جستجوي مقاله (جستجوی پیشرفته)

در این قسمت شما می توانید عنوان یا قسمتی از خلاصه مقاله مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نمونه و لیست مقالات مرتبط را مشاهده نمایید

آخرین شماره

No 88
شماره 88 سال 22
تابستان 1396
|

پربازدیدترین مقالات


آخرین مقالات منتشر شده

انقلاب اسلامي ايران پس از برپايي و تثبيت قانوني و رأي نزديك به اجماع ملي ملت به آن، اهداف و شعارهايي داشت كه در يك كلمه، «در برپايي يك نظام اسلامي و حكومتي برابر قرآن و سنت پيامبر(ص)» خلاصه ميشد، و ملت ايران به كمتر از آن قانع نبود. مهمترين اين اهداف خرد و كلان، اسلامي شدن، يعني پياده شدن قانون و فرهنگ و روح اسلامي و در كنار آن، رفاه و امنيت و آزادي مردم و رعايت عدالت اجتماعي و كرامت انساني بود. متأسفانه دشمنان آگاه و با تجربة اين انقلاب، با نفوذ در دستگاه حاكميت و بهره از خائنين برخاسته از نسل همراهان انقلاب، تلاش مؤثري در دست نيافتن انقلاب به اهداف تدوين شدۀ آن در قانون اساسي داشت و روزبروز اين نظام را از اهداف آن دور نمود و حتي برخي سياستگذاريهاي رسمي را هم با توطئه خود مشوب و منحرف ساخت. از جمله آفات اين متنفذين در حاكميت در طول نزديك به چهار دهه، توسعۀ فساد مالي در دستگاهها، فساد اخلاقي در جامعه و بويژه در نسل جوان و انحراف عفافي دختران جوان و دهها فساد ديگر كه عمدۀ آنها دور شدن از عدالت و احكام و اخلاق اسلامي است‌‌ ميباشد، بگونه‌يي كه آنچه آنروز اهداف‌ ‌يك ملت بود، امروز به آرزوي آنان تغيير يافته است. دست هدايتگر نظام كه همواره در پي اصلاح امور بوده و هست، ياوري در كنار خود ميخواست كه بدور از عملكرد خرد يا كلان دستگاههاي رسمي، بتواند هم سياستگذاري در سطح اعلي باشد و هم ناظر و تحليلگري بدنبال مصلحت واقعي نظام و اين تا به امروز قابل تحقق نبود، چون نه ارادة ارباب مسئوليت و نه ادارة ‌آن، با مصلحت نظام مناسبتي نداشت. از اينرو كاري شايسته در اجراي وظايف سياستگذاري يا عملي‌سازي اهداف مقام رهبري و ياوريهاي ديگر سياسي و فكري و نظارتي انجام نميشد. احياء مجمع تشخيص مصلحت و انتصاب رئيس جديد محترم آن و احكام و توصيه‌هايي كه در آستانه آن از طرف مقام معظم رهبري ابلاغ شد، ميتواند چاره‌ساز بازگشت كشور به اهداف و شعارهاي آغاز انقلاب باشد، و بايستي در درجة اول براي رفع آلام فرهنگي و استواري ركن فرهنگ و حكمت و اخلاق اجتماعي‌‌كه مهمترين اركان جامعه اسلامي ايران و در حكم رأس در برابر بدن است‌ـ كاري بكند و آنرا از زير غبار فراموشي و قرار داده شدن در رتبة پائينتر اركان ديگر مادي و شبه مادي نظام بيرون بياورد و اين ام‌المصالح جامعه را در جايگاه اصلي و كرسي واقعي خودش بنشاند؛ اين مخروط وارونه را در وضع لايق آن قرار دهد؛ هم خود، سياستگذار باشد و هم مراقب سياستهاي دشمنان، تا در آينده و در محضر تاريخ و برابر چشمان منتظر خرده‌بينان محكوم به قصور نگردد.
آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
DOI : 0
کلمات کلیدی : سر مقاله ، مجمع تشخیص مصلحت نظام
تركيب ممكن الوجود از دوگانة ماهيت و وجود ‌از زمان فارابي تا كنون‌‌ـ مهمترين تفاوت آن با واجب‌الوجود شمرده شده است. وجود نه عين ذات ممكن است، نه جزء ذات و نه معلول ذات آن. از اينرو، ممكن الوجود، مركب است از ذات و وجودي كه عارض بر آنست. نخستين تصوير از تركيب وجود و ماهيت را فارابي بنا نهاد؛ تصويري كه تمايز روشني بين ذهن و خارج در آن ديده نميشود. ابن‌سينا نيز هرچند بظاهر همان تصوير را بسط و توسعه داده است، اما نشانه‌هايي از خود بجاي گذاشت كه ميتوانند زمينة عبور از عروض خارجي به عروض تحليلي باشند. مفسران ابن‌سينا از رابطۀ وجودشناختي وجود و ماهيت از نگاه او، تفسيرهاي متفاوتي ارائه كردند كه شاخصترين آنها دو تفسيريست كه سهروردي و ملاصدرا از آنها حمايت ميكنند. در تفسير مورد حمايت سهروردي، نسبت وجود به ماهيت همانند نسبت ديگر اعراض به موضوعاتشان تلقي شده است و در تفسير ملاصدرا، بر تفاوت اساسي وجود با اعراض ديگر تأكيد شده است. در اين تفسير، نسبت وجود به ماهيت از «ثبوت شيء لشيء» به «ثبوت الشيء» ارتقا يافته و راه بر اشكالات سهروردي بر ابن‌سينا بسته شده است. در اين مقاله، پس از بيان و اثبات پيشفرضهاي نظرية ابن‌سينا، به بيان دو تفسير ياد شده و بررسي آنها پرداخته‌ايم.
سید محمد انتظام
DOI : 0
کلمات کلیدی : وجود ، ماهيت ، عرض ، موضوع ، رابطة وجود شناختي ، ثبوت الشيء ، ‌ثبوت شيء لشيء ،
مفتاح‌الغيب‌ ‌صدرالدين قونوي، بعنوان اولين اثر در علم عرفان نظري، مباني عرفان نظري يا فلسفي را بنيان نهاد زيرا ابن عربي كه به پدر عرفان نظري اسلامي مشهور است، فرصت اين مهم را نيافت و لذا قونوي بود كه مبادرت به اين امر ورزيد. قونوي در كنار حكمت مشاء و حكمت اشراق، مكتبي را پايه‌گذاري كرد كه ميتوان آن را عرفان فلسفي خواند. وي با تمام بدبينيش به عقل نظري، اذعان ميكند كه كشف و ذوق با عقل نظري در همۀ مراحل موافق است زيرا تناقضي در حجت عقل نظري نميبيند اما ادراك اين حجت را از تصور بشري محجوب ميداند. تلاش قونوي آنست تا ميان قواعد كشفي عرفا و نظريات حكما، انسي حاصل كند. او در بسياري از مواضع خود، از اشارات‌ ‌ابن سينا و بويژه شرح خواجه نصيرالدين طوسي بر آن بهره ميبرد، بگونه‌يي كه ميتوان زبان فلسفي مورد استفادة قونوي را حكمت مشاء، خصوصاً اشارات‌ ‌ابن سينا قلمداد كرد كه در فلسفي كردن عرفان قونوي، سهم بسزايي دارد.
غلامرضا حسين‌پور
DOI : 0
کلمات کلیدی : عرفان فلسفي ، عقل نظري ، حكمت مشاء ، قونوي ، فناري ،
