• Home
  • S. Mohammad Khamenei
    • List of Articles S. Mohammad Khamenei

      • Open Access Article

        1 - Cheif Editor's Note
        Seyyed Mohammad Khamenei
        .Culture government
        .Culture government Manuscript Document
      • Open Access Article

        2 - سرمقاله
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        3 - سرمقاله
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        4 - سرمقاله
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        5 - سرمقاله
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        6 - سرمقاله
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        7 - سرمقاله
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        8 - سرمقاله
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        9 - سرمقاله
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        10 - سرمقاله
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        11 - سرمقاله
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        12 - foreword
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        13 - Foreword
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        14 - -
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        15 - Foreword
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        16 - سرمقاله
        Seyyed Mohammad Khamenei
      • Open Access Article

        17 - foreword
        Seyyed Mohammad Khamenei
        Ibn Sina culture
        Ibn Sina culture Manuscript Document
      • Open Access Article

        18 - Forewodr
        Seyyed Mohammad Khamenei
        Aashoura Imam Hosein Philosophy of History
        Aashoura Imam Hosein Philosophy of History Manuscript Document
      • Open Access Article

        19 - 22th congress on Mulla Sadra
        Seyyed Mohammad Khamenei
        Mulla Sadra 22th Congress
        Mulla Sadra 22th Congress Manuscript Document
      • Open Access Article

        20 - Foreword
        Seyyed Mohammad Khamenei
        Arbaein Imam Hosein philosophy of history
        Arbaein Imam Hosein philosophy of history Manuscript Document
      • Open Access Article

        21 - Foreword
        Seyyed Mohammad Khamenei
        Culture, Government, Cultural Politics
        Culture, Government, Cultural Politics Manuscript Document
      • Open Access Article

        22 - Editor's Note
        Seyyed Mohammad Khamenei
        Political Intellect Islamic Revolution Political Insight
        Political Intellect Islamic Revolution Political Insight Manuscript Document
      • Open Access Article

