• فهرست مقالات


      • دسترسی آزاد مقاله

        1 - ملاصدرا و مسئلة ميزان اعمال در قيامت
        علیرضا  اسعدی
        وزن كردن اعمال در قيامت، بر اساس آيات قرآن كريم‌ ‌و روايات متعددي از ائمه (ع) امري قطعي و از مراحل مهم حسابرسي اعمال است. آنچه در مسئلۀ ميزان، منشأ اختلاف نظرهاي فراوان شده است، كيفيت اندازه‌گيري اعمال و حقيقت برپايي ميزان در قيامت و برخي جزئيات مورد اشاره در آيات و روا چکیده کامل
        وزن كردن اعمال در قيامت، بر اساس آيات قرآن كريم‌ ‌و روايات متعددي از ائمه (ع) امري قطعي و از مراحل مهم حسابرسي اعمال است. آنچه در مسئلۀ ميزان، منشأ اختلاف نظرهاي فراوان شده است، كيفيت اندازه‌گيري اعمال و حقيقت برپايي ميزان در قيامت و برخي جزئيات مورد اشاره در آيات و روايات است. ملاصدرا بعنوان فيلسوف و مفسر قرآن كريم، بر اساس مباني عقلي خود و با در نظر گرفتن آيات و روايات، در تبيين اين آموزه كوشيده است. اين نوشتار درصدد است با روش توصيفي ـ تحليلي، ضمن تبيين ديدگاه ملاصدرا دربارۀ حقيقت و چيستي ميزان، ميزان علوم، ميزان اعمال و نيز سبكي و سنگيني اعمال، به سنجش و ارزيابي آن بر اساس آيات و روايات بپردازد و ميزان سازگاري آن را با آيات و روايات نشان دهد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        2 - سياست و سلوك حاكم در آيين سياسي شيخ‌اشراق
        نوشین نظیری خامنه سید عباس ذهبی بابک عباسی احمد بهشتی
        «سلوك» در آيين سياسي اشراقي سهروردي، واژه‌يي كليدي است. سلوك با خودشناسي در مرحلة فردي آغاز ميگردد و شخص را تا مرحلة اجتماعي و سياسي و حكومت بر يك جامعه پيش ميبرد. حاكم مورد نظر سهروردي، حكيمي است كه از رهگذر اين خودشناسي، پاي در عوالم برتر، از جمله عالم مثال ميگذارد كه چکیده کامل
        «سلوك» در آيين سياسي اشراقي سهروردي، واژه‌يي كليدي است. سلوك با خودشناسي در مرحلة فردي آغاز ميگردد و شخص را تا مرحلة اجتماعي و سياسي و حكومت بر يك جامعه پيش ميبرد. حاكم مورد نظر سهروردي، حكيمي است كه از رهگذر اين خودشناسي، پاي در عوالم برتر، از جمله عالم مثال ميگذارد كه اولين عالم برتر بعد از عالم اجسام در انديشة شيخ‌اشراق است و با سير در اين عالم، واسطة بين عالم انسانها و عالم خدا و فرشتگان ميگردد. او با خودشناسي، سير و سلوك در عالم مثال و اطاعت پروردگار به مرحلة قطب، امام و رياست عالم ميرسد. سهروردي با قائل شدن به مرتبۀ قطب براي حاكم و نيز كسي كه قادر است با عالم مثال مرتبط باشد و واسطة انسانها و خداوند قرار گيرد، سياست و حكومت و حاكميت آرماني و مدينة آرماني را با انديشة نويني مورد بررسي قرار داده است. عقيدة سهروردي در حكمت عملي و بويژه سياست، مطابق و همرديف با حكمت نظري او دربارة قواعدي چون تشكيك، امكان اشرف، قهر و محبت و ذومراتب بودن عالم است و همانطور كه عالم مثال ـ كه ابداع سهروردي است ـ واسطة عالم ماده و عالم انوار قاهره است، حاكم حكيم مرتبط با عالم مثال نيز واسطة انسانها و خداوند و نيز فرشتگان است. حكومت حاكمي با ويژگيهاي مورد نظر شيخ‌اشراق، ايدئاليستي و دست نيافتني يا مختص برخي انسانها نيست بلكه وجود حاكمي با ويژگيهاي مورد نظر او امري شدني و واقعيت‌پذير است. توجه چنين حاكمي، هم بر سعادت دنيوي مردم است و هم سعادت اخروي. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        3 - بررسي تحليلي ـ تطبيقي نظرية «ضرورت ثبوت ثابت» در آراء سيد سند و ملاصدرا
        فاطمه عابدینی علي  ارشدرياحي
