد و انديشمندان دانشگاه، و حتي گاهي حوزه، را به خود مشغول نمايد و حكمت اسلامي را پشت سر بگذارد، تا در غرب فرو رود و فراموش گردد. خردنامه صدرا‌ ‌در روزگاري پديد آمد كه تا آنجا كه ميدانيم هنوز هيچ مجله تخصصي فلسفي (كه جز به فلسفه نپردازد) نبود و ناچار مقالات فلسفي در لابلاي موضوعات ديگر علمي در مجلات چاپ ميشد. و پس از طلوع اين مجله خوشبختانه باب مجلات خاص فلسفي باز شد، كه اين از جهتي مثبت بود و از يك جهت ديگر منفي، زيرا كه متأسفانه كشور ما چندان كه سزاوار است تحقيق‌خيز نيست و حجم مقالات فلسفي كه در خور تحسين و داوري فايده علمي يا ابتكار باشد اندك است و اين مقابلة كثرت مجلات (كه حكم تقاضاكننده را دارد) با كمبود مقالات (كه بمانند بازار عرضه‌ ‌است)، توازن عرضه و تقاضا را برهم زد و مجلات فلسفي ناگزير به چاپ هر غث و ثمين شدند و سطح علّميت مجلات پايين آمد، بويژه كه امروز بيشتر مقالات نه از قلم اساتيد بلكه بدست دانشجويان نوشته و عرضه و چاپ ميشود. يكي از آفات مجلات فلسفي كشور ترجمه‌هايي است كه گاه از نويسندگان فلسفة غربي در مجلات فلسفي چاپ ميشود اما خردنامه‌ ‌بر آن بود كه اساساً مقالات ترجمه شده را نپذيرد و بر اين عهد پايدار بود و از طرفي بر آن بود كه آن دسته از مقالات مؤلفان ايراني را كه گاه انديشه‌هاي برخي متفكران گمنام يا كم نام غربي را (كه در حد مقايسه و تطبيق با حكمت متعاليه و ملاصدرا نيست و شأن حكماي بزرگ ايراني را فرو ميكاهد،) با اين حكيم و مكتب او مقايسه ميكنند با چاپ در مجله، تبليغ نكند و گوهر و خرمهره را در كنار هم ننشاند و شأن حكماي بزرگ را پائين نياورد. خردنامه صدرا‌ ‌خوشوقت است كه در اين سالهاي دشوار، ضمن ترويج حكمت و فلسفة اسلامي و ابتكاراتي كه در سبك و نام و در روش عرضة مقالات و حتي قطع خاص مجله و نگارش سرمقاله‌هاي آن داشته (و بر خلاف بيشتر مجلات، سرمقاله‌ ‌را وسيله‌يي براي طرح برخي مشكلات روز كشور و فرهنگ و فلسفه به مسئولان كرده است)، با انتشار اين مجله، حكمت صدرائي و فلسفة سنتي اسلامي ايراني را از انزواي خود بيرون آورده و از محافل آموزش حوزه‌ها به عرصة نقد و بيان و تحقيق كشانده، و نه فقط دانشگاههاي داخلي كه حتي بگونه‌يي توجه متفكران ايراني و غير ايراني خارج از كشور را نيز به اهميت و عمق فلسفة اسلامي آگاه ساخته و آنان را بسوي خود خوانده، و ايران انقلابي را كه ام‌القراي روزگار است، ام‌القراي فلسفه و كعبة انديشه ناب الهي نمايد. تا بامروز چنين رفته و بوده و از خداوند قادر متعال ميخواهيم كه توفيق ادامه اين راه را از ما نگيرد و قوّتي در عزم و همتي شايسته عطا نمايد و مشكلات خرد و كلان موجود بر سر راه را از ميان بردارد؛ بفضله و رحمته. والسلام. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        29 - نسبت فلسفه و هنر
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        ‌بیست و چهارمین همایش از سلسله همایشهای بزرگداشت حکیم ملاصدرا با موضوع «فلسفه و هنر» در خردادماه 1399 بصورت مجازی برگزار شد. موضوع «فلسفه و هنر» در جلسه مورخ 28/8/98 شورای عالی بنیاد حکمت اسلامی صدرا بتصویب رسید و با انجام مقدمات، فرخوان مقاله در تاریخ 23/10/98 اعلان چکیده کامل