        23 - Editor's Notes
        Seyyed Mohammad Khamenei
        يكي از پديده‌هاي بشري در تاريخ كه از آن با اهميت زياد ياد ميكنند، اختراع «خط» در هزاره‌هاي سوم يا پنجم ق.م در ايران، و شايد در نقاطي ديگر، ميباشد. كشف و اختراع خط سبب شد كه دورانهاي گذشته را به دو دورة پيش از تاريخ و پس از تاريخ تقسيم كنند. اهميت خط در اين است كه ميراث Full Text
        يكي از پديده‌هاي بشري در تاريخ كه از آن با اهميت زياد ياد ميكنند، اختراع «خط» در هزاره‌هاي سوم يا پنجم ق.م در ايران، و شايد در نقاطي ديگر، ميباشد. كشف و اختراع خط سبب شد كه دورانهاي گذشته را به دو دورة پيش از تاريخ و پس از تاريخ تقسيم كنند. اهميت خط در اين است كه ميراث تجربه و دانش بشر كه شفاهي و سينه بسينه منتقل ميشد بصورت نگارش در اوراقي محفوظ براي آيندگان و نسلهاي بعد باقي ميماند و از بركت خط و كتاب و كتابت و صنعت چاپ بود كه دانش بشري بسرعت رشد كرد و فرهنگها را غني ساخت و تمدنها را گسترش داد. «كتاب» يكي از دستاوردهاي مهم بشر براي حراست از دانش و تجربه» خود و سپردن به نسلهاي پس از خود است و تاريخ در اهميت كتاب ‌نشان ميدهد كه دشمنان تمدن و دانش ايران باستان كه از يونان به ايران سرازير شده بودند، چگونه در كنار تخريب آثار ظاهري تمدن، به نابود كردن كتابهاي علمي آن زمان همت گمارده و تا چه اندازه از اين طريق ايران امروز را از ثروتهاي كهن خود محروم ساختند. امروز گرچه پديده و ابزارهايي رسانه‌يي كه به «فضاي مجازي» مشهور شده‌اند و رقيب كتاب گرديده و ارتباط اذهان بشر را با آورده‌هاي خود ‌كه گاه بدآموزي اخلاقي و سياسي دارد بهم مي‌آميزند و در واقع خطري براي رواج كتاب شمرده ميشود و دور از دسترس عوامل و موانع حكومتي به تخريب عقايد و فرهنگ و اخلاق مردم ايران ميپردازد، امّا خطر ديگري نيز رشد دانش و فرهنگ و آموزش و پژوهش را دچار ضعف و فتور مينمايد و مقصود اصلي از اين نگارش است و آن موضوعي بظاهر ساده و كوچك بنام مسئلة «كاغذ» است اما بقدري مهم و اساسي است كه كمبود و گراني آن سبب شده بسياري از كتب مهم و مجلات مفيد از نعمت چاپ محروم بمانند يا در تعدادي اندك چاپ شوند و بدست افراد كمتري برسند و بدلايلي از اينگونه، بهاي كتاب نيز گران شده و بسياري از اربابان نياز، از خريد آن نااميد باشند و بدينصورت، سدي بزرگ ميان كتاب و كتابخوان قرار گيرد، و اين يك ضايعه» علمي و فرهنگي است. كاغذ در حوزة كتاب و نشريات تمدنساز، تنها يك كالا نيست كه دستخوش تغييرات بازار شود و بهاي آن فراز و نشيب داشته باشد بلكه موضوعي مهم و داراي موقعيت سوق‌الجيشي فرهنگي و سياسي (استراتژيك) است، زيرا دشمن ميتواند از اين ناحيه، افراد اين ملت را از تأليف و طبع و نشر كتاب ‌كه تا حدودي تحت نظارت دولت است دور نمايد و از سوي ديگر از فضاهاي رسانه‌يي خود به تأثيرگذاري بر اعتقاد و انديشه و دانش مردم ما روي آورده و به نابودي آن بپردازد. در صحنه‌يي چنين، ضروري است كه به اين موضوع حساس در عرصة جنگ نرم دشمن با ما، بيشتر توجه شود و سياستي جداي از ديگر امور و مقدماتي اقتصادي براي ارزاني بهاي تمام شده كتاب تدوين گردد. گرچه برخي اقدامات جزئي دولتي در جريان است اما خطر دور شدن مردم دانش‌پژوه و دانشجوي ما از كتاب، و هضم و جذب شدن آنها در ابزارها و رسانه‌هاي دشمن در كمين، همچنان باقي است و همتي بلند و عزمي جزم و نظارتي ويژه ميطلبد. Manuscript Document
      • Open Access Article

        24 - 29th Mulla sadra confreres on Iranian Wisdom and hikmat motaaliah
        Seyyed Mohammad Khamenei
        Iranian Wisdom and hikmat motaaliah
        Iranian Wisdom and hikmat motaaliah Manuscript Document
      • Open Access Article

        25 - Editor note
        Seyyed Mohammad Khamenei
        culture cultural politics football
        culture cultural politics football Manuscript Document
      • Open Access Article

        26 - Editor's Note
        Seyyed Mohammad Khamenei
        Qassem Soleimani School of Martyrdom Love school
        Qassem Soleimani School of Martyrdom Love school Manuscript Document
      • Open Access Article

        27 - Editor's Notes
        Seyyed Mohammad Khamenei
        Covid 19 Creation Global World
        Covid 19 Creation Global World Manuscript Document
      • Open Access Article

        28 - Editor's note
        Seyyed Mohammad Khamenei
        kheradname ye sadra
        kheradname ye sadra Manuscript Document
      • Open Access Article

        29 - Philosophy and Art
        Seyyed Mohammad Khamenei
        Philosophy and Art Philosophy of Art
        Philosophy and Art Philosophy of Art Manuscript Document
      • Open Access Article

