• فهرست مقالات


      • دسترسی آزاد مقاله

        1 - سخن سردبیر
        آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
        حكمت‌گريزي و دوري از معنويت و اخلاق، در حكم فرار از انسانيت است و هر جامعه و هر فرهنگي كه از حكمت و معنويت بدور باشد يا از آن بگريزد، در دامان جاهليت‌ ‌افتاده و در لُجّه ظلمت فرو رفته است؛ چه كلام الهي حكمت را برابر «خير كثير» و هر فرد يا جامعه را كه از حكمت و صلاح رويگ چکیده کامل
        حكمت‌گريزي و دوري از معنويت و اخلاق، در حكم فرار از انسانيت است و هر جامعه و هر فرهنگي كه از حكمت و معنويت بدور باشد يا از آن بگريزد، در دامان جاهليت‌ ‌افتاده و در لُجّه ظلمت فرو رفته است؛ چه كلام الهي حكمت را برابر «خير كثير» و هر فرد يا جامعه را كه از حكمت و صلاح رويگردان باشد، گرفتار «شّر كثير» و اسير فاسدان و ناصالحان يا همان «طاغوت» ـ يعني سركشان از قوانين و سنن الهي و فطرت و عقل سليم ـ دانسته است. نماد و مصداق اينگونه جوامع در زمان حال، جوامع غربي و مدّعيان انساندوستي و مدافعان دروغين حقوق بشر و آزادي ذاتي او ميباشند كه مدعي «رهبري دنياي آزاد» بودند و فرهنگ جاهلي خود را فرادست فرهنگها و تمدنهاي اصيل شرقي معرفي ميكردند. ملتي بي‌ريشه و نوپا و وارث بربريت طوايف مهاجم و مهاجر نيمه‌وحشي قديم اروپا، كه چشم ديدن نظامي اسلامي را نداشتند و با آن به خصومت ميپرداختند، ولي دست تقدير و سنت الهي پرده از فريبكاري دجّالانه آنها برداشت و كار دموكراسي و عقلانيت دروغين آنها به رسوايي كشيد. وقايع انتخاباتي رياست جمهوري آمريكا، امسال سبب گرديد دموكراسي و قانونمداري اين دولت مورد تمسخر مردم جهان قرار گيرد و نظام دور از انسانيت و بيرون از تمدن راستين اين جمع وحشي در پنهان، باطن خود را نشان داد. مروز، آشكارا كار نظامي كه مدعي عظمت و سروري بر جهان و بشر بود، به رسوايي كشيده شده و بحكم وعده الهي، اجلش فرا رسيده و نوبت نكبت و سقوط و از هم پاشيدگي او شده است، تا مردم مظلوم آن سرزمين و ستمديدگان ديگر جهان، بدور از ادعاي حكومت آمريكا بر دهكده جهاني، روي استقلال و زندگي سالم بخود ببينند. روي ديگر اين برگ تاريخ و در اين سوي جهان كه مشرق انوار الهي است، پديده ديگري هست؛ حكومتي كه بنام خدا و بر پايه» حكمت و بدست حكيمان الهي بر پا شده و هر روز سرافرازتر و پيروزتر به راه خود و ترويج تمدن عالي و انساني قرآني و اهل بيت عليهم السلام ادامه ميدهد و تماشاگر سقوط و هلاك كساني است كه با صراط مستقيم الهي محاربه ميكردند؛ «صدق‌الله العلي العظيم». جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        2 - نقش ساحات احساسي و اراديِ ايمان در پيوند دو سويه آن با فعل اخلاقي از ديدگاه ملاصدرا
        مهدی زمانی
        ايمان حقيقتي است كه افزون بر شناخت، احساس و اراده انسان را نيز دربرميگيرد و بهمين دليل انديشمندان با تأكيد بر يكي از اين ساحتها، ديدگاههاي متفاوت شناخت‌گروانه، احساس‌گروانه و اراده‌گروانه ارائه نموده‌اند. نحوة پيوند ايمان با عمل نيز از مسائل كهن در باب ايمان است كه معرك چکیده کامل
