• فهرست مقالات فروغ السادات رحیم پور

      • دسترسی آزاد مقاله

        1 - تحليلي بر ديدگاه ابن‌سينا پيرامون ارتباط بدن، مرگ و حيات اخروي
        فروغ السادات رحيم پور زهرا  حيدري
        در مصاحبت بدن با نفس در حيات دنيوي شكي وجود ندارد اما همراهي بدن دنيوي با نفس در حيات اخروي، محل بحث و اختلاف است. مطابق مباني بوعلي سينا، بدن دنيوي نميتواند حيات اخروي داشته باشد اما برخي آثار ناشي از حيات دنيوي بدن، تا ابد با نفس باقي ميماند و بر حيات اخروي و ابدي انس چکیده کامل
        در مصاحبت بدن با نفس در حيات دنيوي شكي وجود ندارد اما همراهي بدن دنيوي با نفس در حيات اخروي، محل بحث و اختلاف است. مطابق مباني بوعلي سينا، بدن دنيوي نميتواند حيات اخروي داشته باشد اما برخي آثار ناشي از حيات دنيوي بدن، تا ابد با نفس باقي ميماند و بر حيات اخروي و ابدي انسان تأثير ميگذارد. بدن در نظر ابن سينا، نقش اساسي در وقوع مرگ دارد چراكه تغيير و انحلال تركيب آن، عامل مفارقت نفس از بدن و در نتيجه خاتمه يافتن حيات دنيوي ميگردد. با شروع مرحلة اخروي حيات، اگرچه پيوند نفس با بدن مادي قطع ميشود اما آثار ناشي از برخي افعال و ملكات دنيويِ بدن زايل نميشود و بنحوي بر كيفيت سرنوشت نهايي انسان و زندگي ابدي او تأثير ميگذارد. تحقق اتصال تام به عقل فعال كه با رفع موانع و محدوديتهاي بدني صورت ميگيرد، ادراك حقيقي لذات معنوي و ادراك حقيقي ذات نفس، از جملة اين آثار است. ملكات ناشي از هيئات بدني كه در نفس رسوخ يافته‌اند، تا حيات بعدي باقي ميمانند و در فراهم كردن بستر سعادت و شقاوت نفس و تعيين كم و كيف ثواب و عقاب اخروي آن دخالت ميكنند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        2 - عقل بسيط انساني در نگاه ملاصدرا
        فروغ السادات رحيم پور مريم  فخرالديني
        در اين نوشتار با بررسي معاني «عقل بسيط» در نگاه ملاصدرا، معناي خاص آن در رابطه با نفس انساني آشكار ميگردد. وحدت و بساطت از جمله ويژگيهاي عقل بسيط انساني نزد ملاصدرا است و حصول اجمالي صور معقول نزد عقل بسيط، وصف خاصي است كه آن را از ساير مراتب ادراكي متمايز ميسازد. عقل ب چکیده کامل
        در اين نوشتار با بررسي معاني «عقل بسيط» در نگاه ملاصدرا، معناي خاص آن در رابطه با نفس انساني آشكار ميگردد. وحدت و بساطت از جمله ويژگيهاي عقل بسيط انساني نزد ملاصدرا است و حصول اجمالي صور معقول نزد عقل بسيط، وصف خاصي است كه آن را از ساير مراتب ادراكي متمايز ميسازد. عقل بسيط انساني، عنوانيست كه براي مرتبة «عقل مستفاد» وضع شده است تا اولاً ويژگيهاي خاص اين مرتبه يعني بساطت و وحدت را روشن سازد، ثانياً هماهنگي وجودي عقل مستفاد با «عقل فعال» را كه مبدا افاضة صور معقول است و عقل مستفاد با آن اتحاد پيدا ميكند، برجسته سازد. ملاصدرا از اصطلاح عقل بسيط در تبيين فرآيند نزول وحي نيز استفاده ميكند و نزول قرآن را حاصل اتحاد عقل بسيط نفس انساني با عقل فعال يا «روح القدس» ميداند. با اين اتحاد، «قلم الهي» يا همان عقل فعال، صور معقول را در لوح نفس ناطقة نبي نقش ميكند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        3 - تأثير نظرية «حركت جوهري» بر انديشة كلامي ملاصدرا