        30 - Editor's Note
        Seyyed Mohammad Khamenei
        حكمت‌گريزي و دوري از معنويت و اخلاق، در حكم فرار از انسانيت است و هر جامعه و هر فرهنگي كه از حكمت و معنويت بدور باشد يا از آن بگريزد، در دامان جاهليت‌ ‌افتاده و در لُجّه ظلمت فرو رفته است؛ چه كلام الهي حكمت را برابر «خير كثير» و هر فرد يا جامعه را كه از حكمت و صلاح رويگ Full Text
        حكمت‌گريزي و دوري از معنويت و اخلاق، در حكم فرار از انسانيت است و هر جامعه و هر فرهنگي كه از حكمت و معنويت بدور باشد يا از آن بگريزد، در دامان جاهليت‌ ‌افتاده و در لُجّه ظلمت فرو رفته است؛ چه كلام الهي حكمت را برابر «خير كثير» و هر فرد يا جامعه را كه از حكمت و صلاح رويگردان باشد، گرفتار «شّر كثير» و اسير فاسدان و ناصالحان يا همان «طاغوت» ـ يعني سركشان از قوانين و سنن الهي و فطرت و عقل سليم ـ دانسته است. نماد و مصداق اينگونه جوامع در زمان حال، جوامع غربي و مدّعيان انساندوستي و مدافعان دروغين حقوق بشر و آزادي ذاتي او ميباشند كه مدعي «رهبري دنياي آزاد» بودند و فرهنگ جاهلي خود را فرادست فرهنگها و تمدنهاي اصيل شرقي معرفي ميكردند. ملتي بي‌ريشه و نوپا و وارث بربريت طوايف مهاجم و مهاجر نيمه‌وحشي قديم اروپا، كه چشم ديدن نظامي اسلامي را نداشتند و با آن به خصومت ميپرداختند، ولي دست تقدير و سنت الهي پرده از فريبكاري دجّالانه آنها برداشت و كار دموكراسي و عقلانيت دروغين آنها به رسوايي كشيد. وقايع انتخاباتي رياست جمهوري آمريكا، امسال سبب گرديد دموكراسي و قانونمداري اين دولت مورد تمسخر مردم جهان قرار گيرد و نظام دور از انسانيت و بيرون از تمدن راستين اين جمع وحشي در پنهان، باطن خود را نشان داد. مروز، آشكارا كار نظامي كه مدعي عظمت و سروري بر جهان و بشر بود، به رسوايي كشيده شده و بحكم وعده الهي، اجلش فرا رسيده و نوبت نكبت و سقوط و از هم پاشيدگي او شده است، تا مردم مظلوم آن سرزمين و ستمديدگان ديگر جهان، بدور از ادعاي حكومت آمريكا بر دهكده جهاني، روي استقلال و زندگي سالم بخود ببينند. روي ديگر اين برگ تاريخ و در اين سوي جهان كه مشرق انوار الهي است، پديده ديگري هست؛ حكومتي كه بنام خدا و بر پايه» حكمت و بدست حكيمان الهي بر پا شده و هر روز سرافرازتر و پيروزتر به راه خود و ترويج تمدن عالي و انساني قرآني و اهل بيت عليهم السلام ادامه ميدهد و تماشاگر سقوط و هلاك كساني است كه با صراط مستقيم الهي محاربه ميكردند؛ «صدق‌الله العلي العظيم». Manuscript Document
      • Open Access Article