        ايمان حقيقتي است كه افزون بر شناخت، احساس و اراده انسان را نيز دربرميگيرد و بهمين دليل انديشمندان با تأكيد بر يكي از اين ساحتها، ديدگاههاي متفاوت شناخت‌گروانه، احساس‌گروانه و اراده‌گروانه ارائه نموده‌اند. نحوة پيوند ايمان با عمل نيز از مسائل كهن در باب ايمان است كه معركه‌يي از آراء گوناگون را در پي داشته است. در اين نوشتار با روش توصيفي ـ تحليلي، برداشت ملاصدرا در اين موضوع تبيين و تحليل ميگردد. غالباً ديدگاه ملاصدرا در باب ماهيت ايمان را يگانه‌انگاري ايمان و شناخت معرفي ميكنند اما از ديدگاه وي ايمان معرفتي قلبي است كه افزون بر شناخت، احساس و ارادة آدمي را نيز دربرميگيرد. تأكيد ملاصدرا بر نقش عشق مؤمنانه در ساحت احساس و نيز اخلاص ايماني در ساحت اراده، موجب گرديده تا بتوان تبيين قابل قبولي از نحوة پيوند ايمان و عمل در چارچوب انديشة وي، ارائه نمود. بدينسان، ايمان از طريق گسترة خود در ساحت احساس و اراده (عشق و اخلاص)، به عمل اخلاقي منجر ميشود و متقابلاً از همين دريچه‌ها، از آن تأثير ميپذيرد. بنابرين با وساطتِ ساحت احساس و اراده، ميان معرفت و فعل اخلاقي رابطه‌يي دو سويه برقرار ميشود؛ از سويي ايمان انجام فعل اخلاقي را تضمين ميكند و از سوي ديگر، انجام فعل اخلاقي باعث تقويت ايمان ميشود. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        3 - بررسي نقادانة تقريرات حكيم سبزواري از برهان صديقين و برخي برداشتهاي متأخر از آنها
        حسينعلي شيدان‌شيد محمدهادي  توكلي
        حكيم سبزواري در كوشش براي ارائة تقريرهايي از برهان صديقين كه از تقريرهاي پيشين مستحكمتر و در عين‌حال داراي مقدماتي كمتر باشد، سه تقرير عمده بدست داده كه از اين سه، دو تقرير را ميتوان از نوآوريهاي فلسفي وي بشمار آورد. اين تقريرها ـ كه مورد توجه و تدقيق محققان پس از وي قر چکیده کامل
        حكيم سبزواري در كوشش براي ارائة تقريرهايي از برهان صديقين كه از تقريرهاي پيشين مستحكمتر و در عين‌حال داراي مقدماتي كمتر باشد، سه تقرير عمده بدست داده كه از اين سه، دو تقرير را ميتوان از نوآوريهاي فلسفي وي بشمار آورد. اين تقريرها ـ كه مورد توجه و تدقيق محققان پس از وي قرار گرفته و الهامبخش كساني چون علامه طباطبايي در ارائة تقريراتي پيشرفته‌تر گرديده ـ در گشودن افقهايي جديد فراروي اين بحث فلسفي پيشرو بوده‌اند و از اين نظر، از نقاط عطف در سير تكاملي برهان صديقين محسوب ميشوند. اين امر، بررسي نقادانة تقريرهاي يادشده و نيز برداشتهايي كه از آنها صورت گرفته را ضروري ميسازد. مقالة حاضر، در اين راستا، به گزارش و تحليل و نقد تقريرهاي سبزواري و تأمل در نكات و اشكالاتي كه در برداشتهاي معاصر از اين تقريرها مطرح شده، پرداخته است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        4 - بررسي اعتبار شهود عرفاني در معرفت‌شناسي حكمت متعاليه
        حسين  عمادزاده ‌مهدي  ذاكري
        يكي از مهمترين مباحث در معرفت‌شناسي، بحث از منابع معرفت است. بسياري از معرفت‌شناسان معاصر در غرب، شهود عرفاني را بعنوان منبع معرفت نميپذيرند اما ملاصدرا از جمله بزرگترين فيلسوفان الهي است كه شهود عرفاني را نيز يكي از منابع معرفتي مهم ميداند و معتقد است علاوه بر دلايل عق چکیده کامل
