مقاله


کد مقاله : 13970528105948163930

عنوان مقاله : سرمقاله

کلمات کلیدی : ابن سینا ، مفاخر فرهنگی

نشریه شماره : 91 فصل بهار 1397

مشاهده شده : 44

فایل های مقاله : 1.26 MB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای siprin@mullasadra.org استاد دکترا

چکیده مقاله

چندي پيش دانشگاه علوم پزشكي شهر آنكارا پايتخت تركيه، بپيروي از سياستهاي نادرست حكومتي و فقر فرهنگي ناشي از جدا شدن كشورشان از بدنة فرهنگ اسلامي، ضمن اقداماتي تبليغاتي، ابن‌سينا را «حكيم ترك» و متعلق به تركيه معرفي نموده و تنديس او را با همين اوصاف در مركـز آن دانشگاه نصب نمـوده و او را به ملت خـود و ديگـر ملل، حكيمي تـرك معـرفي كـرد! و بر اساس خبرگزاري آن كشور، با همكاري سفارتخانه‌ها ونهادهاي بين‌المللي قرار است در مرداد امسال آئين بزرگداشتي براي ابن‌سينا در مساجد و در دويست كشور برگزار كند! با كمال تأسف و تعجب، اين اقدام دولت تركيه دربارة مردي از حكماي ايراني اصيل انجام شده است كه تولدش در خراسان بزرگ و در بخارا سرزمين تحت سلطه و حكومت رسمي ايران بوده و همة عمرش را در ايران، ري و همدان و... گذرانده و ضمن آموزش و نشر حكمت (شامل فلسفه و عرفان و منطق و رياضيات و پزشكي و نجوم و دهها دانش ديگر مرسوم آن زمان) در برخي حكومتهاي شيعي ايراني نقش وزارت و سهمي در حكومت داشته و حكومت آنان را به حكمت و اخلاق عملي مي‌آميخته است. پيش از آن، دربارة جلال‌الدين مولوي خراساني نيز كه سرنوشت، مزار او را در سرزميني گذاشته كه روزي جزئي از پيكره ايران شناخته ميشد و زبان و گويش فارسي داشت، همين اقدام انجام شد و او را ترك زبان و جزو ملت «تورك» معرفي كردند و كوشيدند كه سنت سماع مرسوم صوفيان ايراني را فرهنگي تركي و بومي معرفي كنند تا شايد بدينوسيله فقر فرهنگي تاريخي خود را پوشيده و بدينگونه از راه سرقت مواريث تاريخي ملل ديگر سر را بسرفرازي بالا آورند! بنياد حكمت اسلامي صدرا و همة مراكز دلسوز ايران و ايرانشناسي، اين اقدام اخير دولت تركيه را همچون اقدام پيشين آن محكوم و تقبيح ميكند و از مسئولين كشور ميخواهد كه در اينباره عكس‌العمل مناسب و مؤثر انجام دهند. البته در بررسي و تحليل تكرار چنين رويدادها، بايد عوامل آنرا نيز بررسي كرد. يكي از عوامل چنين وقايع شوم، ضعف بينش و مديريت دولتهاي پس از انقلاب و پيش از آن است كه سبب تجري ملل همسايه شده و هر يك بقدر همت خود مواريث تاريخي ما را بسرقت ميبرند؛ چه مسلم است كه ضعف صاحبخانه سبب جرئت همسايه ميشود. در كشوري كه از ابن‌سينا ـ‌كه حكيم و فيلسوفي بيمانند در تاريخ بوده و در همه» دانشهاي زمان خود حتي رياضيات و نجوم و فيزيك و پزشكي استاد زمان و معلم ملتهاست‌ـ فقط به دانش ‌پزشكي او بسنده ميكند و رسماً او را به ملت خود و ملل جهان، يك پزشك قاروره بدست معرفي مينمايد و حتي تصوير ابن‌سينا را طبق گزارش از روي دفاتر بيمه برميدارند، چه انتظاري بيش از اين هست كه او را ديگران ترك بدانند و بسا بعدها غوري و مغول و حتي همچنانكه عربها خيام را عرب دانستند، ابن‌سينا را نيز بدلايلي مضحك، عرب معرفي كنند. ميراثهاي فرهنگي و داشتن تاريخ درخشان و سابقة بيشتر در تمدنسازي و صدور آن به جهان، منشأ عزت و عظمت ملتهاست كه بايد آنرا شناخت و از آن حراست كرد و ملت ايران بحقّ و بحكم تاريخ، داراي اين عزت و عظمت ملي است، بشرط آنكه مديران مملكت قدر بدانند و بر مسند شايسته بنشانند. و كساني كه بسبب فقر تاريخي دست به سرقت مواريث و تاريخ ديگران ميزنند بايد آگاه باشند كه با ربودن و پوشيدن لباس غير بحرام، يعني سرقت مواريث ملت ايران، نميتوان به عزت ملي و تاريخ درخشان رسيد كه بالعكس، ضعف و فرودستي تاريخي آن ملت را برملا ميسازد و فضاحت‌آور است.