        31 - Editor's Note
        Seyyed Mohammad Khamenei
        اصل در انسانيت انسان، همان فرهنگ و انديشه» اوست و نهاد فرهنگ و معارف و اجزاء سازنده و پيراموني آن، همچون حكمت و علوم ديگر، در ميان بخشها و نهادهاي ديگر اجتماعي در حكم سنگ اصلي بناست، و همانگونه كه شخصيت و ارزش واقعي يك فرد را، نه با زر و ثروت و زور بلكه با سطح فرهنگ و ش Full Text
        اصل در انسانيت انسان، همان فرهنگ و انديشه» اوست و نهاد فرهنگ و معارف و اجزاء سازنده و پيراموني آن، همچون حكمت و علوم ديگر، در ميان بخشها و نهادهاي ديگر اجتماعي در حكم سنگ اصلي بناست، و همانگونه كه شخصيت و ارزش واقعي يك فرد را، نه با زر و ثروت و زور بلكه با سطح فرهنگ و شكل انديشه ـ و سپس دانش ـ او ميسنجند، ارزش واقعي جوامع متمدن و ملل نيز با فرهنگ و ارزشهاي ناشي از انديشة فلسفي و اخلاقي آنها ارزيابي ميشود. متأسفانه برغم فريادهايي كه دربارة زوال يا سير نزولي پژوهش و آفت علوم انساني و بويژه در بخش فلسفه و علوم عقلي در بيشتر محافل زده ميشود، همه ساله سهم اين حوزة مهم در بودجة كشور ناچيزتر ميگردد و فرياد عطش اين دشت كويرگونه و خشكسالي اين وادي تشنه، به گوش ملائكه موكّل بر آن نميرسد و تير دعاي باران اين جماعت فرهنگي و سربازان گمنام حكمت و دانش، به هدف اجابت نميخورد. فلسفه و حكمت در اين ميان ـ ‌يعني در ميان خانوادة فرهنگ و رشته‌هاي فراوان علم و فرزندخواندگان آن كه گاه بنام هنر، نسب خود را به فرهنگ ميرسانند‌ ـ از همه محرومتر و صداي آن از همه ضعيفتر و دست آن از همه كوتاهتر است. مقدار بودجه‌يي كه در كشور صرف تقويت و تغذية نهادهاي مربوط به آن ميشود، حتي كفاف حيات و جلوگيري از زوال آنها را نميدهد، چه رسد به رشد و ارتقاي آنها. دولت و بويژه مجلس شوراي اسلامي ـ‌كه ژرفتر و بي‌پيرايه‌تر به اهميت امور ميپردازد‌‌ـ بايد توجه داشته باشند كه: اولاً، در كنار علوم و فنون و هنرهاي وارداتي كه خزانه و امهات آن در غرب است، تنها فلسفه و علوم عقلي است كه سرماية تاريخي و ملّي ماست و دهها قرن در اين سرزمين باليده و شاخه‌هاي خود را به ملل همسايه فرستاده است و نقطة قوت و برتري ما در جهان در عرصة گفتگوي فرهنگها و مقايسة تاريخها و ملتها ميباشد. ثانياً، اگر سود و فايده را ملاك قرار دهيم و پاي مقايسه پيش آيد كه آيا فلسفه و حكمت و اخلاق براي جامعه مفيدتر است يا براي مثال موسيقي و فوتبال؟ مسلم است هرچه سود بيشتر برساند سزاوار سهم بيشتري است. اما بايد پرسيد كه آيا افراد جامعه با گذراندن وقت با اقسام هنر و ورزش، راه صحيح زيستن و خوشبخت زندگي كردن را مي‌آموزند يا با علوم عقلي كه پاسخگوي نيازها و پرسشهاي اصلي و فطري بشر ـ ‌از كودك تا بزرگسال ـ است؟ و كداميك بهتر ميتواند خط‌مشي درست براي كامروا و سعادتمند بودن را به وي بياموزد؟ و پيشگيري از جرم و جنايت و منع ارتكاب خلاف هنجارهاي اجتماعي و اخلاقي را ببار بياورد؟ ثالثاً، در صورتي كه همة اعضاي اين خانواده را در سودمندي برابر بدانيم، باز ملاك مهمتري در توزيع بودجة سالانه پيش روي ما قرار دارد كه بايستي معيار كار قرار گيرد؛ يعني بايد بررسي كرد كه فقدان كداميك از نهادهاي فعال جامعه، ضايعه ببار مي‌آورد و ضعف كدام بخش از بخشهاي مرزوق دولت و مجلس، ميتواند فرهنگ و استقلال فرهنگي ملت و كشور را به خطر بيندازد؟ بديهي است كه فقدان و نبود برخي از اقسام هنر و ورزش بهيچوجه ضايعه نيست و براي ملت و كشور هيچ خرابي‌يي ببار نمي‌آورد ـ اگر نگوييم كه برخي منافع محسوس هم دارد‌ ـ اما فقدان انديشه‌ها و روحهاي سالم در پناه منطق علمي و اخلاق و حكمت و اصول پرورشي، ميتواند ديگر اندامهاي اجتماع را نيز بيمار و عيبناك كند و به نهادهاي ديگر سياسي، اقتصادي، اجتماعي صدمه بزند و خط‌مشي سالم افراد جامعه را به سرگرداني در وادي از خودبيگانگي و جهل و نااميدي مبدل سازد يا مردمي مجرم و خاطي ببار آورد. اميدواريم ‌اكنون كه مرحله بررسي براي توزيع صحيح و عادلانه بودجه در دسترس نمايندگان مجلس شوراي اسلامي است، اين نكات مورد توجه قرار گيرد و حق نهاد مفيد و سازنده‌يي همچون حكمت متعالية اسلامي و علوم عقلي پيراموني آن با ترازوي انديشه و عدالت سنجيده و به آن برسد. Manuscript Document
      • Open Access Article