        يكي از مهمترين مباحث در معرفت‌شناسي، بحث از منابع معرفت است. بسياري از معرفت‌شناسان معاصر در غرب، شهود عرفاني را بعنوان منبع معرفت نميپذيرند اما ملاصدرا از جمله بزرگترين فيلسوفان الهي است كه شهود عرفاني را نيز يكي از منابع معرفتي مهم ميداند و معتقد است علاوه بر دلايل عقلي، متون ديني نيز بر اعتبار اين نظريه دلالت دارند. او برخي مسائل فلسفي را از دسترس عقل خارج دانسته و معتقد است اينگونه مسائل تنها بوسيلة شهود عرفاني قابل دستيابي‌هستند. بر اساس حكمت متعاليه، زماني شهود عرفاني محقق ميشود كه بين عالم و معلوم، اتحاد يا اتصال و پيوستگي وجودي باشد، عالم و معلوم هر دو مجرد باشند و عالم قائم به ذات باشد. در اين مقاله نخست به تبيين شهود عرفاني بر اساس علم حضوري ميپردازيم، ويژگيهاي آن را برميشمريم و تفاوت آن را با درون‌نگري نشان ميدهيم، آنگاه با بررسي چيستي شهود عرفاني و انواع آن، اعتبار و ارزش معرفتي آن را ارزيابي و ملاكهايي را كه ملاصدرا و شارحان وي براي تشخيص شهودهاي معتبر برشمرده‌اند، فهرست ميكنيم و در نهايت، به بررسي حد و حدود اعتبار آن ميپردازيم. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        5 - بررسي و نقد اِسناد مجعوليت مفهوم موجود به سيدسند توسط ملاصدرا
        فاطمه عابدینی علي  ارشدرياحي
        مسئلة جعل، يكي از مباحث فلسفي است و دربارة متعلق آن (مجعول) سه قول مشهور وجود دارد: برخي معتقدند ماهيت، مجعول است؛ مانند شيخ اشراق و پيروان وي، از جمله علامه دواني. برخي به مجعوليت اتصاف قائلند و برخي نيز وجود را مجعول ميدانند. ملاصدرا مجعوليت ماهيت و اتصاف را رد كرده و چکیده کامل
        مسئلة جعل، يكي از مباحث فلسفي است و دربارة متعلق آن (مجعول) سه قول مشهور وجود دارد: برخي معتقدند ماهيت، مجعول است؛ مانند شيخ اشراق و پيروان وي، از جمله علامه دواني. برخي به مجعوليت اتصاف قائلند و برخي نيز وجود را مجعول ميدانند. ملاصدرا مجعوليت ماهيت و اتصاف را رد كرده و وجود را مجعول ميداند. اما پيش از ملاصدرا، سيدسند مجعول را «مفهوم موجود» دانسته است. ملاصدرا مراد سيدسند از «مفهوم موجود» در مسئلة جعل را مفهوم بما هو مفهوم تلقي كرده، نه يك امر حقيقي، بنابرين قول وي را در كنار سه قول مشهور در باب مجعول (بعنوان قولي جداگانه) بيان كرده و آن را نزديك به عقيدة خود ميشمارد. شارحان ملاصدرا نيز بپيروي از وي، مراد سيدسند از «مفهوم موجود» را مفهوم بما هو مفهوم دانسته‌اند، اما مراجعه به اصل (نسخ خطي) آثار سيدسند نشان ميدهد كه اين اسناد با واقعيت تطابق ندارد و مراد او از «مفهوم موجود» در مسئلة مجعوليت، همان وجود حقيقي است نه مفهوم ‌بما‌ هو‌ مفهوم، و از اينرو نظر سيدسند و ملاصدرا تفاوتي ندارند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        6 - ديدگاه سيدعلي‌خان مدني و ملاصدرا در تبيين صفات خبرية ‌الهي به اعتبار غايات
        نرگس طاهری حسن  نقی زاده مرتضی ایروانی نجفی
        برغم اقامت طولاني سيد‌علي‌خان صدرالدين مدني شيرازي (1120ـ1052) در هند و دوري وي از شيراز و اصفهان، مباني كلامي او در تبيين صفات خبرية خداوند در رياض السالكين، آشكارا نشان از تأثيرپذيري او از ملاصدرا دارد. اما با وجود پذيرش مباني حكمت متعاليه، در تفسير يا تأويل صفات الهي چکیده کامل