        ‌مهدي  گنجور مجيد  ‌صادقي حسن‌آبادي محمد  ‌‌بيدهندي فروغ السادات رحيم پور
        يكي از مهمترين ابتكارات وجود شناختي ملاصدرا كه تأثير شگرفي بر انديشة فلسفي و كلامي او داشته است، نظرية حركت جوهري است. اكتشاف عظيم ملاصدرا در اين زمينه، اثبات ناآرامي و بيقراري در نهاد عالم و آدم و اثبات حركت و تحول دائمي در بنيان همة موجودات مادي است؛ انگاره‌يي كه عموم چکیده کامل
        يكي از مهمترين ابتكارات وجود شناختي ملاصدرا كه تأثير شگرفي بر انديشة فلسفي و كلامي او داشته است، نظرية حركت جوهري است. اكتشاف عظيم ملاصدرا در اين زمينه، اثبات ناآرامي و بيقراري در نهاد عالم و آدم و اثبات حركت و تحول دائمي در بنيان همة موجودات مادي است؛ انگاره‌يي كه عموم حكماي پيش‌صدرايي آن را امري نامعقول و امكان‌ناپذير ميدانستند. دامنة تأثيرگذاري اين نظريه بقدري وسيع است كه پس از چند قرن پژوهش، هنوز هم جاي واكاوي و تأمل در زواياي مختلف آن وجود دارد. اما آنچه تاكنون درباب دستاوردهاي حركت جوهري بيان شده، عموماً نتايج وجود شناختي و فلسفي بوده و كمتر به آثار و بركات اين اصل در ساحت كلامي ـ اعتقادي پرداخته شده است. ‌بهمين دليل، نوشتار حاضر با رويكردي مسئله ‌محور و با روش تحليلي و پژوهش كيفي، ضمن طرح دقيق مسئله و تقرير نظريه، با تأكيد بر ابتكاري بودن آن، به تحليل داده‌ها در راستاي بررسي تأثير اين انگاره بر انديشة كلامي ملاصدرا پرداخته است. بنابرين، يافته‌هاي اين پژوهش بر استنباط و تبيين مهمترين لوازم كلامي و اعتقادي حركت جوهري تمركز يافته است كه فهرستوار عبارتند از: خداشناسي و تبيين فقر دائمي مخلوقات به خدا، اثبات حدوث زماني عالم، تبيين عقلاني معاد جسماني، توجيه فلسفي آموزة تجسم اعمال، ابطال عقيدة تناسخ، نوآوري در تبيين ماهيت مرگ و تبيين عموميت حشر. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        4 - بررسي تأثير مباني نفس‌شناسي صدرالمتألهين بر وحي‌شناسي وي
        فروغ السادات رحيم پور مجيد  ياريان
        صدرالمتألهين شيرازي نظام حكمت متعاليه و بتبع آن، نفس‌شناسي خود را بر پاية مباني و اصولي استوار كرده كه پيش از او به آنها بعنوان مباني زيربنايي يك انديشة فلسفي كمتر توجه شده است. حركت جوهري نفس از ماده تا ملكوت، تشكيك وجود و ذومراتب بودن نفس، جايگاه عالم خيال و نيز اتحاد چکیده کامل