        ‌بیست و چهارمین همایش از سلسله همایشهای بزرگداشت حکیم ملاصدرا با موضوع «فلسفه و هنر» در خردادماه 1399 بصورت مجازی برگزار شد. موضوع «فلسفه و هنر» در جلسه مورخ 28/8/98 شورای عالی بنیاد حکمت اسلامی صدرا بتصویب رسید و با انجام مقدمات، فرخوان مقاله در تاریخ 23/10/98 اعلان گردید. در پی اعلام فراخوان مقاله و در مدت تعیین شده، در مجموع 123 مقاله به دبیرخانه همایش رسید که از میان آنها 68 مقاله در شورای علمی همایش پذیرفته شد. چکیده این مقالات در قالب کتابچه‌یی بر روی پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد حکمت اسلامی صدرا منتشر و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است. با توجه به شرایط ایجاد شده در پی شیوع بیماری و امکانپذیر نبودن برگزاری حضوری همایش، بیست و چهارمین همایش ملاصدرا بصورت مجازی برگزار شد؛ بدین صورت که سخنرانی اساتید متمایل ضبط و بمنظور بهره‌گیری مخاطبان، بر روی پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد حکمت اسلامی صدرا منتشر شد. کتاب مجموعه مقالات برگزیده همایش، در دست آماده‌سازی است که بزودی در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        30 - سخن سردبیر
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        حكمت‌گريزي و دوري از معنويت و اخلاق، در حكم فرار از انسانيت است و هر جامعه و هر فرهنگي كه از حكمت و معنويت بدور باشد يا از آن بگريزد، در دامان جاهليت‌ ‌افتاده و در لُجّه ظلمت فرو رفته است؛ چه كلام الهي حكمت را برابر «خير كثير» و هر فرد يا جامعه را كه از حكمت و صلاح رويگ چکیده کامل
        حكمت‌گريزي و دوري از معنويت و اخلاق، در حكم فرار از انسانيت است و هر جامعه و هر فرهنگي كه از حكمت و معنويت بدور باشد يا از آن بگريزد، در دامان جاهليت‌ ‌افتاده و در لُجّه ظلمت فرو رفته است؛ چه كلام الهي حكمت را برابر «خير كثير» و هر فرد يا جامعه را كه از حكمت و صلاح رويگردان باشد، گرفتار «شّر كثير» و اسير فاسدان و ناصالحان يا همان «طاغوت» ـ يعني سركشان از قوانين و سنن الهي و فطرت و عقل سليم ـ دانسته است. نماد و مصداق اينگونه جوامع در زمان حال، جوامع غربي و مدّعيان انساندوستي و مدافعان دروغين حقوق بشر و آزادي ذاتي او ميباشند كه مدعي «رهبري دنياي آزاد» بودند و فرهنگ جاهلي خود را فرادست فرهنگها و تمدنهاي اصيل شرقي معرفي ميكردند. ملتي بي‌ريشه و نوپا و وارث بربريت طوايف مهاجم و مهاجر نيمه‌وحشي قديم اروپا، كه چشم ديدن نظامي اسلامي را نداشتند و با آن به خصومت ميپرداختند، ولي دست تقدير و سنت الهي پرده از فريبكاري دجّالانه آنها برداشت و كار دموكراسي و عقلانيت دروغين آنها به رسوايي كشيد. وقايع انتخاباتي رياست جمهوري آمريكا، امسال سبب گرديد دموكراسي و قانونمداري اين دولت مورد تمسخر مردم جهان قرار گيرد و نظام دور از انسانيت و بيرون از تمدن راستين اين جمع وحشي در پنهان، باطن خود را نشان داد. مروز، آشكارا كار نظامي كه مدعي عظمت و سروري بر جهان و بشر بود، به رسوايي كشيده شده و بحكم وعده الهي، اجلش فرا رسيده و نوبت نكبت و سقوط و از هم پاشيدگي او شده است، تا مردم مظلوم آن سرزمين و ستمديدگان ديگر جهان، بدور از ادعاي حكومت آمريكا بر