        برغم اقامت طولاني سيد‌علي‌خان صدرالدين مدني شيرازي (1120ـ1052) در هند و دوري وي از شيراز و اصفهان، مباني كلامي او در تبيين صفات خبرية خداوند در رياض السالكين، آشكارا نشان از تأثيرپذيري او از ملاصدرا دارد. اما با وجود پذيرش مباني حكمت متعاليه، در تفسير يا تأويل صفات الهي، روش وي با اصول فلسفة صدرايي كاملاً مطابقت ندارد. او در تبيين اتصاف خداوند به صفات انسانگونه، بمنظور تنزه خداوند از ويژگيهاي بشري، روش «اخذ به اعتبار غايات» را برگزيده است، زيرا مبادي و مقدماتِ صفاتي چون رحمت و غضب كه حاكي از هيجان و رقت و تأثر دروني هستند، دربارة خداوند صادق نيست و اين دسته از صفات، تنها به اعتبار غايت و نتيجه بر خداوند اطلاق ميشوند. اگرچه وي از اثبات صفات براي خدا بدون تشبيه سخن ميگويد ولي اين راهكار بتصريح ملاصدرا و بلحاظ مبنايي، با اصول حكمت متعاليه بويژه تشكيك وجود و تفاوت مرتبة وجودي صفات خدا با بشر، سازگاري ندارد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        7 - بررسي و تحليل نقدهاي ملاصدرا بر ديدگاه متكلمين دربارة هويت انسان
        سمیه ملکی سیدمهدی امامی جمعه نفيسه  اهل‌سرمدي
        بحث جسم‌انگاري ما سواي خداوند، در ميان آموزه‌هاي كلامي از اهميتي ويژه‌ برخوردار است و از اندك مباحثي است كه تقريباً همة فرقه‌هاي كلامي دربارة آن همنظرند. متكلمان ماسوي‌الله، يعني انسان و ديگر موجودات، را اموري جسماني ميدانند و موجود مجرد را حقيقتي كامل و بينيازِ مطلق مع چکیده کامل
        بحث جسم‌انگاري ما سواي خداوند، در ميان آموزه‌هاي كلامي از اهميتي ويژه‌ برخوردار است و از اندك مباحثي است كه تقريباً همة فرقه‌هاي كلامي دربارة آن همنظرند. متكلمان ماسوي‌الله، يعني انسان و ديگر موجودات، را اموري جسماني ميدانند و موجود مجرد را حقيقتي كامل و بينيازِ مطلق معرفي ميكنند. نگاه ظاهرگرايانه، عيني و انضمامي كلامي، جسم‌انگاري هويت و حقيقت انسان را نيز ايجاب و ايجاد مينمايد. ملاصدرا از جمله افرادي است كه با جسم‌انگاري متكلمان مقابله كرده و درصدد است تفسيري فلسفي و جامع از واقعيت و هويت انسان ارائه دهد؛ تصويري كه بتواند در زندگي فردي و اجتماعي او تأثيري مثبت داشته باشد. نوشتار حاضر، از طريق روش اسنادي، تحليل محتوا و توصيف‌گرايانه، به طرح، بررسي و نقد ديدگاههاي متكلمان از منظر ملاصدرا ميپردازد و نشان ميدهد كه تعريف صدرالمتألهين از هويت انسان و ظرفيت وجودي او، با تعريفي كه متكلمان در اينباره ارائه كرده‌اند، بكلي متفاوت و حتي مقابل آن است. متكلمان برخلاف ملاصدرا، هويت و ظرفيت وجودي انسان را بسيار جزئي و محدود شمرده‌اند و بتبع آن دچار مشكلات و محذوريتهاي متعدد شده‌اند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        8 - بازخواني عشق بمثابه مؤلفه‌يي تأثيرگذار در خداگونگي انسان از منظر مايستر اكهارت و ملاصدرا
        سيدمحمد  قادري احسان کردی اردکانی
        اكهارت و ملاصدرا از عشق بعنوان يكي از مؤلفه‌هاي تأثيرگذار در خداگونگي انسان نام ميبرند. اكهارت ذات نفس را با ذات خداوند يكسان و واحد ميداند و نتيجه ميگيرد كه عشق به خداوند، در ذات انسان نهفته است و با تأكيد بر دو ويژگي عشق، يعني انحصارگرايي و شبيه‌سازي، معتقد است عشق به چکیده کامل
