﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<ArticleSet>
  <ARTICLE>
    <Journal>
      <PublisherName>مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری</PublisherName>
      <JournalTitle>خردنامه صدرا</JournalTitle>
      <ISSN>1560-0874</ISSN>
      <Volume>22</Volume>
      <Issue>2</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2017</Year>
        <Month>6</Month>
        <Day>21</Day>
      </PubDate>
    </Journal>
    <ArticleTitle></ArticleTitle>
    <VernacularTitle>سرمقاله</VernacularTitle>
    <FirstPage>1</FirstPage>
    <LastPage>10</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi" />
    <Language>fa</Language>
    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>آیت‌الله سیدمحمد</FirstName>
        <LastName>خامنه‌ای</LastName>
        <Affiliation></Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>
    <History PubStatus="received">
      <Year>2017</Year>
      <Month>4</Month>
      <Day>23</Day>
    </History>
    <Abstract></Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">يكي از وقايع گزارش شدة سياسي ـ و بظاهر فرهنگي‌ ـ كشور ما و تردستيهاي مسئولين امضاي سندي بنام سند 2030 ميباشد؛ بمنظور تعريف وضع آموزشي آيندة كشور، اين سند در كمسيوني در يونسكو بامضاي نمايندگان ايران رسيده و بموجب آن، همرنگ شدن ايران با جهان در زمينة آموزش و پرورش جوانان، زمينة اصلي بوده است. حسب شنيده‌ها، هيچيك از مراكز بالادستي و رسمي و قانوني مرتبط با امور فرهنگي، مجلس شوراي اسلامي يا مرجع قانونگذاري ديگري از اين قرارداد حساس و پر زيان، يا اطلاعي نداشته يا رسماً مورد مشورت قرار نگرفته و دعوت به مشاركت در تصميمگيري نشده‌اند.
اين بيگانه‌انگاري و دور از ماجرا نگه داشتن مراكز قانوني و مسئولين امور فرهنگي از سوي برخي كارگزاران دولتي، پديدة باورنكردني و عجيبي است كه متأسفانه در پيش و پس قراردادهايي همانند آن، اندك اندك در اين كشور به عادت تبديل ميشود و صورت نهادينگي بخود ميگيرد و نوعي ياغيگري در روابط خارجي، در جاي اطاعت از قانون و پيروي از سياستها و سياستگذاران مسئول مينشيند و سر به ناكجا آباد خواهد زد.
عجيب بودن اين قرارداد سست‌بنياد از نظر حقوقي و اسلامي، هنگامي بيشتر ميشود كه به محتواي آن توجه شود؛ محتوايي كه مضمون پروتكولهاي صهيونيسم و فتاوي و اهداف تلمود يهود است كه اصرار به فساد كشيدن جامعة بشري و ويرانسازي بنيان خانواده و نشر فساد و فسق و اصول غيراخلاقي و مانند اينها دارد و دولتهاي تابعة خود را در غرب، در ظاهر و قالب مسلك ليبرالي به ويرانسازي اصول اخلاق و تمدن و تهذيب وادار ميكند و سازماني بين‌المللي و بظاهر خوشنام نيز گهگاه عامل و ابزار دست آنها ميشود.
ما از دولتها و ملتهايي در جهان كه از آئين و فرهنگ اصيل ديني پيروي نميكنند ـ يا اصولاً چنين آئين و فرهنگي ندارندـ انتظاري نداريم اما از دولتي كه نمايندة ملت مسلمان ميباشد و از اصل ولايت وابسته به امامان بحق شيعه پيروي ميكند و مشروعيت خود را از آن گرفته و رهبراني چون امام خميني(ره) داشته‌اند و دارند، در حيرتيم كه چگونه اين تناقض عجيب بين قانون كشور و كردار سياسي خود را در نمي‌يابند!
ملت و جامعة ايراني كه در طول قرنهاي گذشته ـ ‌بويژه پس از اسلام و بطور اخص پس از انقلاب اسلامي ايران‌ـ همواره علمدار فرهنگ و اخلاق و تمدن و تربيت نسلهاي بشر بوده و امروز نيز ميتوان ادعا كرد كه تنها پايگاه اين اصول و خصايص انساني و مسئول گسترش و تبليغ آن در جهان ميباشد، چرا بايد از فرهنگ صهيونيستي و تلمودي و سياستهاي شيطاني برخي از دول غربي و سازمانهاي وابسته به آنها پيروي كند و كدام عقل سليم اجازه ميدهد كه حكمت راستين سعادتساز اسلامي و قرآني را به كناري بگذارند و بيخردي و بدبختي و سقوط و انحطاط اخلاقي غربي را ترويج كنند و كدام انسان عاقل و رشيد (غيرسفيه) بجاي ترجيح راجح ـ كه اصل فطري بشر است‌ـ «مرجوح» و ضدفطرت را ترجيح و اولويت ميدهد و اصولي قرآني همچون «نفي سبيل» و ردّ سلطة دشمن كافر كيش را پشت گوش مي‌اندازد؟
بديهي است كه سياست و نظام حكيمانه، الهي و اسلامي ايراني و اصول و قواعد آن هرگز اجازة چنين پيوندي را با دشمن صهيونيستي نميدهد و امروزه كه ملتهاي آزاده و نوانديش به حكمت و آئين فطري نظام جمهوري اسلامي ما روي آورده‌اند و فوج فوج به حمايت ما و مخالفت با نظامهاي دولتي و اجتماعي خود برخاسته‌اند، بسيار دور از خردمندي است كه به سياست اقليتي مستكبر و مرتجع صهيونيستي تسليم شود. ملت رشيد ايران، هرگز تسليم اين فضيحت و ننگ نخواهد شد چرا كه «هيهات منا الذّله» شعار هميشة اين نظام بوده و هست.
</OtherAbstract>
    <ObjectList>
      <Object Type="Keyword">
        <Param Name="Value">سند 2030</Param>
      </Object>
    </ObjectList>
    <ArchiveCopySource DocType="Pdf">http://kherad.mullasadra.org/fa/Article/Download/23725</ArchiveCopySource>
  </ARTICLE>
</ArticleSet>