        در «قاعدة فرعيه» كه از قواعد مهم فلسفي است، هر چند حكما دربارة «ضرورت ثبوت مثبت له» وفاق دارند، اما «ضرورت ثبوت ثابت» مورد اختلاف نظر فلاسفه واقع شده است. دربارة ثبوت ثابت دو نظريه مطرح شده است؛ از نظر مشهور فلاسفه، ثبوت ثابت ضرورت ندارد و در مقابل، برخي قائل به ضرورت ث چکیده کامل
        در «قاعدة فرعيه» كه از قواعد مهم فلسفي است، هر چند حكما دربارة «ضرورت ثبوت مثبت له» وفاق دارند، اما «ضرورت ثبوت ثابت» مورد اختلاف نظر فلاسفه واقع شده است. دربارة ثبوت ثابت دو نظريه مطرح شده است؛ از نظر مشهور فلاسفه، ثبوت ثابت ضرورت ندارد و در مقابل، برخي قائل به ضرورت ثبوت ثابتند. ملاصدرا از قائلان به ضرورت ثبوت ثابت است. او نظرية عدم ضرورت ثبوت ثابت را از قائلي ـ بدون ذكر نام ـ نقل كرده است. برخي از شارحان وي، اين نظريه را علاوه بر سيد شريف جرجاني و علامه دواني، به سيد سند نيز نسبت داده‌اند، در حالي كه اين نظريه با آنچه در بيانات سيد سند (در نسخ خطي وي) يافت ميشود، انطباق ندارد و برعكس، وي از قائلين به «ضرورت ثبوت ثابت» است. قول به عدم ضرورت ثبوت ثابت، قول معاصرش، علامه دواني است. در نهايت، در اين نوشتار بيان شده است كه ملاصدرا ضمن استفاده از نظرية سيد سند، نظريه‌يي متفاوت با نظرية وي ارائه داده است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        4 - تأثير اصول فلسفي معادشناختي صدرايي در ترميم نظريه‌هاي معاد جسماني
        مرتضی حسین زاده سحر کاوندی محسن جاهد
        معاد جسماني از ديرباز در ميان متكلمان و فيلسوفان اسلامي جزو مسائل بحث‌برانگيز بوده است. متكلمان بر اساس مباني و نوع نگاه خود به حقيقت انسان، معادي متفاوت با معاد فيلسوفان را به اثبات رسانده‌اند. در بين فيلسوفان، حكماي مشاء، مباني هستي‌شناختي و انسان‌شناختي خاصي را در جه چکیده کامل
        معاد جسماني از ديرباز در ميان متكلمان و فيلسوفان اسلامي جزو مسائل بحث‌برانگيز بوده است. متكلمان بر اساس مباني و نوع نگاه خود به حقيقت انسان، معادي متفاوت با معاد فيلسوفان را به اثبات رسانده‌اند. در بين فيلسوفان، حكماي مشاء، مباني هستي‌شناختي و انسان‌شناختي خاصي را در جهت تبيين معاد روحاني بكار برده و حكماي اشراق با توجه به آن مباني، معاد مثالي را نتيجه گرفته‌اند. ملاصدرا با استفاده از اصول معاد‌شناختي خاصي در نظام فلسفي خود، معاد جسماني ـ روحاني را تبيين ميكند. اين پژوهش نقش اصول معاد‌شناختي را در بازسازي نظريۀ معاد جسماني بررسي كرده و به اين نتيجه ميرسد كه عدم توفيق متكلمان و حكماي مشاء و اشراق در اثبات معاد جسماني ـ روحاني، ناشي از عدم دستيابي آنها به برخي از اصول معاد‌شناختي بوده و بهمين دليل بود كه معادِ اثبات شدة آنها، از سوي ملاصدرا پذيرفته نشد. متكلمان با عدم دستيابي به اصولي مانند «تشكيك وجود»، «نفس، عامل شيئيت انسان و بدن» و «تجرد نفس و قوة خيال»، معاد انسان و لذات و آلام او را در معاد، مادي دانسته‌اند. ابن‌سينا و شيخ اشراق نيز با عدم دستيابي به اصولي مانند «تجرد قوة خيال»، «آثار خارجي داشتن تصورات، خُلقيات و ملكات» و «ماهيتِ ابصار، اختراع صورتهاي مجردِ مشابه با صورتهاي خارجي توسط نفس» در اثبات معاد جسماني با مشكل مواجه شده‌اند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        5 - سلامت و بيماري از منظر حكمت متعاليه
        محمد احمدی زاده اعظم  قاسمي حامد آرضایی