        32 - Editor's Note
        Seyyed Mohammad Khamenei
        Cyberspace coronavirus Natural order The divine system
        Cyberspace coronavirus Natural order The divine system Manuscript Document
      • Open Access Article

        33 - Editors' Note
        S. Mohammad Khamenei
        بيش از يكسال از ظهور پديدة مرگبار ويروسي بنام كرونا ميگذرد و اين موجود حقير ناچيز، تمام مدعيان قدرت و حشمت جهان را به پيكار خوانده و آنان را در موضع ضعف و فروماندگي نشانده است. مشيّت حكيمانة خداوند متعال اقتضا داشته كه با اين موجود نزديك به هيچ، هم طاغوتيان زمان را از Full Text
        بيش از يكسال از ظهور پديدة مرگبار ويروسي بنام كرونا ميگذرد و اين موجود حقير ناچيز، تمام مدعيان قدرت و حشمت جهان را به پيكار خوانده و آنان را در موضع ضعف و فروماندگي نشانده است. مشيّت حكيمانة خداوند متعال اقتضا داشته كه با اين موجود نزديك به هيچ، هم طاغوتيان زمان را از اوج كبريا و قدرت‌نمايي به مذلّت درماندگي و بيچارگي فروبكشاند و هم عاقبت نافرماني مردم از پيروي فرمان الهي و دين و اخلاق را به آنان نشان دهد و سنتهاي الهي را يادآور گردد. ظهور اين بيماري در كشور ما، و ديگر كشورها، گرچه موجب جنبش دستگاههاي مسئول گرديد و سبب تلاشهاي بسيار شدتا با مداوا و درمان بيماران، را از مرگ بسياري از مردم جلوگيري نمايند امّا اين پرسش جگرخوار و دل‌آزار را يكبار ديگر زنده كرد كه چرا اينگونه كه به سلامت تن و جسم مادي انسان ميپردازيم و به بقاء و حيات ظاهري آنان مي‌انديشيم، در چاره و علاج آسيبها و زخم و ضررهاي روح و جان او ـ‌ روح و جاني كه «هويت» واقعي انسان است‌‌ـ آنچنان كه بايد برنميخيزيم و به درمان و مقابله با آن قيام نميكنيم!؟ چرا براي آفات روحي و فكري و اعتقادي، كه همچون ويروسي هزار چهره و غدّار، عرصة جامعه انقلابي ما را فرا گرفته و در اين چهار دهه پس از انقلاب بدست دشمنان اين ملت و اين نظام ساخته شده و روح و فكر مردم را به پوچي دروني افراد و نابودي هويت ملي و اعتقادي آنها سوق ميدهد، چاره‌يي چنانكه بايد، نمينديشيم؟ در حاليكه انسانيت انسان به روح و روان و انديشه و ميزان عقلانيت او بستگي دارد و بقول سعدي: «تن آدمي شريف است بجان آدميت، نه همين لباس زيباست نشان آدميت» و حكما گفته‌اند كه انساني كه جسمي سالم ولي روح و فكري ناسالم داشته باشد، انسان نيست بلكه حيواني است انسان‌نما كه اثري بجز ضرر و ثمري بجز عبث ندارد. در كنار تشكيلات و ستادها كه براي مبارزه با ويروس كرونا برپا شد، كدام ستاد پادر ركاب و پويا براي رفع و دفع آسيبها و اپيدميهاي روحي و فرهنگي برپا كرده‌ايم؟ و كدام واكسن و دارو براي نجات و گريز از آفات فكري و اعتقادي و فرهنگي فراهم ساخته‌ايم؟ و چرا هر روز آفات روحي و اعتقادي و فكري از نسلهاي جوان ما قرباني ميگيرد؟ بضرورت و حكم عقل و شرع، لازم است كه مسئولين دلسوز كشور بكمك خردمندان و مربيان جامعه، در كنار پيشگيري و علاج بيماري و خطرات جسم و تن افراد، در رفع اين آفات معنوي از جامعه و نظام اسلامي، تشكيلات و ستادها از آنگونه كه بايد، فراهم سازند و سلامت روحي و فرهنگي و اعتقادي جوانان اين ملت را از شر دشمنان بشريت و نظام اسلامي نگهباني كنند. Manuscript Document
      • Open Access Article