        اكهارت و ملاصدرا از عشق بعنوان يكي از مؤلفه‌هاي تأثيرگذار در خداگونگي انسان نام ميبرند. اكهارت ذات نفس را با ذات خداوند يكسان و واحد ميداند و نتيجه ميگيرد كه عشق به خداوند، در ذات انسان نهفته است و با تأكيد بر دو ويژگي عشق، يعني انحصارگرايي و شبيه‌سازي، معتقد است عشق به خدا سبب ميشود ديگر عشقها فراموش شوند و در عشق به خداوند خلاصه گردند؛ تنها عشق موجود، عشق به خداوند است. عشق بمثابه محركي دروني، كشش و جذبه‌يي در روح ايجاد ميكند كه آرام و قرار را از فرد ميگيرد و او را واميدارد تا خود را شبيه معشوق كند. ملاصدرا نيز ‌ـ ‌مانند اكهارت‌ـ بر عنصر شبيه شدن عاشق به معشوق تأكيد ميكند و معتقد است عشق الهي در تار و پود وجود انسان تنيده شده است. در اين مقاله، با توجه به شباهتهاي يادشده، ميكوشيم با استفاده از روش توصيفي ـ تحليلي، تأثيرگذاري عشق در خداگونه شدن انسان را با استناد به آثار اكهارت و ملاصدرا روشن سازيم. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        9 - بررسی مقایسه‌یی دیدگاه ملاصدرا و ویلیام کرایگ درباره حدوث زمانی عالم
        منيره  سيدمظهري علیرضا  اسماعیلی
        يكي از عميقترين مباحث هستي‌شناسي كه از ديرباز معركه آراء انديشمندان و فلاسفه بوده، مسئلة حدوث يا قدم عالم است. در سنت اسلامي، ملاصدرا كوشش نموده با طرح نظرية حركت جوهري، حدوث تجددي عالم ماده را بنحوي بتصوير بكشد كه ضمن برخورداري از انسجام، با هيچيك از آموزه‌هاي ديني در چکیده کامل
        يكي از عميقترين مباحث هستي‌شناسي كه از ديرباز معركه آراء انديشمندان و فلاسفه بوده، مسئلة حدوث يا قدم عالم است. در سنت اسلامي، ملاصدرا كوشش نموده با طرح نظرية حركت جوهري، حدوث تجددي عالم ماده را بنحوي بتصوير بكشد كه ضمن برخورداري از انسجام، با هيچيك از آموزه‌هاي ديني در تعارض نباشد. بر اساس ديدگاه وي، تجدد عين هستي موجودات است و هر نو‌شدني، حدوثي مستقل است كه در بستر زمان، بيوقفه در ذات موجودات بوقوع ميپيوندد. سلسلة حوادث بدليل عدم انقطاع فيض، به نقطة معيني نميرسد؛ بدين ترتيب، همة اجزاء عالم، حادث زمانيند. در نتيجه عالم كه بعنوان يك كل اعتباري، وجودي جداگانه از حوادث ندارد نيز حادث زماني خواهد بود. ويليام كريگ، متفكر ديندار مسيحي، در فضاي فكري معاصر غرب، نيز برهان كيهان‌شناختي كلامي خود را بر مبناي رويكرد جديدي از حدوث زماني عالم ارائه كرده است. او معتقد است عالم با همة اجزائش، از جمله زمان، در لحظه‌يي خاص، با ارادة آزاد الهي، از عدم خلق شده و از آن پس، خداوند كه قبل از آغاز خلقت در موقعيتي فرازماني قرار داشت، بدليل نسبت واقعي خود با حوادث زماني، در معرض زمان قرار گرفته است. مسئلة اصلي پژوهش حاضر اينست كه كارآمدي تقرير ملاصدرا از حدوث زماني عالم را در مقايسه با تلقي جديد كريگ، نشان دهد. رهيافتهاي بدست آمده از مقايسة اين دو ديدگاه نشان ميدهد كه كوشش كريگ براي ارائة اين رويكرد جديد، گرچه در جاي خود درخور توجه است اما در مقايسه با ديدگاه ملاصدرا نه‌تنها داراي انسجام لازم نيست بلكه آشكارا با مبناييترين آموزه‌هاي ديني ـ از جمله عدم اتصاف ذات خداوند به تغيير، ازليت خداوند، معيت قيومية خداوند با مخلوقات و دوام فيض ـ تعارض دارد. جزييات مقاله