اصالت وجود، مبناي حكمت متعاليه است و ملاصدرا اين اصل را با ادلۀ محكم به اثبات رسانده و ساير اصول فلسفه‌اش را بر آن بنا كرده است. هر چند اين مسئله در زمان ابن‌سينا مطرح نبوده ولي اين سؤال قابل طرح است كه آيا ميتوان آنرا در عبارات شيخ‌الرئيس رديابي نمود؟ آيا ميتوان شواهدي قوي بر اثبات اين اصل در تفكر سينوي يافت، بنحوي كه مجالي براي قرائت اصالت ماهيتي از تفكر وي وجود نداشته باشد؟ هدف اين تحقيق، ارائۀ شواهدي محكم بر اصالت وجودي بودن تفكر سينوي بوده و قصد دارد كه با مراجعه به عبارات ملاصدرا و ابن‌سينا اين مطلب را تقويت نمايد. ملاصدرا در تأييد اصالت وجود مورد نظر خويش، به عبارات شيخ‌الرئيس استناد ميجويد. بسياري از آراء ابن‌سينا مستلزم اصالت وجود است. علاوه بر اين، نصوصي نيز بر اين مطلب در بيانات او وجود دارد. شواهد مذكور به فراخور و مجال اين تحقيق، ارائه و مدعا تبيين خواهد شد.
مصطفي مؤمني
DOI : 0
کلمات کلیدی : ‌اصالت وجود ، جعل وجود ، امكان فقري ، ماهيت ، ابن‌سينا ، ملاصدرا ،
گرچه واژه‌هاي «فلسفۀ و «حكمت» در اصطلاح، معمولاً بصورت مترادف بكار ميروند ولي در اين مقاله اعتقاد بر اين است كه در سنت فلسفة اسلامي، حكمت، معنايي برتر از فلسفه دارد. با نظر به تعريف حكمت به اموري همچون معرفت الله، تشبّه به اله و استكمال نفس انساني، بدست مي‌آيد كه حكمت با اخلاق حكيم ارتباطي وثيق دارد و ملازم با ايمان و عمل اوست. حكيم برخلاف فيلسوف بمعناي رايج كلمه‌ـ بر آن است تا جهاني عقلاني شود بنشسته در گوشه‌يي، و اين امري است كه زندگي حكماي مسلمان نيز گواه آن است. بديهي است كه در دنياي معاصر كه اغلب فلسفه‌هاي آن بر شكاكيت و نسبيت گرايي تأكيد ميورزند، نميتوان از حكمت سخن راند ولي ميتوان از فلسفه‌هاي گوناگون سخن بميان آورد. فلسفه هاي متأخر بيش از آنكه انسان را به يقين برسانند، او را از آن دور ساخته و در ميان انبوهي از ترديدها رها ميسازند. از اينرو، حكمت، گمشدة انساني است كه در جستجوي يقين است.
طوبي كرماني - حبيب كاركن
DOI : 0
کلمات کلیدی : حكمت ، فلسفه ، حقيقت ، نسبيت ‌گرايي ،
در نگاه برخي فلاسفه، فلسفه به سلوك ذهني و تبادلات مفهومي تقليل مي‌يابد. در مقابل، برخي ديگر از فلاسفه با تكيه بر جنبه‌هاي عملي، فلسفه را سلوك وجودي ميدانند. از نظر ملاصدرا، فلسفه فرايند استكمال نفس انساني است. استكمال نفس، نه از گونة رشد كمي يا كيفي بلكه بمعناي استكمال ذاتي، اشتداد و سلوك وجودي. او غايت فلسفه را تشبه به اله ميداند و اين تشبه با دو مشخصة احاطه به معلومات و تجرد از جسمانيات محقق ميگردد. سلوك انگاري فلسفه، پيامدهايي‌ همچون كثرت‌گرايي فلسفه‌ورزي، فلسفه‌ورزي بيكرانه، تناظر ارتقاء معرفتي با ارتقاء وجودي، كثرت‌گرايي روش‌شناختي و همبستگي تهذيب نفس و فلسفه را بدنبال دارد. ملاصدرا با تكيه بر سلوك انگاري فلسفه، ميكوشد حكمت متعاليه را بر اساس الگوي سفرهاي چهارگانه سامان‌ دهد.
منصوره رحماني - احد فرامرز قراملکی - قاسم كاكايي
DOI : 0
کلمات کلیدی : سلوك وجودي ، فلسفه ، استكمال نفس ، تشبه به اله ، سفرهاي چهارگانة عرفاني ، ملاصدرا ،