        34 - Editor's Note
        S. Mohammad Khamenei
        روز دوازدهم آذرماه امسال چهل و دومين سالگرد تأسيس مجلس خبرگان اول قانون اساسي و تصويب قانون اساسي سرافراز و باشكوه جمهوري اسلامي، پس از انقلاب سال 1357 ميباشد. انقلاب اسلامي ايران با قانون اساسي خود ميخواست نظامي نوين و انساني را در دنيا عرضه كند و قامت بالابلند اسلام س Full Text
        روز دوازدهم آذرماه امسال چهل و دومين سالگرد تأسيس مجلس خبرگان اول قانون اساسي و تصويب قانون اساسي سرافراز و باشكوه جمهوري اسلامي، پس از انقلاب سال 1357 ميباشد. انقلاب اسلامي ايران با قانون اساسي خود ميخواست نظامي نوين و انساني را در دنيا عرضه كند و قامت بالابلند اسلام سياسي و اجتماعي و تمدن حقيقي را به رخ حكومتهاي متمدن‌نما بكشاند، و راه علاج مستضعفين جهان و ايران و رهايي بردگان طاغوتان و شاهان را به آنان نشان دهد. در اصول اين قانون اساسي، نظامي طراحي شده كه بر اساس اعتقاد به توحيد و نبوت و معاد و اسلامي اجتهادي و منطقي ـ نه اسطوره‌يي ـ بنا شود و اهدافي پيشبيني كرده بود كه نقاط مهمي از شأن انساني انسان، يعني كرامت ذاتي و آزادي خدادادي او، هدف اصلي باشد و مديران آينده اين نظام سعي تمام در ايجاد زمينة رشد فضايل اخلاقي ـ همانند اخلاق قرآني ـ و طرد استعمار و بهره‌كشيهاي نظام طاغوتي (ليبرال‌نما و دموكراتيك) داشته باشند و در رفع تبعيض و اجراي عدالت و تأمين حقوق مردم بكوشند و با بالا بردن آگاهي و بينايي و منطق مردم، آنها را به پاسداري آزادي و حقوق ديگر انساني خود وادار كنند. نه در هيچ كشور و ملت و نه در هيچ قانون اساسي كه در جهان امروز هست، قانون و نظامي اينچنين عالي و انساني نوشته نشده است. در اين نظام، حكومت و مديريت و ولايت بر مردم، حق كساني است كه با تقوا و پرهيزكار و بدنبال مصلحت و منافع مردم باشند نه منافع خود، و قدرت را از خدا و مردم بدانند (حكومت الهي)، و هرگاه قدرت آنان را فريب داد، بدست خبرگان در كمين، از مقام خود عزل شوند. انتخاب ولي و رهبر نه بحكم زور و تزوير كه بايد بدست خبرگان وارسته و با مراجعه به رأي مردم (جمهوريت) و حكومت مردمي باشد؛ بدين ترتيب، حكم و قانون واقعي از آنِ خدا و گزينش لايق اين حكومت الهي، حق و وظيفة خود مردم است. حكومت بر بندگان خدا، حق خداست؛ نه ارثي است و نه حزبي و استعماري يا باختيار بيگانگان، از اينرو انتخاب مجلس و دولت به رأي و انتخاب خود مردم واگذار شده تا جمهوريت عملي شود. شايد اتفاقي نباشد كه همين روز (12‌ آذر) در تقويم ما روز معلولين هم تعيين شده است! گرچه منظور جامعة معلولين جهادي سرفراز ما است، اما چه ميشود كرد كه دسته‌يي از مردم دچار معلوليت ذاتي و فكري هستند و متأسفانه اختيار اين نظام الهي فرازمند بدست انتخاب عده‌يي از همين معلولين سياسي و فكري افتاده است و ديديم كه ـ ‌بجز يكي دو مورد ـ بر اثر شعور كوتاه و فرهنگ انتخاباتي بد اكثريت، انتخاب روِساي قواي مجريه و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي غلط و پر اشتباه بود و صراط مستقيم اين نظام از خط ولايت زاويه گرفت. تحت تأثير قدرت‌طلبي منجر به خيانت و وابستگي به بيگانگان برخي مسئولين، قواي اصلي اين نظام از جاده منحرف شد تا بحّدي كه گاهي مجلس و دولتها، نه بسود نظام بلكه بكام دشمن عمل كردند و به بنيان نظام آسيب وارد آوردند و از جهت اقتصادي و مالي و رفاهي و فرهنگي و اعتقادي، صدمات بسيار به همين مردم در واقع شريف و ناآگاه زدند. شگفت آنكه دشمن و برخي نادانان يا مغرضان، اين آسيبها را به اصل نظام ميبندند و شماتت يا شكوه ميكنند. راه درست آنست‌ كه هر ساله يكبار ديگر در سالگرد تدوين قانون اساسي، مردم و صدا و سيما دور هم بنشينند و براي بازگشت وضع موجود اندوهبار كنوني به روزگاري كه شأن مناسب مقام انسان باشد، چاره بينديشند و آرزو و اهداف و تلاشهاي تدوين‌كنندگان قانون را عملي سازند. Manuscript Document
      • Open Access Article