        صدرالمتألهين شيرازي نظام حكمت متعاليه و بتبع آن، نفس‌شناسي خود را بر پاية مباني و اصولي استوار كرده كه پيش از او به آنها بعنوان مباني زيربنايي يك انديشة فلسفي كمتر توجه شده است. حركت جوهري نفس از ماده تا ملكوت، تشكيك وجود و ذومراتب بودن نفس، جايگاه عالم خيال و نيز اتحاد نفس با عقل فعال از زمرة اين اصول اساسي در نفس‌شناسي صدرايي بشمار ميروند. در اين نوشتار، به بررسي جايگاه اصول و مباني علم‌النفس ملاصدرا و تأثير بنيادين آن در شناخت وحي و تبيين فرايند آن پرداخته شده است. از جمله نتايج اين اصول و مباني ميتوان به كلامي بودن وحي، غيرشخصي بودن آن، خطاناپذيري، همراستايي وحي با عقل و انقطاع‌ناپذيري آن اشاره نمود. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        5 - مقايسة ديدگاه ابن سينا و ملاصدرا پيرامون رابطة نفس و بدن و سنجش كارآمدي مباني هريك در نيل به مطلوب
        فروغ السادات رحيم پور
        ‌يكي از موارد اختلاف نظر ميان ابن‌سينا و ملاصدرا در بحث انسان‌شناسي، نوع نگرش هريك به رابطه ميان نفس و بدن است كه اين اختلاف‌، از مباني نظام فلسفي ايشان ناشي ميشود. رابطة نفس و بدن در نگاه ملاصدرا، رابطه‌يي ذاتي و وجودي است و قول به عليّت (مادي) بدن عنصري براي مرتبة طبي چکیده کامل
        ‌يكي از موارد اختلاف نظر ميان ابن‌سينا و ملاصدرا در بحث انسان‌شناسي، نوع نگرش هريك به رابطه ميان نفس و بدن است كه اين اختلاف‌، از مباني نظام فلسفي ايشان ناشي ميشود. رابطة نفس و بدن در نگاه ملاصدرا، رابطه‌يي ذاتي و وجودي است و قول به عليّت (مادي) بدن عنصري براي مرتبة طبيعي نفس، ناشي از همين موضعگيري‌ است، در حاليكه مطابق مباني ابن‌سينا، نفس صرفاً در كسب كمالات وجودي و نه در اصل وجود، نيازمند بدن است و عليّت ذاتي ميان اين دو برقرار نيست. مسئلة ديگر اينست كه شيخ‌الرئيس، تركيب نفس و بدن را اتحادي ميداند و صدرالمتألهين در اتحادي بودن تركيب با او هم رأي است اما معتقد است كه تنها با قبول برخي مباني حكمت متعاليه ميتوان اتحادي بودن تركيب مذكور را موجه كرد. مسئلة مهم بعدي اينست كه اگر نفس و بدن، رابطة وجودي دارند نه رابطة عارضي و اضافي، آيا تعلق نفس به بدن قطع شدني است؟ و اگر ذو مراتب بودن نفس مسجّل و مسلّم است، آيا نبايد بدن را نيز ذومراتب دانست تا همراهي با نفس در مراتب مختلف براي آن امكانپذير باشد؟ بسبب تفاوت مبنا، پاسخ شيخ الرئيس و ملاصدرا به اين قبيل پرسشهاي زيربنايي، تفاوتهايي دارد و اين مقاله قصد دارد به جستجو و تحليل آنها و سنجش كارآمدي مباني ايشان در نيل به مطلوب بپردازد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        6 - رتبه‌بندي وجودي حواس ظاهري بر مبناي حكمت متعاليه
        فروغ السادات رحيم پور جمال احمدی
        در سنت فلسفي حكماي اسلامي، بحث در مورد حواس پنجگانة ظاهري، طبق مبنايي خاص و با ترتيب مشخصي انجام ميگيرد. جمهور حكما معتقدند كه ترتيب حواس از اخسّ به اشرف عبارت است از لامسه، ذائقه، شامه و سپس سامعه و باصره، و در ميان حواس پنجگانه سامعه و باصره لطيفتر و شريفترند. بر اساس چکیده کامل
