مقاله


کد مقاله : 13990116236352

عنوان مقاله : سرمقاله

نشریه شماره : 98 فصل زمستان 1398

مشاهده شده : 141

فایل های مقاله : 57 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای siprin@mullasadra.org استاد دکترا

چکیده مقاله

يكي از انواع روابطي كه حق‌تعالي با انسان، در مرحلة پس از آفرينش دارد، رابطة معلّمي است، آنجا كه خود در آياتي از قرآن مجيد، به «تعليم» يعني آموزش انسان تصريح كرده است و نخستين آنها درسي است كه به آدم داد و پس از آن، با واسطگي انبياء، به انسانها دو چيز ـ يعني كتاب و حكمت ـ آموخت تا حق آفرينش را بخوبي ادا كرده و فرزندان جهول و ظلوم آدم را بخودشان رها نكرده باشد. كتاب را اگر همان قوانين عملي زيست يا بتعبيري، همان شريعت بدانيم كه در كسوت فقه ظاهر ميشود، حكمت را جهانبيني درست و‌آموزندة عملي و بمعناي شناخت حقايق آفرينش و آفريدگار يكتا و شناخت خود انسان ميتوان تعريف كرد، تا مسلمان نمازگزار و عبادت‌پيشه، بداند كه مقصود از «الله الصمد» و «اياك نعبد و اياك نستعين» و آيات نوراني ديگر كه به آفريدگار و آفريده‌ها اشارت دارد، چيست، و مؤمن، براي چه نماز ميخواند و از چه خدايي استعانت ميطلبد و با چنين شناختي چگونه بايد زندگي كند؟ پس حكمت، روح شريعت است و شريعت بدون حكمت همانا زاهداني چون برصيصاي يهود و شريعتمداراني خصم شريعت و حكمت ميسازد. نكته اينجاست كه حكمت را نبايد با آنچه با نامهاي مشابه و عناويني كه در اوراق و دفاتري نوشته و بدست شاگردان داده‌اند، اشتباه كرد. از روزي كه ارسطو حكمت را بصورت درسنامه‌هايي چند از خود به ميراث گذاشت، معناي حكمت نيز گم يا كمرنگ شد. حكمت باستاني و حكمت قرآني و اهل بيت گرچه امروز آنرا در كتب و آثار نوشته ميبينيم، اما در واقع بيرون از درس و دفتر بود و بر شهود و ايمان و عرفان و عمل صالح بنا شده بود؛ عرفان و عملي كه از آن مالك اشترها برخاست. امروز هم ديديم كه مردماني بظاهر رنج درس استاد نديده، بتمام قامت در لباس حكمت پديدار شدند، با خلوصي كه از جهانبيني و شناخت درست برخاسته بود و در عمل مزين به عمل صالح مبتني بر شريعت و فتواي ولي بود؛ مردي كه او را بنام فقيرانه «حاج قاسم سليماني» ميشناختند و در واقع نه بر ملك سليمان كه بر ملك قلوب سروري ميكرد. حكمت همراه با شريعت، كه در قديم به آن تلازم حكمت نظري و حكمت عملي ميگفتند، نصيب هركس نشده مگر آنكه او را حاج قاسم‌وار به سعادت هردو جهان رسانيد و مهر جاودانة او را بر همة دلها ارزاني داشت.