چهرة حقيقي زندگاني براي انساني پديدار ميگردد كه توانسته باشد در پاسخ به پرسش از «حكمت وجودي خويش» به معنايي دست يافته باشد كه او را در مسير رشد و تعالي قرار دهد. از ديدگاه حكماي اسلامي رابطة بين انسان و اله، رابطة رب و مربوبي است. در اين رويكرد، اله، علاوه بر برنامه و هدفي كه از خلقت موجودات داشته، داراي نقش تربيتي و هدايتي پس از خلقت نيز ميباشد. حكما، الگوهاي تربيتي انسان را انسانهايي دانسته‌اند كه توانسته‌اند به فضل الهي، كمال مورد انتظار نوع خود را متحقق ساخته و بعنوان انسان كامل عهده‌دار هدايت ساير انسانها بسوي صراط مستقيم شوند. در حكمت صدرايي براساس اصولي همچون اصالت وجود، تشكيك وجود و حركت جوهري، همۀ موجودات در صراط تكوين‌كه با خلقت جهان پديدار گشته‌‌ـ بسوي مسبب الأسباب در حال سيرند (عبادت تكويني.) در اين ميان، انسان بدليل برخورداري از جايگاه ويژه در نظام هستي، داراي اين توانايي است كه در صراط تشريع نيز گام نهد و با الگو قرار دادن انسان كامل بوسيلة بهره‌گيري از حكمت نظري و بكاربندي حكمت عملي به اوج كمال وجودي خويش كه همان عبوديت الهي (لقاء اللّه) است دست يابد (عبادت تشريعي.)‌ از منظر ملاصدرا لازمة رسيدن به چنين مرتبتي، حكمت و حريت است.
عليرضا جوانمردي اديب
DOI : 0
کلمات کلیدی : انسان ، حكمت ، اصالت وجود ، تشكيك ، نفس ، حركت جوهري ، عقل نظري و عملي ،
قاعدة امكان اشرف از قواعد مهم فلسفة اشراق است. شيخ اشراق، اهتمام ويژه‌يي به اين قاعده داشته است و در اكثر آثار خود بر اين قاعده اقامة استدلال كرده است. هدف اصلي ما در اين نوشتار بررسي نسبت قاعدة امكان اشرف با اصالت وجود است. بدين‌منظور، لازم است به اين پرسشها پاسخ داده شود: آيا برهان مشهور اين قاعده كه در آثار سهروردي و پيروان او مطرح شده، بر اصالت ماهيت مبتني است؟ موضع ملاصدرا بعنوان مؤسس فلسفة اصالت وجودي، در قبال اين قاعده و برهان آن چيست؟ آيا تاكنون تقريري از قاعدة امكان اشرف با ابتناء بر اصالت وجود ارائه شده است؟ نقاط قوت و ضعف براهين و تقريرهاي مختلف اين قاعده چيست؟ از طرفي، اشكالاتي نيز بر اين قاعده مطرح شده است كه با تكيه بر مباني حكمت متعاليه قابل دفع ميباشند. محقق دواني، اشكالي بر قاعده مطرح نموده است كه ملاصدرا بر اساس اصالت وجود و فروعات آن، به اشكال پاسخ داده است. اين پاسخ ميتواند زمينه‌ساز تقرير ديگري از قاعده شود كه در مقاله بدان پرداخته شده است.
حسن سعيدي - امير اوسطي
DOI : 0
کلمات کلیدی : مكان اشرف ، امكان فقري ، اصالت وجود ، اصل عليت ، سهروردي ،

معرفي نشريه

صاحب امتیاز :بنیاد حکمت اسلامی صدرا
مدیر مسئول :آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
سردبیر :آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
هیئت تحریریه :
آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی
دکتر احمد احمدی
دکتر غلامرضا اعوانی
دکتر رضا داوری اردکانی
دکتر کریم مجتهدی
دکتر سیدمصطفی محقق داماد
دکتر مقصود محمدی
شاپا :0874-1560
شاپا الکترونیکی :0874-1560

نمایه شده