        چيستي سلامت و بيماري و نسبت آن دو با يكديگر اولين و ضروريترين مبحث نظري در فلسفة پزشكي است كه هر بحث ديگري در اين شاخة نظري مترتب بر آن بوده و به اختلاف زاويه‌هاي نظري و عملي بسياري مي‌انجامد. در ميان فلاسفه و حكماي اسلامي صدرالمتألهين شيرازي همچون برخي ديگر از حكماي بز چکیده کامل
        چيستي سلامت و بيماري و نسبت آن دو با يكديگر اولين و ضروريترين مبحث نظري در فلسفة پزشكي است كه هر بحث ديگري در اين شاخة نظري مترتب بر آن بوده و به اختلاف زاويه‌هاي نظري و عملي بسياري مي‌انجامد. در ميان فلاسفه و حكماي اسلامي صدرالمتألهين شيرازي همچون برخي ديگر از حكماي بزرگ اسلامي به اين مسئله پرداخته است. او در مباحث خود، مواضع ابن‌سينا را شرح و از آنها در برابر ايرادات مستشكلين كه سرآمد آنها فخر رازي است دفاع ميكند. وي در اينباره بر ممشاي حكمت رايج عصر خود رفته و سلامت را «حالت يا ملكة نفس كه بواسطة آن افعال نفس بخوبي از مجاري مخصوص بخود صادر ميشوند» تعريف كرده و بر نفساني بودن سلامت و بيماري تأكيد ميكند. ملاصدرا صريحتر از ابن‌سينا رابطۀ آن دو را ملكه و عدم ملكه برشمرده است، هرچند در مسئلة واسطة ميان سلامت و بيماري موضع شفافي نگرفته است. با پژوهش در آثار ملاصدرا به اين نتيجه رهنمون ميشويم كه گذشته از تصريحات وي، بر اساس مباني حكمت متعاليه ميتوان سلامت را «نحوة وجود نفس از آن حيث كه در مرتبة بدن مادي و عنصري افعال خود را بدون مشكلي جاري ميكند» تعريف كرد و با تأكيد بر وجودي بودن سلامت و عدمي بودن بيماري و بتبع، مشكك بودن آنها، مرز و واسطة ميان سلامت و بيماري را منتفي دانست و بدين ترتيب به تصويري متمايز از سلامت و بيماري دست يافت. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        6 - هستي‌شناسي اعتباريات؛ اعتبار بمثابه نحوة هستي انسان در جهان مادي
        سید امین میرحسینی سید مسعود سیف عبدالرزاق حسامی فر علی فتح طاهری
        برغم وجود ديدگاههاي متفاوت و در مواردي متضاد دربارة نظرية اعتباريات علامه طباطبايي، تقريباً همة پژوهشهايي كه در اين زمينه صورت گرفته‌ است، در داشتن اين پيشفرض مشترك همداستانند كه نظرية اعتباريات نظريه‌‌يي از اساس معرفت‌شناختي است؛ نظريه‌يي كه ميكوشد به توجيه دسته‌‌يي از چکیده کامل
        برغم وجود ديدگاههاي متفاوت و در مواردي متضاد دربارة نظرية اعتباريات علامه طباطبايي، تقريباً همة پژوهشهايي كه در اين زمينه صورت گرفته‌ است، در داشتن اين پيشفرض مشترك همداستانند كه نظرية اعتباريات نظريه‌‌يي از اساس معرفت‌شناختي است؛ نظريه‌يي كه ميكوشد به توجيه دسته‌‌يي از ادراكات انسان بپردازد كه مطابقي در خارج ندارند. اين پيشفرض برغم اينكه پيشفرض نادرستي نيست، مبين همة واقعيتهاي قابل طرح در باب نظرية اعتباريات هم نيست. مدعاي ما در پژوهش حاضر اينست كه نظرية اعتباريات بيش از آنكه نظريه‌يي معرفت‌شناختي باشد، نظريه‌يي از اساس هستي‌شناختي است. با توجه به نحوة طرح نظرية اعتباريات در رساله‌هاي الولايه‌‌و الانسان، بنظر ميرسد اعتبار بمثابه يكي از مشخصه‌هاي هستي انسانِ مجردي است كه در جهان مادي بسر ميبرد؛ مشخصه‌‌يي كه دسته‌‌يي از افعال انساني را كه بنحوي به امور مادي مرتبط هستند، ممكن ميسازد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        7 - سرمقاله
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        يكي از انواع روابطي كه حق‌تعالي با انسان، در مرحلة پس از آفرينش دارد، رابطة معلّمي است، آنجا كه خود در آياتي از قرآن مجيد، به «تعليم» يعني آموزش انسان تصريح كرده است و نخستين آنها درسي است كه به آدم داد و پس از آن، با واسطگي انبياء، به انسانها دو چيز ـ يعني كتاب و حكمت چکیده کامل