        35 - Laws of Nature as Strategies for Man’s Happiness
        S. Mohammad Khamenei
        The world and nature have been created relying on certain divine rules and principles. Based on the Divine Will and pre-ordination, there is a mutual relationship and interaction not only between all the components of the world of being but also between them and the who Full Text
        The world and nature have been created relying on certain divine rules and principles. Based on the Divine Will and pre-ordination, there is a mutual relationship and interaction not only between all the components of the world of being but also between them and the whole world of creation. As a member of this world, Man can both affect it and be affected by it. This process has been predestined based on the main law and principle of this world, that is, the commensurability of “being” and “good”. Where there is good, there is being (and vice versa), and where there is no good, there is evil or non-being (and vice versa). The only way of attaining true happiness for Man is living in harmony with the system of nature and its governing rules. The divine tradition or the laws of nature are such that any deviation from them will lead to evil, misery, loss, calamity, disease, etc. The world (macro-anthropo) reacts to the good and bad deeds of human beings (micro-anthropo). Sin, which means any disobedience to the Divine orders or transgression from the laws of creation and nature, results in human misery and cruelty and will be followed by Divine punishment and torture. This is the point at which God’s glorious names and attributes are manifested. Manuscript Document
      • Open Access Article

        36 - ٍEditore NOte
        S. Mohammad Khamenei
        زمستان سرد و سخت با «آنهمه ناز و تنعم كه خزان ميفرمود، عاقبت در قدم باد بهار آخر شد» و زمين سرد و بيجان، زندگي و جواني را دوباره آغاز كرد. از خجستگي اين دوره، تقارن دو بهار يعني «بهار طبيعت» كه بهار اَبدان است با «بهار جانها» و دلهاي خسته و بيجان، يعني شعبان و رمضان ميب Full Text
        زمستان سرد و سخت با «آنهمه ناز و تنعم كه خزان ميفرمود، عاقبت در قدم باد بهار آخر شد» و زمين سرد و بيجان، زندگي و جواني را دوباره آغاز كرد. از خجستگي اين دوره، تقارن دو بهار يعني «بهار طبيعت» كه بهار اَبدان است با «بهار جانها» و دلهاي خسته و بيجان، يعني شعبان و رمضان ميباشد؛ فصلي كه بشر خسته‌دل و افسرده‌جان، رو به جواني و تجديد حيات مي‌آورد و جامة كهنة ماده‌پرستي را از تن درمي‌آورد و روح خفتة خود را از خواب زمستاني زندگي عادي و حيواني بيدار ميكند و نويد روزگاري نو را ميدهد و آغوش دل را براي معنويت و ياد جانبخش خداوندگار رحيم و رحمان ميگشايد. در اين دو بهار (بهار جان و بهار تن)، بر هر انسان باخرد و هوشمند است كه تا فرصتي هست لحاف غفلت را از سر خود بدور بيفكند و از زندگي روزمرة حيواني به عرصة انساني و ملكوتي روي بياورد و با عبادت در شعبان و روزه و ترك شكمبار‌گي و شهوت حيواني در رمضان، روح خود را صيقل دهد و زنگار از آينة دل بتراشد و تولدي ديگر را آغاز كند و انسان شود. ماه شعبان منه از دست قدح كاين خورشيد از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد يكي از حقايق جامعه‌شنا‌ختي و فلسفي، جدايي و استقلال هويت هر جامعه از افراد آن است، يعني جامعه نيز مانند هر فرد انسان براي خود احكام و قواعدي دارد و در باطن آن روحي نهفته است كه فرهنگ و اعتقاد او را حفاظت ميكند، فرهنگي حكومت دارد كه كردار و رفتار اجتماعي هر جامعه را نشان ميدهد و آن جامعه را به جامعة سالم يا فاسد و بيمار، جامعه جوان و پويا يا افسرده و ناتوان، و جامعة با ارزش و بي‌ارزش، تقسيم ميكند. جوامع انساني نيز مانند افراد بشر، در كشاكش فشارها و آسيبهاي خواسته يا ناخواستة خود و بسبب دوري از معنويت و ترك صراط مستقيم قواعد آفرينش جهان، دچار بيماري و افسردگي ميشوند، يا بالعكس، در صورت پيروزي بر آسيبها و دشمنان و رويكردن به كمالات معنوي، رشد و تعالي مي‌يابند و با بهره‌گيري از بهار دلها و جانها، روح جواني يافته و شكوفا ميگردند. بهار انقلاب اسلامي در ايران مثالي براي اين واقعيت است. ملت ايران با انقلاب اسلامي خود و روي‌نمودن به معنويت، از بركت روح تازه‌يي كه «نَفَس رحماني» و الهي يافت، توانست پيري و افسردگي تاريخي خود را به كناري بگذارد و شادابي و جواني را از سر بگيرد و استعدادهاي پنهان و خدادادي خود را در همة زمينه‌هاي پيشرفت نشان دهد؛ اگرچه فتنة دشمنان تاريخي و در كنار آنها، حاكمان بي‌تدبير يا خود فروختة داخلي، تحمل اين رشد و شكوفايي را ننموده و سعي بر آن دارند تا اين جامعة پويا را بسوي خزان و افسردگي بكشانند. بايد توجه داشت كه همانگونه كه هر فرد انسان، بنابر وظيفة الهي خود، مسئول رشد و تربيت خود و مكلف به بيدارنگه‌‌داشتن دل و روح خفته درون خود ميباشد، مديران رسمي جامعه نيز مسئول مراقبت و تربيت و بيدارسازي روح افسرده يا خفته هر جامعه و ملت هستند، وگرنه حيات سياسي و استقلال و نيز فرهنگ متعالي آن جامعه و ملت، رو به خطر خواهد رفت و طعمة دشمنان و گرگان در كمين نشسته خواهد شد. Manuscript Document