        در سنت فلسفي حكماي اسلامي، بحث در مورد حواس پنجگانة ظاهري، طبق مبنايي خاص و با ترتيب مشخصي انجام ميگيرد. جمهور حكما معتقدند كه ترتيب حواس از اخسّ به اشرف عبارت است از لامسه، ذائقه، شامه و سپس سامعه و باصره، و در ميان حواس پنجگانه سامعه و باصره لطيفتر و شريفترند. بر اساس مباني حكمت متعاليه از جمله حركت جوهري، اين ترتيب جنبة وجودي و كمالي پيدا ميكند و از همينرو بحثهايي كه ملاصدرا در مباحث نفس در مورد حواس ظاهري انجام ميدهد، عموماً وجودشناسانه است. ‌در مورد رتبة وجودي سه حس اول، ترتيب فوق همواره محفوظ است اما در مورد برتري وجودي سمع و بصر، گاه دلايلي ميتوان يافت كه حكم به شرافت سمع ميدهد و گاه بنا بدلايل ديگر، شرافت بصر اثبات ميشود. در اين مقاله دلايلي كه بر اساس مباني حكمت متعاليه براي رتبه‌بندي وجودي حواس قابل ذكر است، بررسي و تحليل شده و با توجه ويژه بر سمع و بصر، ميان دلايل مرتبط با برتري وجودي اين دو، داوري بعمل آمده است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        7 - زمان در آخرت از منظر صدر المتألهین
        هادی جعفری فروغ السادات رحيم پور
        توجه به ويژگيهاي جهان آخرت و مقايسه» آن با شرايط دنيوي، در بسياري از آثار ملاصدرا مشاهده ميشود و «زمان» يكي از آن ويژگيهاست. با اين پيشفرض پذيرفته شده در حكمت متعاليه كه معاد جسماني و وجود جسم اخروي امري ضروري است، اين پرسش مطرح ميشود كه آيا در آخرت نيز زمان وجود دارد؟ چکیده کامل
        توجه به ويژگيهاي جهان آخرت و مقايسه» آن با شرايط دنيوي، در بسياري از آثار ملاصدرا مشاهده ميشود و «زمان» يكي از آن ويژگيهاست. با اين پيشفرض پذيرفته شده در حكمت متعاليه كه معاد جسماني و وجود جسم اخروي امري ضروري است، اين پرسش مطرح ميشود كه آيا در آخرت نيز زمان وجود دارد؟ و در صورتيكه پاسخ مثبت باشد، كم و كيف آن و تفاوت و شباهتش با زمان دنيوي چيست؟ مقالة حاضر درصدد پاسخ دادن به چنين پرسشهايي دربارة زمان است و به اين نتيجه رسيده كه لازمة اعتقاد به معاد جسماني، وجود نحوه‌يي از زمان است كه متناسب با عالم آخرت و وجود جسماني آخرتي باشد. اين نحوه از وجود زمان، مرتبه‌يي كاملتر و شديدتر از وجود دنيوي زمان دارد و از ويژگيهاي مرتبة آخرتي، همچون نسبي بودن احساس گذر زمان، تأثير‌گذاري ميزان و مرتبة تجرد افراد در كندي يا سرعت سپري شدن وقت رخدادهاي اخروي، و تناسب ادراك گذر زمان با غلبة وجهة ملكي يا ملكوتي بر هر فرد (در طول حيات دنيوي) را برخوردار است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        8 - الگوي مشترك براهين تجرد نفس با محوريت بدن در انديشة ابن‌سينا و ملاصدرا
        مجيد  ياريان فروغ السادات رحيم پور مهدی امام جمعه
        حكماي اسلامي همچون ابن‌سينا و ملاصدرا در مباحث انسان‌شناختي خود، به بيان ويژگيهاي نفس و از جمله اثبات تجرد آن پرداخته‌اند. با استقرا در آثار اين دو حكيم، ميتوان ملاحظه كرد كه براهين مثبِت تجرد نفس تماماً بر اساس نفي ويژگيهاي جسم و مادة بدني استوار شده‌اند؛ به‌اين‌معنا ك چکیده کامل