        يكي از انواع روابطي كه حق‌تعالي با انسان، در مرحلة پس از آفرينش دارد، رابطة معلّمي است، آنجا كه خود در آياتي از قرآن مجيد، به «تعليم» يعني آموزش انسان تصريح كرده است و نخستين آنها درسي است كه به آدم داد و پس از آن، با واسطگي انبياء، به انسانها دو چيز ـ يعني كتاب و حكمت ـ آموخت تا حق آفرينش را بخوبي ادا كرده و فرزندان جهول و ظلوم آدم را بخودشان رها نكرده باشد. كتاب را اگر همان قوانين عملي زيست يا بتعبيري، همان شريعت بدانيم كه در كسوت فقه ظاهر ميشود، حكمت را جهانبيني درست و‌آموزندة عملي و بمعناي شناخت حقايق آفرينش و آفريدگار يكتا و شناخت خود انسان ميتوان تعريف كرد، تا مسلمان نمازگزار و عبادت‌پيشه، بداند كه مقصود از «الله الصمد» و «اياك نعبد و اياك نستعين» و آيات نوراني ديگر كه به آفريدگار و آفريده‌ها اشارت دارد، چيست، و مؤمن، براي چه نماز ميخواند و از چه خدايي استعانت ميطلبد و با چنين شناختي چگونه بايد زندگي كند؟ پس حكمت، روح شريعت است و شريعت بدون حكمت همانا زاهداني چون برصيصاي يهود و شريعتمداراني خصم شريعت و حكمت ميسازد. نكته اينجاست كه حكمت را نبايد با آنچه با نامهاي مشابه و عناويني كه در اوراق و دفاتري نوشته و بدست شاگردان داده‌اند، اشتباه كرد. از روزي كه ارسطو حكمت را بصورت درسنامه‌هايي چند از خود به ميراث گذاشت، معناي حكمت نيز گم يا كمرنگ شد. حكمت باستاني و حكمت قرآني و اهل بيت گرچه امروز آنرا در كتب و آثار نوشته ميبينيم، اما در واقع بيرون از درس و دفتر بود و بر شهود و ايمان و عرفان و عمل صالح بنا شده بود؛ عرفان و عملي كه از آن مالك اشترها برخاست. امروز هم ديديم كه مردماني بظاهر رنج درس استاد نديده، بتمام قامت در لباس حكمت پديدار شدند، با خلوصي كه از جهانبيني و شناخت درست برخاسته بود و در عمل مزين به عمل صالح مبتني بر شريعت و فتواي ولي بود؛ مردي كه او را بنام فقيرانه «حاج قاسم سليماني» ميشناختند و در واقع نه بر ملك سليمان كه بر ملك قلوب سروري ميكرد. حكمت همراه با شريعت، كه در قديم به آن تلازم حكمت نظري و حكمت عملي ميگفتند، نصيب هركس نشده مگر آنكه او را حاج قاسم‌وار به سعادت هردو جهان رسانيد و مهر جاودانة او را بر همة دلها ارزاني داشت. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        8 - اعتبارسنجي داده‌هاي فرقه‌نگاران اهل‌سنت پيرامون ديدگاه متكلمان نخستين اماميه در مسئلة استطاعت‌
        سيده‌عطيه  فيض اصفهاني محمد  غفوري‌نژاد
        در پژوهش حاضر سعي شده تا ديدگاه چهار متكلم برجسته امامي در عصر امام صادق (ع) كه زمان شكوفايي و رونق بحثهاي كلامي بشمار ميرود، پيرامون مسئله استطاعت از ميان آثار رجالي، فهرستي، فرقه‌نگاري و روايي استخراج شود. در اين راستا روشن ميگردد كه افرادي چون زرارة بن اعين، هشام بن چکیده کامل
        در پژوهش حاضر سعي شده تا ديدگاه چهار متكلم برجسته امامي در عصر امام صادق (ع) كه زمان شكوفايي و رونق بحثهاي كلامي بشمار ميرود، پيرامون مسئله استطاعت از ميان آثار رجالي، فهرستي، فرقه‌نگاري و روايي استخراج شود. در اين راستا روشن ميگردد كه افرادي چون زرارة بن اعين، هشام بن سالم و مؤمن الطاق در بحث استطاعت قائل به استطاعت پيش از فعلند و بعضاً آن را منحصر در سلامتي ميدانند، اما هشام بن حكم استطاعت را منوط به پنج امر ميداند كه بخشي از آن پيش از فعل و بخشي حين الفعل محقق ميگردد. جزييات مقاله