مقاله


کد مقاله : 13960528121207602

عنوان مقاله : سرمقاله

کلمات کلیدی :

نشریه شماره : 87 فصل بهار 1396

مشاهده شده : 42

فایل های مقاله : 1.24 MB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای siprin@mullasadra.org استاد دکترا

چکیده مقاله

جرايد و رسانه‌ها گفتند و نوشتند كه برجام دو ساله شد؛ نوزادي كه بيشترين غوغاي مخالفت و احياناً موافقت لفظي را در دو طرف جامعة‌سياسي برانگيخت. دولت امريكا از طريق اين قرارداد يكطرفه و ستمكارانه، عقدة تحقيرشدگي سه دهه پس از انقلاب اسلامي را كه ارزش بين‌المللي او را در جهان درهم شكسته بود، گشود و بزعم خود عجز و تسليم ايران در برابر امريكا را به جهانيان نشان داد. اصحاب حكمت، سياست و حقوق ميدانند كه اين معامله خالي از سفاهت نبود زيرا در برابر آنهمه زيانهاي مالي، اعتباري، آبرويي و فرهنگي نتيجه‌يي جز «هيچ» براي ملت حاصل نشد و امريكا كوشيد تا حتي اعضاي دولت ايران و طرفهاي قرارداد با خود را با رفتارها و تحريمهاي ناقض قرارداد خود در انظار جهانيان ناچيز و ناتوان و بازيچه قلمداد كند و خود را غالب و قاهر نشان دهد. دشمن از اين طريق كوشيد كه علاوه بر ويران كردن سرمايه‌ها و دستاوردهاي اقتصادي و صنعتي و علمي، به بنيان رفيع حكمت و اخلاق و عقلانيت اين ملت با تزوير و امضاي قراردادي بنام 2030، حمله كند و بگمان خود، ملت شريف ايران را به جامعه‌يي دور از شرف و اخلاق بدل نمايد. نقادان دلسوز جامعه گرچه برخي عواقب سوء اين بظاهر قرارداد را بيان كردند و مشكلات اقتصادي و زيربنائي و مفاسد ناشي از آن را برشمردند، اما دربارة آسيب و آفتي كه به فرهنگ و اعتقادات ديني و زيست حكيمانه عامة مردم ميرسد كمتر سخن گفتند و به خطرات تحميل فرهنگ فاسد امريكايي و بحراني بيهويتي كه از آن حاصل ميشد، جز اندك، نپرداختند. دشمن گرچه بظاهر، خود را در زمينة جلوگيري از فعاليتهاي هسته‌يي ايران پيروز و موفق ميداند اما آگاهان دشمن‌شناس ميدانند كه هدف اصلي دشمن، سلطة معنوي و فكري و فرهنگي بر ملت انقلابي ايران و تغيير مسير آنان از حكمت و اخلاق و اهداف ارزشي به اباحيگري و حيات حيواني و مسخ و سقوط در فساد اخلاقي است. اين دشمن بخوبي ميداند كه اگر جز اين عمل كند و اگر فرهنگ انقلابي بشري و آزاديبخش ايران بدينگونه در دنيا منتشر شود، ملتهاي ستمديده، امريكا و غرب و مستعمرات نفت‌خيز عربي آنان در آينده‌يي نزديك سيلگونه بنياد حكومت سرمايه‌داري صهيونيستي آنان را خواهد برد و عدالتجويي و فضيلت كه ميوة اسلام و حكمت اسلامي است، فرهنگ مردم جهان خواهد شد. دلسوزان حكمت و فضيلت و اخلاق اين سرزمين نشان داده‌اند كه بحكم وظيفة خود نميتوانند ساكت بنشينند و همچون سرباز پاكباختة از جان گذشته، بدلالت ولايت از آتش باختيار، وظيفة خود را ميشناسند و بحكم عقل و وجدان و توان و ايمان خود، عمل خواهند كرد كه حكيمان گفته‌اند چراغ حكمت، شعلة الهي است وخاموش نخواهد شد؛ «يريدون ليطفؤوا نورالله بأفواههم و الله متّم نوره و لوكره الكافرون».