        حكماي اسلامي همچون ابن‌سينا و ملاصدرا در مباحث انسان‌شناختي خود، به بيان ويژگيهاي نفس و از جمله اثبات تجرد آن پرداخته‌اند. با استقرا در آثار اين دو حكيم، ميتوان ملاحظه كرد كه براهين مثبِت تجرد نفس تماماً بر اساس نفي ويژگيهاي جسم و مادة بدني استوار شده‌اند؛ به‌اين‌معنا كه نفس، فاقد ويژگيهاي بدن و جسم است و از اينرو تجرد آن به اثبات ميرسد. بعنوان نمونه، مادة بدني داراي كميت، وضع، تغيير، انقسام‌پذيري و تناهي افعال است و ضعف، كهولت و خستگي عارض آن ميگردد و علم به بدن و افعال آن نيز حصولي و تابع وضع و محل است. اين دو فيلسوف با نفي و سلب اين خصايص از نفس، تجرد آن را به اثبات ميرسانند و بنابرين، شناخت نفس و اثبات تجرد آن جز با شناخت بدن و سلب ويژگيهاي بدني از آن امكانپذير نيست. در اين نوشتار، علاوه بر بازنويسي براهين اثبات تجرد نفس و تعيين جايگاه كليدي بدن در آن، الگويي كلي براي مجموع اين براهين طراحي و عرضه شده است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        9 - بررسي نقش قواي ادراكي و نحوة تعامل آنها در تحقق روِيا، وحي و سِحر (مقايسة‌ديدگاه ابن‌سينا و ملاصدرا)
        عبدالرضا کوشکی فروغ السادات رحيم پور
        نفس انسان توانمنديهاي شگفتي دارد كه برخي از آنها در عرصه‌هايي وراي سطح فعاليتهاي متداول و مرسوم ظاهر ميشود. روِيا، وحي و سحر از جمله اين توانمنديهاست و آنچه در اين پژوهش مورد نظر است بررسي و مقايسه ديدگاه ابن‌سينا و ملاصدرا پيرامون تعامل قواي ادراكي براي تحقق اين سه امر چکیده کامل
        نفس انسان توانمنديهاي شگفتي دارد كه برخي از آنها در عرصه‌هايي وراي سطح فعاليتهاي متداول و مرسوم ظاهر ميشود. روِيا، وحي و سحر از جمله اين توانمنديهاست و آنچه در اين پژوهش مورد نظر است بررسي و مقايسه ديدگاه ابن‌سينا و ملاصدرا پيرامون تعامل قواي ادراكي براي تحقق اين سه امر است. از نظر هر دو فيلسوف، در مسئلة روِيا، قواي ظاهر، باطن و عاقله با هم تعامل دارند؛ در مسئلة وحي، قواي ظاهر دخالتي ندارند و در سحر نيز همة قواي ادراكي در تعامل هستند. ملاصدرا بدليل مباني خاص خود علاوه بر تأثير عقل فعال و نفوس سماوي بر قواي ادراكي، قائل به تأثير عالم مثال منفصل بر اين قوا نيز هست. همچنين، عدم التزام ابن‌سينا به لوازم بحث حركت جوهري باعث شده كه در خصوص ارتباط نفس با بدن، تبيين متفاوتي ارائه نمايد. برغم اين اختلافات، ديدگاه دو فيلسوف پيرامون نحوه تعامل قوا در موارد متعدد، بيكديگر نزديك است كه ميتواند برخاسته از توجه ايشان به متون ديني باشد. بكمك مباحث مطرح شده توسط دو فيلسوف، ميتوان به راهكارهايي براي بهبود عملكرد قواي ادراكي و تعامل ميان آنها مانند تقويت قوة عاقله، كنترل افكار و تعادل مزاج دست يافت. جزييات مقاله