دهكده جهاني، روي استقلال و زندگي سالم بخود ببينند. روي ديگر اين برگ تاريخ و در اين سوي جهان كه مشرق انوار الهي است، پديده ديگري هست؛ حكومتي كه بنام خدا و بر پايه» حكمت و بدست حكيمان الهي بر پا شده و هر روز سرافرازتر و پيروزتر به راه خود و ترويج تمدن عالي و انساني قرآني و اهل بيت عليهم السلام ادامه ميدهد و تماشاگر سقوط و هلاك كساني است كه با صراط مستقيم الهي محاربه ميكردند؛ «صدق‌الله العلي العظيم». جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        31 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        اصل در انسانيت انسان، همان فرهنگ و انديشه» اوست و نهاد فرهنگ و معارف و اجزاء سازنده و پيراموني آن، همچون حكمت و علوم ديگر، در ميان بخشها و نهادهاي ديگر اجتماعي در حكم سنگ اصلي بناست، و همانگونه كه شخصيت و ارزش واقعي يك فرد را، نه با زر و ثروت و زور بلكه با سطح فرهنگ و ش چکیده کامل
        اصل در انسانيت انسان، همان فرهنگ و انديشه» اوست و نهاد فرهنگ و معارف و اجزاء سازنده و پيراموني آن، همچون حكمت و علوم ديگر، در ميان بخشها و نهادهاي ديگر اجتماعي در حكم سنگ اصلي بناست، و همانگونه كه شخصيت و ارزش واقعي يك فرد را، نه با زر و ثروت و زور بلكه با سطح فرهنگ و شكل انديشه ـ و سپس دانش ـ او ميسنجند، ارزش واقعي جوامع متمدن و ملل نيز با فرهنگ و ارزشهاي ناشي از انديشة فلسفي و اخلاقي آنها ارزيابي ميشود. متأسفانه برغم فريادهايي كه دربارة زوال يا سير نزولي پژوهش و آفت علوم انساني و بويژه در بخش فلسفه و علوم عقلي در بيشتر محافل زده ميشود، همه ساله سهم اين حوزة مهم در بودجة كشور ناچيزتر ميگردد و فرياد عطش اين دشت كويرگونه و خشكسالي اين وادي تشنه، به گوش ملائكه موكّل بر آن نميرسد و تير دعاي باران اين جماعت فرهنگي و سربازان گمنام حكمت و دانش، به هدف اجابت نميخورد. فلسفه و حكمت در اين ميان ـ ‌يعني در ميان خانوادة فرهنگ و رشته‌هاي فراوان علم و فرزندخواندگان آن كه گاه بنام هنر، نسب خود را به فرهنگ ميرسانند‌ ـ از همه محرومتر و صداي آن از همه ضعيفتر و دست آن از همه كوتاهتر است. مقدار بودجه‌يي كه در كشور صرف تقويت و تغذية نهادهاي مربوط به آن ميشود، حتي كفاف حيات و جلوگيري از زوال آنها را نميدهد، چه رسد به رشد و ارتقاي آنها. دولت و بويژه مجلس شوراي اسلامي ـ‌كه ژرفتر و بي‌پيرايه‌تر به اهميت امور ميپردازد‌‌ـ بايد توجه داشته باشند كه: اولاً، در كنار علوم و فنون و هنرهاي وارداتي كه خزانه و امهات آن در غرب است، تنها فلسفه و علوم عقلي است كه سرماية تاريخي و ملّي ماست و دهها قرن در اين سرزمين باليده و شاخه‌هاي خود را به ملل همسايه فرستاده است و نقطة قوت و برتري ما در جهان در عرصة گفتگوي فرهنگها و مقايسة تاريخها و ملتها ميباشد. ثانياً، اگر سود و فايده را ملاك قرار دهيم و پاي مقايسه پيش آيد كه آيا فلسفه و حكمت و اخلاق براي جامعه مفيدتر است يا براي مثال موسيقي و فوتبال؟ مسلم است هرچه سود بيشتر برساند سزاوار سهم بيشتري است. اما بايد پرسيد كه آيا افراد جامعه با گذراندن وقت با اقسام هنر و ورزش، راه صحيح زيستن و خوشبخت زندگي كردن را مي‌آموزند يا با علوم عقلي كه پاسخگوي نيازها و پرسشهاي اصلي و فطري بشر ـ ‌از كودك تا بزرگسال ـ است؟ و كداميك بهتر ميتواند خط‌مشي درست براي كامروا و سعادتمند بودن را به وي بياموزد؟ و پيشگيري از جرم و جنايت و منع ارتكاب خلاف هنجارهاي اجتماعي و اخلاقي را ببار بياورد؟ ثالثاً، در صورتي كه همة اعضاي اين خانواده را در سودمندي برابر بدانيم، باز ملاك مهمتري در توزيع بودجة سالانه پيش روي ما قرار دارد كه بايستي معيار كار قرار گيرد؛ يعني بايد بررسي كرد كه فقدان كداميك از نهادهاي فعال جامعه، ضايعه ببار مي‌آورد و ضعف كدام بخش از بخشهاي مرزوق دولت و مجلس، ميتواند فرهنگ و استقلال فرهنگي ملت و كشور را به خطر بيندازد؟ بديهي است كه فقدان و نبود برخي از اقسام هنر و ورزش بهيچوجه ضايعه نيست و براي ملت و كشور هيچ خرابي‌يي ببار نمي‌آورد ـ اگر نگوييم كه برخي منافع محسوس هم دارد‌ ـ اما فقدان انديشه‌ها و روحهاي سالم در پناه منطق علمي و اخلاق و حكمت و اصول پرورشي، ميتواند ديگر اندامهاي اجتماع را نيز بيمار و عيبناك كند و به نهادهاي ديگر سياسي، اقتصادي، اجتماعي صدمه بزند و خط‌مشي سالم افراد جامعه را به سرگرداني در وادي از خودبيگانگي و جهل و نااميدي مبدل سازد يا مردمي مجرم و خاطي ببار آورد. اميدواريم ‌اكنون كه مرحله بررسي براي توزيع صحيح و عادلانه بودجه در دسترس نمايندگان مجلس شوراي اسلامي است، اين نكات مورد توجه قرار گيرد و حق نهاد مفيد و سازنده‌يي همچون حكمت متعالية اسلامي و علوم عقلي پيراموني آن با ترازوي انديشه و عدالت سنجيده و به آن برسد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        32 - سخن سردبیر
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        امسال بهار طبيعت با ميمنت ماه مبارك رمضان، كه بهار دلهاست، همراه و همزمان شد و ببركت اين بهار، و بقول حافظ «باقبال كُلَه گوشه گل» نحوست و «نَخوت باد دي و شوكت خار آخر شد»، و اميد است كه همواره ديو از خانه اين ملت بيرون باشد و فرشته و رحمت ‌الهي جايگزين. سال گذشته سالي چکیده کامل
        امسال بهار طبيعت با ميمنت ماه مبارك رمضان، كه بهار دلهاست، همراه و همزمان شد و ببركت اين بهار، و بقول حافظ «باقبال كُلَه گوشه گل» نحوست و «نَخوت باد دي و شوكت خار آخر شد»، و اميد است كه همواره ديو از خانه اين ملت بيرون باشد و فرشته و رحمت ‌الهي جايگزين. سال گذشته سالي سخت براي ملت ايران بود و در آن علاوه بر بلاي اصحاب حكومت، بلايي ديگر و بيماري كشنده و غمزايي بنام كرونا بر اين سرزمين حكومت كرد و صدچندان بر درماندگي و رنج مردم افزود. اين دو پديدة نامبارك، علاوه بر آسيب به رفاه و اقتصاد و رشد مردم، بر فرهنگ و حكمت و دانش نيز زيان وارد كرد و ثمرة بيشتر مؤسسات و بنيادهاي علمي و فلسفي را كاهش داد. آموزش حكمت و دانش كه بايد در اجتماع نفوس، از استاد به تلميذ برسد، در فضاي مه‌آلودي بنام و باصطلاح «فضاي مجازي» محصور ماند و مجامعي علمي كه بايد در محافل بزرگ برگزار گردد نيز در تور تنيدة «ديجيتال» گرفتار شد و لطف حضور را از دست داد. اول خرداد امسال، يعني روز ملاصدرا و روز حكمت و فلسفه، نيز همايش هر ساله، اما بصورت مجازي، در آستانة انجام است و اميد است مباحثي دربارة تعامل و واكنش روح جهان دربرابر كردارهاي انسان و تأثير عمل ناشايست بشر در ظهور بلاياي مختلف، تحقيق و گفتگو شود و اصحاب خرد را فرصتي براي سخن و درسي را براي عامة مردم فراهم آورد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        33 - سخنر سردبیر
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        بيش از يكسال از ظهور پديدة مرگبار ويروسي بنام كرونا ميگذرد و اين موجود حقير ناچيز، تمام مدعيان قدرت و حشمت جهان را به پيكار خوانده و آنان را در موضع ضعف و فروماندگي نشانده است. مشيّت حكيمانة خداوند متعال اقتضا داشته كه با اين موجود نزديك به هيچ، هم طاغوتيان زمان را از چکیده کامل
        بيش از يكسال از ظهور پديدة مرگبار ويروسي بنام كرونا ميگذرد و اين موجود حقير ناچيز، تمام مدعيان قدرت و حشمت جهان را به پيكار خوانده و آنان را در موضع ضعف و فروماندگي نشانده است. مشيّت حكيمانة خداوند متعال اقتضا داشته كه با اين موجود نزديك به هيچ، هم طاغوتيان زمان را از اوج كبريا و قدرت‌نمايي به مذلّت درماندگي و بيچارگي فروبكشاند و هم عاقبت نافرماني مردم از پيروي فرمان الهي و دين و اخلاق را به آنان نشان دهد و سنتهاي الهي را يادآور گردد. ظهور اين بيماري در كشور ما، و ديگر كشورها، گرچه موجب جنبش دستگاههاي مسئول گرديد و سبب تلاشهاي بسيار شدتا با مداوا و درمان بيماران، را از مرگ بسياري از مردم جلوگيري نمايند امّا اين پرسش جگرخوار و دل‌آزار را يكبار ديگر زنده كرد كه چرا اينگونه كه به سلامت تن و جسم مادي انسان ميپردازيم و به بقاء و حيات ظاهري آنان مي‌انديشيم، در چاره و علاج آسيبها و زخم و ضررهاي روح و جان او ـ‌ روح و جاني كه «هويت» واقعي انسان است‌‌ـ آنچنان كه بايد برنميخيزيم و به درمان و مقابله با آن قيام نميكنيم!؟ چرا براي آفات روحي و فكري و اعتقادي، كه همچون ويروسي هزار چهره و غدّار، عرصة جامعه انقلابي ما را فرا گرفته و در اين چهار دهه پس از انقلاب بدست دشمنان اين ملت و اين نظام ساخته شده و روح و فكر مردم را به پوچي دروني افراد و نابودي هويت ملي و اعتقادي آنها سوق ميدهد، چاره‌يي چنانكه بايد، نمينديشيم؟ در حاليكه انسانيت انسان به روح و روان و انديشه و ميزان عقلانيت او بستگي دارد و بقول سعدي: «تن آدمي شريف است بجان آدميت، نه همين لباس زيباست نشان آدميت» و حكما گفته‌اند كه انساني كه جسمي سالم ولي روح و فكري ناسالم داشته باشد، انسان نيست بلكه حيواني است انسان‌نما كه اثري بجز ضرر و ثمري بجز عبث ندارد. در كنار تشكيلات و ستادها كه براي مبارزه با ويروس كرونا برپا شد، كدام ستاد پادر ركاب و پويا براي رفع و دفع آسيبها و اپيدميهاي روحي و فرهنگي برپا كرده‌ايم؟ و كدام واكسن و دارو براي نجات و گريز از آفات فكري و اعتقادي و فرهنگي فراهم ساخته‌ايم؟ و چرا هر روز آفات روحي و اعتقادي و فكري از نسلهاي جوان ما قرباني ميگيرد؟ بضرورت و حكم عقل و شرع، لازم است كه مسئولين دلسوز كشور بكمك خردمندان و مربيان جامعه، در كنار پيشگيري و علاج بيماري و خطرات جسم و تن افراد، در رفع اين آفات معنوي از جامعه و نظام اسلامي، تشكيلات و ستادها از آنگونه كه بايد، فراهم سازند و سلامت روحي و فرهنگي و اعتقادي جوانان اين ملت را از شر دشمنان بشريت و نظام اسلامي نگهباني كنند. جزييات مقاله